تفریحی و گردشگری, دسته‌بندی نشده, مقاله

میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر

نگاره اصلی میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر

میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر

طرح مسئله

نشاط یا شادی یک وضعیت عاطفی است که احساسات مختلف (از رضایت تا اوج شادی) را در بر  می گیرد و عامل انرژی و زنده دلی انسان می باشد. مارتین سلیگمن از بنیانگذاران روان شناسی مثبت، نشاط را عبارت از عواطف و فعالیت های مثبت تعبیر می کند. و نشاط اجتماعی در زندگی احساس خوشبختی، اعتماد متقابل، احساس تعهد و نشانه ای از نگرش های مثبت نسبت به جهان و محیطی که فرد در آن زندگی می کند را در بر می گیرد. بنابراین تعریف نشاط اجتماعی یعنی شادمانی های فطری و طبیعی که در یک جامعه تعین پیدا می کند و این پدیده اجتماعی از بیرون و درون، زندگی انسان ها را تحت تاثیر فراوان قرار می دهد.

نشاط اجتماعی یا شادمانی به عنوان یک پیامد مهم در احساس رضایت شغلی و خوشبختی انسان مطرح است که نه تنها زندگی شخصی بلکه جنبه های اجتماعی حیات ما یعنی کنش ها و ارتباطاتی را که با دیگران برقرار می کنیم تحت تاثیر خود قرار می دهد.

بنابر نظر حسن موسوی چلک، مدیر کل دفتر امور آسیب های اجتماعی معاونت رفاه اجتماعی، نشاط اجتماعی دارای آثاری چند بر زندگی شهروندان و جامعه بوده که از جمله آن ها عبارتند از: تعلق اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی، وفاق اجتماعی، ارتقاء شاخص های سلامت روانی و اجتماعی، افزایش رضایت از زندگی یا رضایت شغلی، پویایی اجتماعی، کاهش هزینه های مردم، افزایش امید در جامعه، زندگی متعادل و با ثبات، ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش خلاقیت و نوآوری، کاهش آسیب های اجتماعی خصوصا در جوانان.

در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد سالم تر خواهد بود. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر به دست می آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می شود. شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. تعريف شادی در علوم كلاسيک عبارتست از هیجانی که در اثر محرک های درونی و بیرونی ارگانیزم را در جهت انبساط عضلانی و روانی سوق می دهد.

ماهیت شادي در انسان غریزی است اما نوع و چگونگی آن به يادگيري و متغيرهاي محيطي و فرهنگي بستگي دارد. همچنین مي توان بين شادي و نشاط تفاوتي قائل شد. شادي يک هيجان انبساط با تظاهرات بیرونی و زودگذر است، اما نشاط يک احساس انبساط و شادماني دروني است که پايدار و بادوام است. شادي هميشه با هيجان هاي لبخند و خنده و حرکت همراه است اما در نشاط احساس بهجت و سرور لزوما با خنده همراه نيست ولي احساسي است که موجب لذت فرد مي شود. جامعه ناشاد مردم را به بی تفاوتی نسبت به پدیده های سیاسی و کاهش مشارکت سیاسی آنان می کشاند و این امر موجب سرمایه گذاری برای توطئه چینی دشمنان می شود.

جامعه شناسی، شادی را علاوه بر حالتی درونی به مثابه پدیده ای اجتماعی در نظر می گیرد و بر تاثیر مولفه های اجتماعی و فرهنگی بر آن صحه می گذارد. پایه اصلی شادی و غم در درون انسان است اما چون انسان موجودی اجتماعی است شادی و غم او تا حد زیادی تحت تاثیر روابط با دیگران، میزان کسب موفقیت ها، تامین نیازها و انتظاراتش از محیط اجتماعی و حتی خدا است. اندوه مادی متاعی شیطانی و شادی هدیه ای رحمانی است.

اغلب مردم درباره رضایت از زندگی خود، با خوشبینی حرف می زنند، به طوری که هفتاد درصدشان معتقدند که رضایت آن ها، از ناراضی بودنشان بیشتر است. کمتر از هفت درصد نیز بیش از آن که راضی باشند، ناراضی اند. هفتاد و پنج درصد مردم می گویند که در طی چند هفته پیش، به دلایل متعددی شاد شده اند و سی درصد هم از احساس تنهایی، ملامت و افسردگی، حرف می زنند. در اروپا، رضایت از زندگی و شادی، از یک کشور به کشور دیگر تفاوت می کند. در هلند، چهل درصد مردم، خود را بسیار شاد می دانستند و حال آن که کمتر از ده درصد مردم پرتقال چنین نظری دارند. و این در حالی است که مردم اروپا در مقایسه با مردم امریکا در مجموع، خود را ناشادتر ارزیابی می کنند؛ اما نسبت به زندگی، نظر مثبت دارند.

به همین ترتیب شادی می تواند یک هیجان کاذب و زودگذر باشد در حالی که ماهیت نشاط، اصیل، مثبت و بادوام است. نشاط فردی به گونه ای عمل می کند که مصداق بیرونی داشته باشد. بدون وجود متغیرهای نشاط انگیز در محیط و موقعیت بیرونی به راحتی نمی توان به نشاط طبیعی دست یافت. به نظر مي رسد كه زندگي نوين فعلي همراه با گسترش زندگي اجتماعي در قالب هاي تعريف شده زندگي شهري و دور شدن انسان از طبيعت، بهترين بهانه هاي صاحبنظران علوم مختلف براي باز تعريف شادماني در قالب هاي اجتماعي باشد. کشف فرآيندي كه رفاه و شادماني فردي و خودخواهانه را به نشاط جمعي و بشردوستانه نزديك مي نمايد دغدغه آنان است. نشاط اجتماعی لازمه سلامت اجتماعی است و سلامت اجتماعی که شاخه ها و ابعاد گوناگونی دارد خود در بستر امنیت اجتماعی قرار دارد. ابعاد سلامت اجتماعی شامل همبستگی و انسجام و پذیرش و شکوفایی و نشاط اجتماعی است.

مهمترین هدف زندگی هر انسانی رسیدن به شادی است. پذیرش فرهنگ شادی ضروری ترین عامل تغییر نگرش به جوانان است زیرا شادی به عنوان نتیجه و پیامد شرایط مطلوب اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، فعالیت های مفید انسانی را برمی انگیزد. شادی و نشاط احساس نزدیکی به دیگران، احساس دوست داشتن، احساس اعتماد و کیفیت تعامل با دیگران را موجب می شود.

پیامدهای این هیجان مثبت چنان در جامعه بارز و آشکار است که مزلو، یکی از نظریه پردازان مشهور در حوزه روابط انسانی، مولفه و شاخصه اصلی انسان هایی که در راستای خودشکوفایی، کمال و توانمندی های خویش تلاش می کنند را، احساس شادی آنان می داند. به طوری که کمبود و فقدان آن، افسردگی، بدبینی و ارزیابی منفی از رویدادها، بی علاقگی به اجتماع و کار، کمرنگ شدن وجدان کاری، ناهنجاری های اجتماعی، رواج خشونت در روابط اجتماعی و … را به بار می آورد. از جمله مزایای افزایش نشاط در جامعه کاهش آسیب های اجتماعی، رشد فضایل اخلاقی و پایبندی به اخلاقیات  می باشد که در این وضع میزان رضایت از زندگی به صورت ذهنی و عینی بیشتر می شود. براساس نظر كارشناسان سازمان جهانی بهداشت،‌ سلامتی نه فقط به فقدان بیماری و نقص عضو بلكه به حالت رفاه كامل جسمی، روانی و اجتماعی اطلاق می شود.

بوعلی سینا در کتاب”اشارات و تنبیهات” به پیروی از نظریه ارسطو، برای شادمانی مراتب چهارگانه حسی، تخیلی، توهمی و تعقلی قایل شده است و معتقد است که کامل ترین این درجات، شادمانی تعقلی است. با این حال توسعه تجارب، پیشرفت دانش و دگرگشت سمت و سوهای زندگی بشر در دهه های اخیر، بعد جدیدی از شادمانی که همان شادمانی بیرونی است، فراروی ما گشوده که در این بعد، رنگمایه های اجتماعی بسیار قوی است. از دیدگاه علم تندرستی شادمانی به عنوان مهم ترین جزء تندرستی، از  دو زاویه مورد بررسی قرار گرفته است. بعد اول آن  بیشتر ذهنی بوده و به تجارب پدیدارشناسانه و شخصی از مفهوم شادمانی توجه دارد. همانطور که می دانید پیوند علم روان شناسی با بعد ذهنی شادمانی، بیشتر ریشه تاریخی دارد و با توجه به اشتراکات بیشتر این دو حیطه، سازگارتر نیز می نماید تا جایی که بیشتر صاحب نظران این علم به دنبال یافتن رهبردهای درونی و ذهنی برای دستیابی به حداکثر احساس نشاط و شادمانی بوده اند. اما بعد دوم شادمانی در چارچوب زندگی اجتماعی و روزمره تبلور یافته و به تظاهرات عینی که می تواند ایجاد شادی نماید و در همه زمان ها و مکان ها یکسان می باشد اطلاق می گردد.

بنابراین تعریف، سلامت روانی به عنوان یكی از معیارهای تعیین كننده سلامت عمومی شناخته می شود. فردی كه از سلامت روانی و نشاط برخوردار است، ضمن احساس راحتی و آسایش قادر است در اجتماع به راحتی و بدون اشكال به فعالیت بپردازد و ویژگی های شخصی وی در آن اجتماع،‌ موجب خشنودی و رضایت است. امروزه بسیاری از ملل برای مقابله با آثار منفی تکنولوژی و صنعت (اضطراب و افسردگی و انزوا و…) خصوصا در شهرها به نوعی در صدد ایجاد یک محیط زیستی سالم، بانشاط و شاد برای شهروندان می باشند. زیرا نشاط، همبستگی فرد با محیط را  می گستراند. یکی از مهمترین اصول در حوزه مدیریت منابع انسانی توجه به مقوله شادمانی و نشاط انسان هاست زیرا انسان با نشاط در اجتماع انسانی کارا، مولد و سازنده است. طرح مساله نشاط اجتماعي در ایران تقريباً نوظهور است حال آنکه این مسئله احتیاج به مطالعات کیفی و کمی گسترده دارد. اکنون در سطح ملی مسئولین مشغول تدوین منشور نشاط اجتماعی می باشند. همین امر حکایت از کمبود این مقوله در ایران است.

در این منشور از مهمترین شاخصه های نشاط اجتماعی افزایش روحیه شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی، تعالی روحی و دینی، نشاط فردی و جسمانی نام برده شده است که در صورت وجود و افزایش این شاخص ها در جامعه، پیامدهای بسیار مثبتی را در جامعه خواهیم دید. مطالعات نشان‌ می‌دهند که امروز در کشور، شادی و نشاط کالایی کمیاب است و در پی آن بیماری‌های روحی و روانی رو به افزایش. در واقع، به‌ میزانی که جمعیت جوان کشور افزوده می‌شود از میزان شادی و نشاط در جامعه کاسته می‌شود.

بنابراین ایجاد زمینه های نشاط اجتماعی در بین شهروندان باعث رغبت بیشتر آنان به مشارکت و همبستگی اجتماعی و متعاقبا به سلامت و امنیت اجتماعی خواهد شد. و شهروندان خود را متعهد به پاسداری از ارزش های مورد توجه جامعه خواهند دانست. نشاط و سلامت روحی و اجتماعی بین شهروندان باعث ارتقاء فعالیت و مشارکت بیشتر آن ها در امر توسعه وآبادانی کشور خواهد شد. در مقابل تا مادامی که شهروندان ناکامی و سایر احساس های ناخوشایند را در شهر تجربه می کنند ناخودآگاه از جامعه دل زده شده و ارزش هایی را که جامعه مروج آن هاست شایسته احترام نخواهند  دانست. در نتیجه جامعه متحمل زیان های متعددی از ناحیه نوجوانان و جوانان خواهد شد.

پژوهش حاضر درصدد مطالعه و بررسی وضعیت نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر و عوامل موثر بر آن برای پاسخگویی به سوالات ذیل است.

1- میزان نشاط اجتماعی شهروندان بوشهری چه اندازه است؟

2- آیا رابطه معناداری بین متغیر های زمینه ای(سن، جنس، تاهل، تحصیلات، وضعیت اشتغال، شغل، درآمد و نوع مسکن) و نشاط اجتماعی شهروندان شهر بوشهر وجود دارد؟

3- آیا رابطه معناداری بین عوامل اجتماعی و فرهنگی(عدالت اجتماعی- همبستگی اجتماعی- میزان دینداری- میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی- وضعیت خانوادگی- پایگاه اجتماعی، اقتصادی) و نشاط اجتماعی شهروندان شهر بوشهر وجود دارد ؟

 

ضرورت تحقیق

امروزه نشاط اجتماعی یکی از مهم ترین نیازهای جوامع بشری است چرا که شهروندان به ویژه ساکنین کلان شهرها فرصت کمتری برای اندیشیدن به خود و نیازهایشان دارند و به شدت مستعد افسردگی اند.

افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از: قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال. افلاطون شادی را حالتی از انسان می داند که بین سه عنصر عقل و احساس و امیال، تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد. جان لاک و جرمی بتنام معتقدند که شادی بستگی به تعداد لذات زندگی دارد. مک گیل نیز شادی را به لذت های تمایلات ارضاء شده ربط داده است. ارسطو فیلسوف یونانی عالی ترین خوبی های قابل دسترسی را هم برای عوام و هم برای خواص، شادی می داند. از نظر ارسطو حداقل سه نوع شادی وجود دارد؛  نازلترین سطح شادی که به نظر مردم عادی، لذت است در سطح نسبتا بالاتر و در نظر خواص، شادی معادل عملکرد خوب است و نوع سوم شادی از نظر ارسطو آن نوع شادی است که بر اثر زندگی متفکرانه ایجاد می شود. ارسطو در واقع شادمانی را عبارت از پروراندن و نشو و نما دادن عالی ترین صفات و خصایص انسانی می داند.

با این حال پیشرفت علوم تندرستی و رفاه اجتماعی در دهه های اخیر ما را با بعد جدیدی از شادمانی که همان شادمانی بیرونی است نیز آشنا می سازد که در این بعد رنگمایه های اجتماعی قوی وجود دارد. احساس نشاط به احساسات مثبت فرد و رضایت خاطر او از زندگی مربوط می شود. رضایت از زندگی نیز با برآورده شدن نیازها، انتظارت، آرزوها و برنامه ها به دست می آید. پیامدهای کمبود نشاط اجتماعی؛ افسردگی، کم تحرکی، افزایش بزهکاری و سایر مشکلات اخلاقی است. در رتبه بندی بیش از 170 کشور جهان در سال 2006 از حیث میزان نشاط و رفاه اجتماعی، ایران رتبه 96 جهان را بدست گرفته است که با توجه به ظرفیت های قانونی و چشم انداز توسعه ای کشور جایگاه مناسبی نیست. به گفته دکتر جعفر بوالهری یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در حال حاضر وضعیت سلامت و نشاط اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلف استرس زا در مرز هشدار و بحران قرار دارد.

آیا افراد جامعه از زندگی خود لذت برده و زندگی بامعنا و هدفمندی را دنبال می کنند؟ بر این اساس برای اینکه جامعه از امنیت و سلامت اجتماعی بالا برخوردار گردد و به یکی از شاخص های اصلی توسعه یعنی نشاط اجتماعی نائل گردد انجام تحقیقات کاربردی در این زمینه امری ضروری به شمار می آید. به دلیل اهمیت این موضوع است که امروزه افزایش نشاط و سرزندگی و امید آفرینی فردی و اجتماعی مفهومی بیش از یک احساس شادی و رضایت و خوش بینی سطحی و معمولی دارد. زیرا که تأثیرات برجسته و شگفت آور روحیه نشاط و امید آفرینی در ابعاد احیاگری و تحول سازی به شکل یک ابزار دگرگونی کارآمد اجتماعی  مورد توجه قرار گرفته است. هنگامی که احساس نشاط و امید در انسان تبلور یابد او به موجودی کارآمد، سرشار از انرژی، نوآور، با جسارت، مبتکر و با نبوغ تبدیل می شود. ضرورت شادی در برنامه ریزی های اقتصادی و اجتماعی دولت ها نیز خود را نشان می دهد، اگر دولت ها به بالا بردن سطح نشاط در جامعه توجه کنند در اجرای برنامه های خود  موفق ترند. به تجربه ثابت شده شادی و نشاط ماده اولیه تغییر جامعه و تحول و تکامل درونی انسان هاست. در جامعه با نشاط و خرسند؛ تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد پویا و سالم تر خواهد بود. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر بدست می آید. در محیط شاد ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می شود. باید توجه داشته باشیم که نسل غم زده محکوم به شکست است. نشاط، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج هاست.

بر این اساس کارآمدی افراد به زیر ساخته های فکری فردی و اجتماعی یک جامعه پیوند می‌خورد. بی تردید خلق و احیای یک جامعه مترقی و توسعه یافته در پرورش و تقویت روحیه های امید آفرین و سرزنده بسیار موثر است. اگر عنصر نشاط در جامعه بدرستی مدیریت علمی نشود، این امر از سوی دشمنان دستمایه بحران آفرینی و دگرگونی اساسی قرار می گیرد. آسیب های فردی- اجتماعی- فرهنگی- سیاسی و اقتصادی از آسیب های دوران جوانی است که نشاط اجتماعی شهروندان را نیز به چالش می کشد. بنابراین بر مسئولین جامعه شهری است که روح شادی و نشاط را در بین شهروندان تزریق نمایند. ظهور بروز زمینه نشاط توسط متولیان می تواند آسیب های اجتماعی را به حداقل برساند. ضرورت و اهمیت پژوهش حاضر این است که در حد توان با رویکردی علمی در پی زدودن دلسردی ها و غم زدگی ها گردد و با بالا بردن زمینه های نشاط و شادابی، موجب پیشرفت حس نشاط و جلوگیری از آسیب های اجتماعی در بین شهروندان شود.

 

اهداف تحقیق

 هدف کلی:

  • شناسایی میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر.

 اهداف جزئی:

  • تعیین رابطه عدالت اجتماعی و وضعیت نشاط در بین شهروندان شهر بوشهر.
  • تعیین رابطه همبستگی اجتماعی و وضعیت نشاط اجتماعی شهروندان بوشهر.
  • تعیین رابطه امکانات تفریحی – ارتباطی و وضعیت نشاط اجتماعی شهروندان بوشهر.
  • تعیین رابطه وضعیت خانوادگی و نشاط اجتماعی شهروندان شهر بوشهر.
  • تعیین رابطه وضعیت دینداری و نشاط اجتماعی شهروندان شهر بوشهر
  • ارائه راهکار جهت تقویت میزان نشاط جامعه آماری مورد مطالعه بر اساس نتایج حاصله.

 

مروری بر تحقیقات پیشین

بطور كلي مرور پيشينه تحقيق، چشم اندازهاي تحليل را وسعت مي دهد و محقق را با افكار متخصصان ديگر آشنا مي كند؛ وجوه گوناگون تحقيق را كه به تنهايي نمي توانست به آنها پي ببرد، برايش آشكار و نهايتا وي را در گزينش چارچوب نظري مسئله تحقيقش كمك مي نمايد. در این فصل سعی گردیده تحقیق حاضر بین رشته ای(روان شناسی- جامعه شناسی) ارائه شود به دلیل اینکه موضوع نشاط هم یک مولفه روانشناسانه و هم مربوط به عوامل بیرونی می باشد. در همين راستا مطالعات و تحقيقات انجام شده در زمينه نشاط اجتماعی را در دو بخش مطالعات نظري و عملي مورد مطالعه و بررسي قرار می دهيم.

 

مرور رویکردهای نظری

در این قسمت به مباحث نظری شادی و نشاط پرداخته می شود. اما از آنجا که از نظر دانشمندان نشاط یکی از ابعاد درونی و ذهنی کیفیت زندگی است ابتدا با تعریف و برخی از نظریات موجود در زمینه کیفیت زندگی این بخش را آغاز می کنیم.

امروزه کیفیت زندگی به عنوان عنصری کلیدی در سیاست گذاری و بررسی سیاست های حوزه عمومی مورد بحث قرار می گیرد. کیفیت زندگی را می توان در دو سطح خرد(فردی-ذهنی) و کلان(اجتماعی- عینی) تعریف کرد. سطح خرد شاخص هایی نظیر ادراکات کیفیت زندگی، تجارب و ارزش های فرد و معرف های مرتبط مانند رفاه، خوشبختی و رضایت از زندگی را شامل می شود. و در سطح کلان شامل: درآمد، اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش و سایر شرایط زندگی و محیط است. در رویکردهای عملی، کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم کلی تعریف می شود که تمام ابعاد زیستی شامل: رضایت مادی، نیازهای حیاتی، به علاوه جنبه های انتقالی زندگی نظیر؛ توسعه فردی، خودشناسی و بهداشت اکوسیستم را پوشش می دهد.”بن چین لیو(1976)” سه رویکرد را در بررسی مفهوم کیفیت زندگی ارائه می دهد؛ 1) تعریف کیفیت زندگی بر اساس عناصر تشکیل دهنده آن مانند شادکامی، رضایت مندی، ثروت، سبک زندگی و…2) تعریف کیفیت زندگی از طریق بکارگیری شاخص های عینی و ذهنی اجتماعی مانند تولید ناخالص داخلی، بهداشت، شاخص رفاه، آموزش و…3) تعریف کیفیت زندگی بر اساس تعیین متغیرها یا عوامل موثر بر کیفیت زندگی و توجه به  زمینه ها و شرایطی که در آن، سطح کیفیت زندگی تعریف می شود. همچنین در آثار مربوط به لیو موسوم به”شاخص های کیفیت زندگی”در مناطق مرکزی ایالات متحده چنین عنوان شده که تعداد تعریف های کیفیت زندگی متناسب با تعداد آدم ها است ولی چنان چه فردی تقریبا رایج ترین تعریف های مورد استفاده را رسیدگی نماید در می یابد که همه آن ها تا حد زیادی شبیه هم هستند. در واقع وی چنین اظهار می کند که کیفیت زندگی اسم جدیدی به جای اصطلاحات قدیمی آسایش عمومی و رفاه اجتماعی است.

“کاتر(1985)”نیز کیفیت زندگی را به مثابه رضایت فرد از زندگی و محیط پیرامونی تعریف  می کند که نیازها، خواست ها، ترجیحات سبک زندگی و سایر عوامل ملموس و غیر ملموسی را که بر بهزیستی همه جانبه فرد تاثیر دارند دربر می گیرد.

سرآغاز پژوهش های مربوط به کیفیت زندگی که هم زمان با عصر شکوفایی دانش و تفکر بشری بود با این تفکر نمو یافت که هدف زندگی خدمت به سلاطین تعریف نمی شد بلکه هدف از زندگی خود زندگی قلمداد گردیده به همین دلیل مقوله خودشکوفایی و شادی انسان نیز، ارزشمند تلقی شد و جامعه به عنوان ابزاری برای فراهم سازی زندگی خوب و شاد برای شهروندان محسوب گردید.

اولین مطالعه در مورد  شادمانی در سال 1912 میلادی در بین دانش آموزان انگلیسی انجام شد. در سال های بعد از آن چند مطالعه دیگر در آمریکا در مورد سطح لذت دانش آموزان انجام گرفت ولی مطالعات مربوط به شادمانی به دلیل جنگ های اول و دوم جهانی به دست فراموشی سپرده شد. بعد از جنگ جهانی دوم مطالعات مجددا آغاز شد و در سال های اخیر به شدت افزایش یافته است و در برخی از کشورهای دنیا شادمانی به عنوان یکی از ملاک های کیفیت زندگی است. بنابراین سالانه میزان شادمانی مردم اندازه گیری می شود.

در دهه 1960 سازمان های نظر سنجی آمریکا، پرسشی را راجع به شادی و رضایت از زندگی شروع کردند و این کار منجر به تعدادی کار کلاسیک اولیه شد: کانتریل(1965) الگوی دغدغه های انسان، که یک پیمایش بین اللملی با حجم نمونه 23875 نفری را به انجام رساند.

 

در سال 1966 ویلسون بازبینی ادبیات مربوط به شادی را در بولتن روان شناختی منتشر کرد. کمپل، کانورس و راجرز(1967) کیفیت زندگی آمریکایی را در مرکز پژوهش زمینه یابی در دانشگاه میشیگان مورد بررسی قرار دادند. برادبورن(1969) ساختار سلامت روان شناختی که از پیمایش نورک استفاده کرده بود را مورد بررسی قرار داد. مجله پژوهش شاخص های اجتماعی(1974) در شروع کار خود مطالب زیادی راجع به شادی منتشر کرد. مجله شخصیت و مجله تفاوت های فردی، شمار زیادی از مقالات مربوط به تفاوت های فردی در شادی را منتشر کرد.

تستا و سیمونسون(1996) نیز کیفیت زندگی را در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی مورد مطالعه قرار داده اند و آن را معطوف به تجارب، اعتقادات، انتظارات و ادراک فرد می دانند و در سال 1984 داینر همین کار را انجام داد که در سال 1999 روزآمد شد. مجلات روان شناختی نظیر مجله شخصیت و روان شناسی اجتماعی نیز شروع به منتشر نمودن مقالات مربوط به شادی کردند. در سال 1999 وینهوون کتاب سه جلدی “همبسته های شادی”را که در آن 630 زمینه یابی عمده در سراسر جهان را دوباره تجزیه و تحلیل کرده بود، پدید آورد. وی با بررسی ادبیات پژوهش های مربوط به شادی معتقد است از سال 1911 تا 1975 تعداد 245 پژوهش تجربی در مورد شادی انجام شده است.

تاکنون مفهوم تندرستی و مهمترین جزء آن شادمانی از دو زاویه مورد بررسی قرار گرفته است. بعد اول آن بیشتر ذهنی بوده و به تجارب پدیدارشناسانه و شخصی از مفهوم شادمانی توجه دارد. همانطور که می دانید پیوند علم روانشناسی با بعد ذهنی شادمانی ریشه تاریخی تر داشته و با توجه به اشتراکات بیشتر این دو حیطه سازگارتر نیز می نماید تا جایی که بیشتر صاحبنظران این علم به دنبال یافتن راهبردهایی درونی و ذهنی برای دستیابی به حداکثر احساس نشاط و شادمانی بوده اند. اما بعد دوم شادمانی در چارچوب زندگی اجتماعی و روزمره تبلور یافته و به تظاهرات عینی که می تواند ایجاد شادی نماید و در همه زمان ها و مکان ها یکسان می باشد اطلاق می گردد.

بر اساس دیدگاه”بلک اسلی و گروسارت متیک”در ذیل به مهمترین عواملی می پردازیم که در ایجاد شادمانی نقش اساسی دارند. بخشی از این عوامل در واقع ویژگی های تعیین کننده یک جامعه هستند که میزان شادی و رفاه افراد آن جامعه را تعیین می کند که به قرار ذیل اند:

ثروت: در اینجا منظور از ثروت میزان قدرت خرید مردم و امکان تهیه تسهیلات زندگی می باشد. این شاخص به طور واضح تعیین کننده استطاعت مادی افراد برای تامین نیازهای اولیه انسانی می باشد. تحقیقات نشان می دهد که رابطه مثبت میان ثروت و میزان شادمانی پس از یک روند منطقی افزاینده سیر کاهشی پیدا می کند. به عبارتی دیگر هرچند توانایی مادی چون مواد غذایی، سرپناه و… ملزومات اولیه برای برآوردن نیاز های اساسی انسان و شادمانی او شرط لازم محسوب  می شود اما به هیچ عنوان شرط کافی نبوده و با افزایش این توانایی ها شادی افراد افزایش نمی یابد.

آزادی فردی: افراد در جوامعی شادمان تر هستند که محدودیت های فیزیکی و روانی کمتری را تجربه می نمایند. بطور کلی احساس کنترل داشتن بر محیط به جای احساس در کنترل محیط بودن از عوامل تعیین کننده شادمانی می باشد که میزان آن در جوامع مختلف متفاوت است.

دسترسی به معلومات: این بعد بیشتر ماهیت شناختی ملزومات شادی را یادآورمی شود و شامل عواملی چون سواد آموزی و میزان ثبت نام افراد در مدارس و دانشگاه ها و استفاده از رسانه ها می باشد.

برابری: درک نابرابری های اجتماعی می تواند در میان اقشار مختلف جامعه متفاوت باشد. این  نابرابری ها در اقشار پایین جامعه حس نابرابری را افزایش داده و زمینه آسیب های اجتماعی را فراهم می آورد در حالیکه در اقشار متوسط تحصیل کرده جامعه، احساس وجود بی عدالتی اجتماعی را تقویت نموده و زمینه نارضایتی را ایجاد می نماید.

ویژگی های تعیین کننده فردی نیز از تعیین کننده های دیگر احساس شادمانی در افراد جامعه  محسوب می شوند.

سلامت: افرادی که از سلامت جسمی و روانی برخوردارند احساس شادمانی بیشتری دارند. از طرف دیگر افرادی که شادمان تر هستند کمتر از افراد افسرده بیمار شده و کمتر نیز می میرند.

ویژگی های شخصیتی: افراد شادمان بیشتر احساس می کنند که بر زندگی خود کنترل و تسلط دارند. این در حالی است که افراد افسرده خود را بازیچه دست سرنوشت می پندارند.

همچنین افراد شاد در مقابل مشکلات، قدرت تاب آوری و ابراز وجود بیشتری داشته و آمادگی بیشتری برای تجربه زندگی از خود نشان می دهند؛

هدفمند بودن زندگی: انسان برای داشتن زندگی شاد و پربار نیاز به اهداف و چشم انداز وسیع برای آینده دارد.

فقدان چنین اهدافی می تواند منجر به سبک زندگی ملالت بار و عادات رفتاری ناسالم از جمله لذت جویی شدید، تمایل به افراط در تفریح، خوشگذرانی، پرخوری و استفاده از مواد مخدر و الکل گردد؛ موقعیت اجتماعی: افرادی که پیوندهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی بیشتری دارند بانشاط تر از افرادی هستند که خودشان را در این دنیا تنها می بینند. این احساس به میزان زیادی تایید کننده نیازهای اجتماعی افراد و وجود حمایت های اجتماعی می باشد. در موقعیت های شغلی هرچه که موقعیت شغلی افراد در سلسله مراتب قدرت بالاتر می رود و احساس کنترل افراد و مشارکت آنها در تصمیم گیری های سازمانی افزایش می یابد احساس شادی نیز افزایش می یابد؛ رویدادهای زندگی: ارتباط بسیار روشن و مثبتی میان وقایع زندگی مثبت چون ترفیع شغلی، ازدواج موفقیت آمیز و فقدان وقایع منفی چون تصادفات، تعارضات و اختلافات بین فردی با احساس شادمانی وجود دارد.

اکنون در سطح ملی مسئولین مشغول تدوین منشور نشاط اجتماعی می باشند. و همین حکایت از کمبود این مقوله در میان مردم می باشد. در این منشور از مهمترین شاخصه های نشاط اجتماعی افزایش روحیه شادابی، امیدواری، اعتماد اجتماعی، تعالی روحی و دینی، نشاط فردی و جسمانی نام برده شده است که در صورت وجود و افزایش این شاخص ها در جامعه، پیامدهای بسیار مثبتی را در جامعه خواهیم دید.

زندگی بدون رابطه‌ای نزدیك و توام با این احساس كه مقدار و كیفیت روابط مورد آرزوی شخص بالاتر از مقدار و كیفیت روابط فعلی باشد، تنهایی نام دارد، احساس تنهایی می تواند زمینه بسیاری از آسیب های اجتماعی باشد. انزوای اجتماعی افراد را از مشاركت غیررسمی و رسمی در جامعه محروم می كند؛ مبادله اجتماعی و دلبستگی اجتماعی را كاهش می دهد؛ از تبادل پایدار و دائمی افكار و احساسات از كل به فرد و از فرد به كل جلوگیری می كند؛ موجب تضعیف یا قطع روابط و مبادلات نامتقارن گرم و روابط گفتمانی می شود؛ از احساس مشاركت در روابط گرم، صمیمی و انسانی جلوگیری می كند؛ فرصت های مناسب را برای با هم زندگی كردن، با هم كاركردن، با هم تجربه كردن و با هم بودن سلب می كند و روابط طولانی، پایدار و عمیق را غیرممكن می سازد.

موارد یاد شده می توانند پیامدهای مختلفی از جمله احساس تنهایی، احساس عجز، یأس اجتماعی و كاهش تحمل را به دنبال داشته باشند.

برنز(1379) در کتاب”ده قدم تا نشاط”به چند عامل موثر در ناشاد بودن و احساس اندوه و افسردگی انسان ها اشاره می کند که عبارت اند از: بی اعتنایی عشقی، مرگ عزیزان، مشکلات شغلی، مسائل پولی، سالمندی، بیماری، نرسیدن به اهداف شخصی، انزوا، حس بی ارزش بودن، حوادث ناخوشایند، تاهل، میزان رضایت از رابطه با دیگران، باورهای مخرب، تنبلی، خشم، ترس از انتقاد و تایید نشدن. نتایج بررسی های به عمل آمده در مرکز پزشکی فیلادلفیا نیز ثابت می کند که کتاب های خودیار روان شناسی می توانند افسردگی را از میان بردارند.

نجمی(1382) در کتاب”روان شناسی شادی”اظهار می کند: اعتیادها، دلزدگی ها و دلبستگی ها علت رنج است. هنگامی که احساس اندوه می کنیم می توانیم مطمئن باشیم که گرفتار نوعی دلبستگی هستیم که از احساس شاد بودنمان جلوگیری می کند. فکر می کنیم باید چیزی داشته باشیم که نداریم یا از شر چیزی که داریم خلاص شویم. به زبانی ساده نمی توانیم آنچه را که زندگی بر سر راهمان گذاشته بپذیریم. از آنجا که ما قدرت نداریم که جهان یا افراد پیرامون خود را تغییر دهیم این آمادگی را داریم که اندوهگین، افسرده، خشمگین، حسود، تلخ و به ترس و نفرت آکنده شویم. لازم است به یاد داشته باشیم که این رویدادهای زندگی نیست که علت بروز احساسات منفی در ماست بلکه  برنامه ریزی اعتیادی ماست که ما را از پذیرش آنچه را که نمی توانیم تغییر دهیم باز می دارد. انتخاب با ماست می توانیم دلبستگی ها را به ترجیح ها تبدیل کنیم. می توانیم ترجیح دهیم که اتفاقی بیافتد اما اگر نیفتاد می توانیم بپذیریم و بدون آن هم شاد باشیم. این گفته بدان معنا نیست که در جایی که  می توان چیزها را به شکلی که ترجیح می دهیم تغییر دهیم دست از تلاش برداریم بلکه به معنای آن است که در زمان نشان دادن این تلاش باید نتیجه نهایی را پذیرفت. بنابراین راه پایدار یافتن صلح و آرامش و کامیابی درونی تغییر برنامه ریزی درونی است.

راشینوف در کتابی تحت عنوان”بیا با هم شادی کنیم”عوامل بسیاری از جمله، عادت های بد احساسی که ما در طول زمان به آن شکل دادیم مانند احساس گناه، خشم، رسوم نامناسب فرهنگی، تجربیات تلخ دوران کودکی، وسواس، تشویش و عدم اعتماد به نفس را موجب ناشادی و عدم نشاط می داند. راشینوف معتقد است: اگر بتوانیم عادت های منفی خود را به اجزای کوچک تقسیم کنیم  می توانیم به تدریج و یکی یکی آنها را از میان برداریم.

متعهد شدن، درگیر کاری شدن و خود را مشغول و سرگرم نگاه داشتن، بهترین دارو علیه بیماری های فلج کننده احساسی است و اولین گام برای رها شدن از  عادت های بد احساسی و احساس امنیت کردن این است که قبول داشته باشیم که گرفتار عادت های منفی هستیم؛ یادداشت ها سبب  می شود عادت بد احساسی ویژه ای را در خود کشف و شناسایی کنید. اکنون می دانید چه مسئله ای دارید و چگونه باید آن را حل کنید. دیگر در ابهام و تاریکی به سر نمی برید بلکه به آگاهی و بصیرت رسیده اید و آگاهی قدم اول در راه تغییر است. هدف هایی را که در زندگی دارید دنبال کنید بدون آنکه از خود توقع داشته باشید آن را به طور کامل به انجام رسانید. به کمال رسیدن را به افراد مقدس بسپارید. در عوض این جمله را به فکر خود تلقین کنید؛ من کاملا خوب جلو  رفته ام و بدون شک موفق خواهم شد. یاد بگیرید خودتان را آن طور که هستید بپذیرید. خود درک کردن را جایگزین نکوهش از خود بسازید. نکته مهم این است که پس از شروع تمرین های جسمی دو چیز اتفاق می افتد؛ پژوهشگران متوجه شده اند که تمرین های جسمی موجب به وجود آمدن ماده ای به نام اندروفین در بدن می شود که موجب شادی و نشاط روحی می گردد. این ماده در مغز تاثیر آرام بخش و نشاط آوری دارد. وقتی عده ای از نشئه دوندگان صحبت می کنند منظور همان تاثیری است که اندروفین به وجود آورده است. اندروفین مانند یک داروی شفابخش شادی آور که نه معتاد می کند و نه اثرات جنبی دارد در بدن عمل می کند و نشاطی طبیعی پدید می آورد.

“دکتر تیموتی شارپ”در کتاب خود «100 راه به سوی شادی» بنابر پژوهش های روانشناسی متعدد که انجام داده است صد راه برای ایجاد احساس نشاط در افراد جامعه در نظر گرفته است از جمله: برای کاری که باید انجام شود، امروز و فردا نکنید بی درنگ به انجامش رسانید؛ توانایی بخشودن دیگران؛ دوچرخه سواری؛ صخره نوردی؛ نواختن موسیقی؛ پرداختن به بازی های فکری مانند حل کردن جدول یا جرچین؛ ورزش یوگا؛ مراقبه؛ خواندن یا نوشتن کتاب؛ تنفس مهار شده؛ به شادی دوست، همسایه و جامعه خود کمک کنید؛ هدف زندگی خود را روشن کنید و خوش بینانه بیندیشید؛ روابط مثبت خود را با دیگران افزایش دهید.

با سلامت زندگی کنید؛ توانایی اعتماد کردن به همسایگان، همکاران و اعضای خانواده در شکل دادن به روابط مثبت؛ افکار سازنده و خلاق؛ شناخت افکار درونی؛ داشتن چند دوست؛ افزودن کمی خنده و آرامش به زندگی؛ هدف های خود را با جملات مثبت ابراز کنید؛ هدف های خود را بر حسب کوتاه مدت و بلند مدت فهرست بندی کنید؛ هر هدفی را به مراحل کوچک تر تقسیم کنید و هر زمان به هدفتان رسیدید از خود قدردانی کنید و وقت گذاشتن جهت پرورش استعدادها و  توانایی های ویژه ای که از آن برخوردارید. یکی از بزرگترین موانع شاد زندگی کردن، انتظار کشیدن بیهوده برای رسیدن زمان مناسب است. هرگز از یاد نبرید که یکی از قدرتمندترین سرچشمه های شادی، شرکت کردن در کارهای خیرخواهانه است. ببخشید و مطمئن باشید که دریافت خواهید کرد.

 

تعاریف مرتبط با شادی و نشاط اجتماعی

   زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست زندگی هست. ما قدرت آن را داریم که نومیدی را به امید و شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم به شرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها، ناامیدی ها، تلاش ها، رنج ها و دردها ( بله) بگوییم. اگر بکوشیم کلماتی از قبیل:”بله امکان دارد، همیشه، امیدوارم و می توانم”را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادی ها خواهیم بود. ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آن ها را برای خود خلق نماییم، فقط کافی است تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.

 

شاد زیستن چیست؟

انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بی نوایی و فقر، نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند، در حالی که همیشه چنین نیست. شادی یکی از نیازهای اساسی انسان و لازمه زندگی اوست. اساسا خلقت هستی و انسان به گونه ای است که خود به خود شادی هایی را برای آدمی فراهم می آورد. بهار طرب انگیز، آبشارهای زیبا، ازدواج و زناشویی، محبت و مهربانی و بسیاری دیگر از پدیده های جهان، برای انسان شادی آور و سرور آفرین است، همچنان که غم و اندوه نیز جز زندگی انسان و همزاد اوست. در طبیعت و هستی سنت هایی جاری است که هر یک می تواند اندوه ساز و ماتم انگیز باشد. مشاهده فصل خزان و برگ ریزان، یخ بستن رودخانه ها، فسردگی کوه ها و تپه ها و حوادث دیگری از این قبیل خیمه ماتم را در دل آدمی برپا می کند. آری انسان با این دو واقعیت روبرو است و سکه زندگی اش دو رو دارد، گاهی غم و گاهی شادی. آنان که به دنبال شادی همیشگی و مطلق هستند در واقع به دنبال چیزی دست نایافتنی اند. اساسا رشد و کمال آدمی با جست و جوی شادی مطلق میسر نیست. غم نیز برای ما ضروری است و فرایند تکامل را تسریع می بخشد.

ولی با وجود این از میان غم و شادی همه در جست و جوی شادی اند و از غم می گریزند. هیچ انسان متعادلی گرد غم به خانه کسی نمی ریزد و تخم ناخوشی در سرزمین تندرستی نمی پاشد و تیغ بیداد بر پیکر جامعه نمی کشد. درست است آنان که ظرفیت وجودی بیشتری دارند از غم استقبال می کنند و با رفعت روحی خویش آن را به عامل کمال تبدیل می کنند ولی هیچگاه برای خود و دیگران آرزوی ماتم نمی کنند و در تیغستان اندوه خیمه نمی زنند. پس هر چند که غم لازمه زندگی بشر است ولی همه به دنبال شادی اند. غم ها خودبخود می بارند و بسیاری از آن ها هم از آسمان توزیع می شوند تا با ضربه آن ها به رشد برسیم. اما شادی را باید ایجاد کنیم همچنان که تلاش همه نیک اندیشان و پاک ضمیران آن بوده است که خنده ای بر لب بنشانند و دل هایی را شاد کنند و ابرهای اندوه را از کلبه های ماتم زده برانند.

روان انسان در مقابل عوامل بیرونی و درونی واکنش های مختلفی از قبیل شادی و خوشحالی، خشم، تنفر، ترس و اندوه از خود نشان می دهد که به آن ها ” هیجان” می گویند این هیجان ها بسته به عوامل پدید آورنده و نیز دیدگاه ها و اندیشه های انسان گاه مثبت اند و گاه منفی. یکی از این جنبه های هیجان” شادی”است که با واژه هایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت، خوشی و خوشحالی هم معنا است. از آنجا که این بعد برجسته هیجان مربوط به روان انسان است به دست دادن تعریف دقیق تر آن نیز در حوزه دانش روانشناسی است اما با تاسف، در این علم نیز موضوع شادی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. چنان که از نظر”هنری موری”یکی از غریب ترین نشانه های مشخص عصر ما که کمتر قابل تفسیر است غفلت روان شناسان از موضوع شادی است. یعنی حالت درونی که افلاطون، ارسطو و تقریبا تمام متفکران برجسته گذشته آن را مهمترین متاعی دانسته اند که از راه فعالیت قابل حصول است. شادی، احساس مثبتی است که از حس ارضاء و پیروزی بدست می آید. شادی عبارت است از: مجموع لذت ها، منهای دردها. شادی ترکیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه منفی پایین است. به طور خلاصه هر انسانی مطابق جهان بینی و اندیشه های خود، اگر به چیزهای مورد علاقه اش برسد در خود حالتی احساس می کند که شادی نام دارد.

شادی به عنوان یکی از احساسات انسان می باشد که این احساسات در طیف وسیعی از غمگینی شدید تا شادمانی شدید متغیر است. در واقع می توانیم بگوییم دو نوع احساس داریم: احساسات خوشایند و احساسات ناخوشایند. شادی مهمترین احساس خوشایند است که با واژه های هم معنی زیادی بکار برده می شود ولی روان شناسان، شادی را اینگونه تعریف می کنند: یکی از تعاریف نسبتا مناسب تعریفی است که فردی به نام”برادورن”ارائه کرده است. وی معتقد است شادمانی عبارت است از: میزان احساسات مثبت منهای میزان احساسات منفی، یعنی اگر کسی بخواهد بگوید در هفته گذشته چقدر شادمان بوده است باید به احساسات مثبت و منفی خود توجه کند اگر میزان احساسات مثبت بیشتر بود وی فردی شاد است و در غیر این صورت وی فردی ناشاد است.

شادی= میزان احساسات مثبت- میزان احساسات منفی

 

روان شناس دیگری به نام”آرجیل”معتقد است شادمانی چهار جزء دارد که عبارتند از: احساس خوشی، رضایت از زندگی و نداشتن اضطراب و افسردگی. در واقع این تعریف همان تعریف قبل است ولی کمی مشخص تر و محدودتر شده است. طبق این تعریف اگر شما در هفته گذشته احساس مثبت و احساس رضایت از زندگی داشته اید و کمتر احساس اضطراب یا افسردگی کرده اید شادمان ترید. همچنین به اعتقاد آرجیل روابط مثبت با دیگران، هدفمند بودن زندگی، رشد شخصی و دوست داشتن دیگران از اجزای شادمانی هستند. وی اظهار می دارد که عواطف منفی متعددی وجود دارد(از قبیل خشم، اضطراب، افسردگی و…) اما در حقیقت فقط یک عاطفه مثبت وجود دارد که به عنوان شادی از آن یاد می شود. شادی نه تنها به سطح بالایی از عاطفه یا هیجان مثبت بستگی دارد بلکه به سنجش عمیق تر رضایت کلی از زندگی نیز وابسته است. هیجانات بسیار مثبت ممکن است کوتاه مدت باشند اما رضایت می تواند درازمدت باشد؛ بنابراین  می تواند هدفی واقع بینانه برای وجود انسان باشد. از آنجا که شادی یکی از هیجانات اساسی بشر است لذا هر کس به فراخور، آن را تجربه می نماید. اما تعریف شادی به سادگی تجربه آن نیست. افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان اشاره می کند که عبارتند از: قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال. افلاطون شادی را حالتی از انسان می داند که بین سه عنصر تعادل و هماهنگی وجود داشته باشد.

“جان لاک”و”جرمی بتنام”معتقدند که شادی بستگی به تعداد لذات زندگی(یا تعداد وقایع لذت بخش) دارد. “مک گیل” نیز شادی را به لذت های تمایلات ارضاء شده ربط داده است.”ارسطو” فیلسوف بزرگ یونانی عالی ترین خوبی های قابل دستیابی را هم برای مردم عام و هم برای خواص، شادی می داند. از نظر ارسطو حداقل سه نوع شادی معادل عملکرد خوب است و نوع سوم شادی از نظر ارسطو آن نوع شادی است که بر اثر زندگی متفکرانه ایجاد می شود.ارسطو در واقع شادمانی را عبارت از: پروراندن و نشو و نما دادن عالی ترین صفات و خصایص انسانی می داند.

 

“مکتب کنفسیوس” نیز شادی را اینگونه تعریف می کند: از نظر معتقدان به این مکتب سه نوع شادی مایه خوشبختی و سه نوع شادی دیگر موجب بدبختی است. شادی از تسلط بر نفس به وسیله تربیت و هنر، شادی از گفتگو درباره فضایل دیگران و شادی از دوست داشتن دوستان لایق و نیک سیرت مایه نیک بختی بوده، سودبخش است اما شادی از مال و جاه و شادی از تنبلی و سرگردانی و شادی از شکم پرستی زیان بار بوده و مایه بدبختی است.”اندره گیدک” نیز معتقد است: انسان به وسیله برآوردن تمایلات خود نمی تواند به نشاط و شادمانی برسد بلکه در صورتی می تواند به آن سرچشمه راه یابد که پای بر تمایلات بگذارد. از نظر”شکسپیر” نیز شادمانی در خانه ای است که مهر و محبت در آن مسکن دارد. اشک های دیگران را به نگاه های پر از شادی تبدیل کردن بهترین خوشبختی هاست.”لقمان حکیم”در تعریف شادی می گوید: هیچ مالی چون تندرستی نیست و هیچ نعمتی چون دل خوشی و شاد زیستن نیست.”برتراندراسل” مهمترین و رایج ترین علامت شادی را شوق و هیجان فرد می داند. همچنین”امانوئل کانت” نیز شادی را شامل ارضای همه تمایلات انسان می داند. در مورد اهمیت حقیقی شادی در روابط انسان ها در دومین جمله بیانیه استقلال آمریکا، از شادی به عنوان یکی از حقوق جدایی ناپذیر انسان یاد شده است. ما این حقایق را بدیهی می دانیم که تمامی انسان ها مخلوقاتی برابرند. خالق آن ها به ایشان حقوق جدایی ناپذیر معینی را تفویض نموده است که زندگی، آزادی و شادی از آن جمله هستند.

“رابرت فراست” شاعر امریکایی در یکی از معروف ترین اشعارش چنین عنوان می کند: شادی به درازای چیزی که طول چندانی ندارد می افزاید. در عین حال خوب است به یاد داشته باشیم که شادی نه بستگی به سطوح بالایی از عاطفه یا هیجان مثبت دارد بلکه به سنجش عمیق تر رضایت کلی از زندگی نیز وابسته است. گاهی گفته می شود که مفهوم شادی مبهم و اسرار آمیز است. در تعریف مردم از شادی آمده است که غالبا شادی عبارت است از: بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت یا عبارت از راضی بودن از زندگی خود، آن ها شادی را به هیجانات مثبت و رضایت از زندگی مربوط می داند.

تعریف فرهنگ لغت از شادی: شادی در معنا شبیه به تعدادی لغات مثبت است که شامل خشنودی، نشاط، لذت، خوشحالی، هیجان، مسرت، انبساط خاطر و خوشبینی می شود. شادی در معنای بنیادی اینگونه تعریف می شود: حالتی پایدار که در آن به این شرط مطلوب ترین نسبت تمایلات ارضاء شده به کل تمایلات روی می دهد که تمایلات ارضاء شده مشتمل باشند بر ارضاهایی که از طریق تمایلات ویژه پیش از آنها رخ نمی دهند بلکه به واسطه تعجب حاصل می شوند. بنابراین ما ناگهان توسط محاوراتی که قبلا انتظار لذتبخش بودن آن را نداشتیم دستخوش لذت می شویم اما اگر قبلا مایل به این نوع لذت نبوده ایم احتمالا اکنون به واسطه تعجب از آن لذت نخواهیم برد.

 

 تاثیرات شادی بر روابط اجتماعی

آقای منصور بهرامی روان شناس و عضو انجمن بین المللی رفتار متقابل، عنوان می کند: از دیدگاه تحلیل متقابل، ساختار جامعه مانند ساختار خانواده است و ساختار خانواده نیز شبیه ساختار فرد است. در نتیجه ساختار جامعه شبیه ساختار فرد است. جامعه ای که شاد نیست مانند انسانی است که شاد نیست. برای اینکه در سطح جامعه میزان شادی را بالا ببریم باید از افراد و خانواده ها شروع کنیم اگر افراد و خانواده ها شاد باشند نهایتا جامعه ای شاد خواهیم داشت.

آمار جالبی، شادترین کشور دنیا را، هندوستان نشان می دهد این در حالی است که احساس می شد مردم این کشور مشکل مالی دارند. این نشان می دهد که داشته ها عامل ایجاد و بروز شادی نیستند، بلکه بودن ها هستند که عامل  شادی اند افرادی که با وجود مشکلات زیاد، همچنین شادی های خود را ابزار می کنند، کودک درونشان رهاست. در حقیقت ترمزهای شادی در چنین جامعه ای وجود ندارد و هر کسی شادی های مخصوص به خود را انجام می دهد. پس شادمانی نیز باید در طی زمان از ثبات برخورد باشد. ثبات مستحکم شخصیت و ثبات نسبی شادمانی به همراه ارتباط متقابل بین این دو متغیر می تواند پیشنهادات کننده تاثیر مداوم شخصیت بر احساس شادمانی باشد. چند سال پیش دو روان شناس به نام های”کاستا و مک گرا” طی تحقیقات زیاد مدعی شدند ژن شادی را کشف کرده اند این دو محقق گفتند میزان شادمانی با شخصیت رابطه دارد و از آنجا که بخش مهمی از شخصیت جنبه ژنتیک دارد بنابراین شادمانی ژنتیک است.

با توجه به آنچه این دو محقق در پژوهش های خود دریافتند می توان گفت در بین ابعاد مختلف شخصیت دو بعد بیش از  همه با شادمانی در ارتباط است این دو بعد عبارتند از: 1)برونگرایی- درونگرایی 2) عصبیت- آرامش و با توجه به وضعیت افراد در این دو بعد می توان در مورد شادمانی افراد قضاوت کرد. از آنجا که تعلیم و تربیت فرایندی است که تمام زندگی انسان را دربر می گیرد، بنابراین در اجتماعی کردن انسان نقش تعیین کننده ای دارد. بعد اجتماعی شخصیت مباحثی مانند چگونگی تعامل و برقراری ارتباط مثبت با دیگران، کمک کردن و نوع دوستی و برونگرایی را دربر می گیرد.

در بحث ارتباط شادمانی با شخصیت باید گفت، یکی از آثار عمده شادی عبارت است از جستجوی مصاحبت و همراهی با دیگران، معاشرت پذیری فرح بخش در اوقات فراغت و کمک به دیگران. شادی آثار دیگری نیز دارد که بر سلامت درونی و بهداشت، کار(خصوصا مدد رسانی و تعاون)، معاشرت پذیری و نوع دوستی اثر می گذارد.

“کارل گوستا یونگ” در کتاب روانشناسی تحلیلی خود در زمینه شخصیت یا آنچه که او آن را روان آدمی می نامد عقیده دارد که شخصیت از سیستم هایی تشکیل شده است که گرچه مجزا هستند لیکن روی یکدیگر تاثیر می گذارند.

مهمترین این سیستم ها عبارتند از: ایگو، ناخودآگاه شخصی، ناخودآگاه جمعی و…که گذشته از این سیستم ها که با یکدیگر در تعامل هستند یونگ به گرایش های درونگرایی و برونگرایی شخصیت اشاره می کند و به این نتیجه می رسد که شخصیت برونگرا با اطمینان به طور مستقیم وارد عمل می شود، درونگرا تامل می کند و در این باره که چه چیز ممکن است روی دهد می اندیشد، برونگرا به بیرون حرکت می کند به سوی جهان می رود، درونگرا در جهان درونی خویش ایمن تر است و از فعالیت هایی چون مطالعه و هنر بیشتر لذت می برد.  همچنین یونگ معتقد است ما همه هر دو تمایل را داریم اما به ابراز یکی از آنها مستعدتریم به نحوی که دیگری را رشد نایافته و در ناخودآگاه باقی می گذاریم. یونگ در تقسیم انسان ها به درونگرا و برونگرا با روان شناسی خودآگاه سر و کار داشت.

 

به این معنی که چون شخصی برونگرا نامیده شود یعنی گرایش عادی خودآگاهی او متوجه بیرون است یا در فرد درونگرا گرایش عادی خودآگاهی متوجه درون است. گرایش متعادل، هم درونگرا و هم بیرون گرا است. لیکن معمولا دیده می شود که در شخص مفروض گرایشی خودآگاه رشد یافته و گرایش دیگر در ناخودآگاه باقی مانده است. با این همه هیچکس به طور کامل با این یا آن گرایش زندگی نمی کند بلکه گاهی گرایش ناخودآگاه را به طور خفیف نشان می دهد. میان افرادی هم که متعلق به یکی از این دو گرایش هستند اختلافاتی مشاهده می شود چه یک درونگرا به روش خاصی از جهان کناره می گیرد که لزوما مانند هر درونگرای دیگر نیست.

 

صفات مرتبط با شادمانی

تشخیص مهمترین صفات مرتبط با شادمانی کار دشواری است اما در سال های اخیر الگوی پنج عاملی شخصیت بیشترین توجه نظری پژوهش و محبوبیت را به خود اختصاص داده است. پنج عامل اصلی تشکیل دهنده این الگو عبارتند از: برونگرایی، درونگرایی یا روان نژندی، مطلویت اجتماعی، وظیفه شناسی و توافق اجتماعی که در این گفتار تنها به ذکر مشترکات شخصیت های برونگرا و درونگرا پرداخته می شود.

 

مشترکات نوع شخصیتی درونگرا

افراد درونگرا در این صفات با یکدیگر اشتراک دارند: ملایم، محتاط، ساکت، درخود فرورفته، منفعل، درونگرا، گذشته گرا، اندیشه ورز، آرمانگرا، روحانی، مطیع، اقتدار، اضطراب، بدبینی، بی قراری.

ساختار ذهنی درونگرا: کارمایه خودآگاه و توجه فرد درونگرا به طور عمده، معطوف به جهان درونی معنوی است. وی بیشتر توسط واقعیت درونی تحت تاثیر قرار می گیرد تا به وسیله واقعیت بیرونی جهان مادی عینی. برای او جهان مادی اهمیت درجه دوم دارد به همان اندازه که برای برونگرا عینی گرایی مقرون به حقیقت است برای درونگرا هم ذهنی گرایی مقرون به صرفه است. اما جهان درونی در ضمن جهان زندگی است، یا جهان موجودات زنده در تمایز با جهان ماده است.

در واقع ممیزه زندگی عبارت است از یکی شدن و تبدیل به یک چیز، موجود زنده همیشه یک کل ارگانیک است از این رو فرد درونگرا به وسیله چنین ممیزاتی از زندگی تحت تاثیر قرار می گیرد. و نتیجه ساختار ذهنی این بعد از شخصیت ویژگی های رفتاری زیر است: الف) به طور عمده در جهان درونی روحانی زیست می کند. ب) به شدت به وسیله ویژگی های زندگی تحت تاثیر قرار می گیرد. از این رو ارزش های فرد درونگرا را هماهنگی، اتحاد، مشابهت، بودن در گروه، کلیت و یکی بودن تشکیل می دهد. از نظر او حقیقت در جهان خارج نیست بلکه در درون است بدینسان فرهنگ درونگرا را می توان به وسیله روح گرایی، ذهن گرایی و دربر گرفتن کل مشخص کرد. این فرهنگ، خود را به وسیله اصالت تصور و احساسات، وحدت وجود، مطابقت دادن و حکومت تمامیت گرا ابراز می کند.

 

مشترکات نوع شخصیتی برونگرا

گشادگی، سرخوشی، صراحت(به استثنای نوع اندیشه ورز)، اجتماعی، پرخاشگر، رقابت جو، تفردگرا، عدم تصدیق اشتباه و خطای خود، سریع در واکنش، مادی گرا و واقع گرا.

ساختار برونگرا: توجه روانی برونگرا به طور عمده معطوف به جهان مادی است او به اصطلاح مستغرق در جهان مادی است. در عین حال ممیزات اساسی جهان مادی عبارتند از: سنجش پذیری، قابلیت تلاش به اجزایی که یکدیگر را محکوم می کنند به متمایز بودن، وضوح، استقلال، چندگانگی و تکثر. این ها ویژگی های عمده جهان خارج یا جهان واقعی سه بعدی می باشند و نتیجه ساختار برونگرا ویژگی های رفتاری زیر است: الف) به طور عمده در جهان واقعی بیرونی زیست می کند. ب) طالب وضوح و شفافیت در امور و افراد است. به این ترتیب معلوم می شود که تفاوت های بنیادی در دیدگاه و رفتار دو نوع شخصیتی برونگرا و درونگرا وجود دارد که منحصر به سوء تفاهمات جدی بین این افراد و تمدن هایی که به یکی از این دو جنبه گرایش بیشتر دارند می شود. این امر لزوم پرورش تفاهم دو سویه بین شرق و غرب، ملت های گوناگون و افراد مختلف را به ما می نمایاند. یونگ اخطار می دهد که اکنون جهان به شدت به سوی فرهنگ برونگرا یا ارزش های مادی غرب چرخش یافته است و تذکر می دهد که این عدم تعادل مآلا به صورت یک انقلاب بزرگ در زیر خودآگاه جهانی به شکل تخریب فاجعه آمیز روان شناسی و فرهنگی خاتمه خواهد یافت.

در مورد ارتباط برونگرا و عواطف مثبت(شادی) سه فرضیه وجود دارد:

  1. یک فرض که براساس فرضیه خلق مثبت قرار دارد می گوید که برونگراها به لحاظ بیولوژیکی از استعداد قوی تری برای واکنش نشان دادن نسبت به پاداش ها برخوردارند.
  2. دیدگاه دوم معتقد به این است که برونگراها وقت بیشتری را در موقعیت های اجتماعی صرف می کنند که این امر به تجربه عواطف مثبت بیشتری می انجامد.
  3. دیدگاه سوم عنوان می کند که برونگراها به دلیل توانایی شان در کسب پاداش ها، عواطف مثبت بیشتری را تجربه می کنند. در واقع آن ها دریافتند که برونگراها در یک مدت زمانی مشخص عواطف مثبت بیشتری را تجربه می کنند.

در یک جمع بندی می توان گفت از یک سو یافته های مفهومی پیرامون شخصیت، بیان گر آن است که رشد فردی و توسعه اجتماعی مستلزم تصمیم گیری و انجام فعالیت هایی است که ضمن رفع موانع از مسیر انسان، شرایط دستیابی به اهداف مطلوب را فراهم می آورد و از سوی دیگر نتایج پژوهش ها نیز نشان می دهد که از جمله موارد مهمی که در یکپارچگی و توسعه یافتگی شخصیت انسان بسیار موثر است شادی می باشد. در واقع شادی درصدد پیشگیری نابسامانی ها و حل مشکلات روانی است و به سلامت روانی انسان نظر دارد.

 

شادی و اوقات فراغت

مهمترین سرمایه حیات برای بشر عمر و فرصتی است که خداوند متعال برای زندگی در این دنیا به انسان عطا فرموده است زیرا به برکت همین وقت و فرصت است که انسان می تواند از سایر نعمتهای دیگر الهی(نعمت هستی، سلامتی، عقل و…) در راه تکامل خویش و پیشرفت جامعه بشری و در نهایت رسیدن به فلاح و رستگاری بهره مند گردد. اوقات فراغت به عبارتی موضوع مشترک بین تمامی اقشار جامعه است که زن و مرد، پیر و جوان را که دارای فعالیت های مختلفی هستند دربر می گیرد.

شاد بودن مستلزم آن است که فرد از آنچه در طول زندگی داشته است خشنود و راضی باشد. روابط شخصی موفقیت آمیز و رضایت شغلی ارتباط ویژه ای با شادی دارند. ولی میزان رضایت فرد از فعالیت های تفریحی نیز اهمیت دارد. فعالیت های تفریحی تاثیر زیادی بر شادی دارند. مردم وقت زیادی را دور از محل کار و گرفتاری های دیگرشان می گذراند.

“مایکل آرگاریل”روانشناس اجتماعی تعریف دقیق تفریح را اینگونه تعریف می کند: فعالیت هایی که مردم از روی علاقه برای خاطر خودشان، برای سرگرمی، برای لذت و بهبود خود، یا برای اهداف خود انجام می دهند، نه برای بهره مادی. اکثر افراد از فعالیت های تفریحی اوقات فراغت خود همانگونه که تعریف شد راضی هستند و یک تحقیق ملی در آمریکا نشان داد که 36/5 درصد مردم از فعالیت های تفریحی خود کاملا راضی 32/5 درصد راضی و 11 درصد شاد بوده اند. معمول ترین تفریح در اوقات فراغت در این تحقیق تماشای تلویزیون است که بزرگسالان در هفته معمولا 25 ساعت را صرف آن می کنند. تردیدی نیست که اکثر افرادی که وقت زیادی را صرف تماشای تلویزیون می کنند از آن لذت زیادی می برند. یکی از اوقات فراغتی که مورد بررسی و تحقیق قرار گرفته روزهای تعطیل است. اخیرا این اوقات فراغت در روزهای تعطیل با واکنش منفی مردم روبرو بوده است.

 

جایگاه شادی در قرآن

تامین و تقویت سلامتی روانی افراد یکی از اصلی ترین دغدغه های متولیان تعلیم و تربیت بوده است و باید متذکر شد که قرآن کریم بر ضرورت فرحناک بودن و شاد بودن و اهریمنی بودن منشاء غم و اندوه داشتن تاکید آشکار دارد. دین منبع بی نظیر تامین نشاط درونی و عامل اصلی معنا بخشی به زندگی انسان ها است. فرحناکی و قلب عاری از غم و اندوه داشتن و رهایی از چنگال دیو افسردگی یکی از بزرگترین و دل پذیرترین آرزوهای هر انسانی است.

برای بهره مندی از زندگی مطلوب هیچ اکسیری همچون شادمانی نیست. شادی قلب را آباد و ادامه رضایت مندانه حیات را میسر، لشکر غم را تار و مال و عمر آدمی را گوارا و شیرین می سازد. غم در اعمال و اعضای بدن تاثیر نامطلوب دارد و به تدریج انسان را ضعیف و ناتوان می کند و او را برای قبول امراض و بیماری های گوناگون آماده می سازد و قوای انسان را می فرساید و به تدریج ریشه حیات را می کند.

شادمانی و ابتهاج، جامه آن شادمانی است که ظاهر و باطن بنده را فرا می گیرد و سرور از فرح خالص تر است. چه بسا فرح با حزن و اندوه آمیخته است. بر خلاف سرور که شادمانی خالص از هر گونه حزن و اندوه است. از این رو قرآن مجید واژه فر را در مورد شادمانی های دنیوی به کار برده است. واژه سرور در دو مورد درباره آخرت وارد شده است یکی در آیه 11 از سوره انسان: ” فوقیهم الله شر ذلک الیوم و لقیهم نصه و سرورا” و دیگری در سوره انشقاق آیه 9:”و ینقلب الی اهله مسرورا”. دینداران باید همواه هم خود و هم دیگران را شاد و خوشحال سازند و تسلیم غم و غصه نشوند وگرنه دل و جان را به تیغ غم سپردن و برای بندگان خدا تولید غم و اندوه کردن خلاف لوازم دینداری و پیروی از ابلیس است. از دیدگاه قرآن از جمله معیارهای شاد زیستن، پذیرش و درک واقعیت های جهان هستی است. انسان برای سالم زیستن و لذت بردن از زندگی باید قالب های تصنعی محیط خویش را شکسته و سازمان روانی خود را بر اساس واقعیت ها بنهد. شادمانی مطلوب قرآنی از مقامات پارسیان و دینداران راستین است. از تعابیری که در قرآن به معنای شادی به کار رفته می فرماید:”نضرا لنعیم مطففین/ 24″ است یعنی در چهره ابرار و بهشتیان نشاط و شادمانی نمایان است. البته باید متوجه بود سرمستی از رضا به قضای الهی و تسلیم و انقیاد به بندگی حضرت پروردگار به دست می آید و محصول معرفت شهودی و رسیدن به مقامات پارسیان راستین است که به مرکز طرب و طلب وصل شده و هیچ عاملی نمی تواند ایشان را متاثر کند. اینان به عالمی گام نهاده اند که محل غم نیست باغ سبز عشق است.

به گفته مولوی: باغ سبز عشق بی منتهاست بر غم و شادی در او بس میوه ها است

لذا سعادت انسان در رسیدن او به این مرحله از شناخت است.

 

نشاط اجتماعی چیست؟

   نشاط اجتماعی دارای اثرات و آثاری چند بر زندگی شهروندان و جامعه بوده که از جمله آن ها عبارتند: تعلق اجتماعی، همبستگی اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی، وفاق اجتماعی ،ارتقاء شاخص های سلامت روانی و اجتماعی، افزایش رضایت از زندگی یا رضایت شغلی، پویایی اجتماعی، کاهش هزینه های مردم، افزایش امید در جامعه، زندگی متعادل و با ثبات، ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش خلاقیت و نوآوری، کاهش آسیب های اجتماعی (خصوصا در جوانان) و در جامعه خوشحال و خرسند، تولید بهتر، اشتغال بیشتر و اقتصاد، سالم تر خواهد بود. بدون شک در چنین محیطی امنیت اجتماعی و فردی راحت تر به دست می آید. در محیط شاد، ذهن انسان پویا، زبانش گویا و استعدادش شکوفا می شود. شاد بودن جامعه یکی از عوامل بسیار موثر در توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است و کاهش نابسامانی های خانوادگی، طلاق، افزایش میزان میل و رغبت تحصیلی و دل به کار دادن و افزایش تولید می شود.

با وجود پذیرش پیش فرض، ضرورت شادی مثبت و نشاط فردی و اجتماعی برای سلامت روانی انسان، نکته اساسی درک تاثیرمتقابل این دو بر یکدیگر است (تاثیر نشاط فردی بر نشاط اجتماعی و تاثیر نشاط اجتماعی بر نشاط فردی). بررسی ها نشان داده است که سهم نشاط اجتماعی به عنوان یک محرک شادی بخش و نشاط آفرین برای فرد بسیار مهمتر از شادی فردی است. به عبارت دیگر نشاط فردی در شرایطی کامل شده و حاصل می گردد که ما به ازا بیرونی داشته باشد. بدون وجود متغیرهای نشاط انگیز در محیط و موقعیت بیرونی،به راحتی نمی‌توان به نشاط طبیعی دست یافت (هر چند تهذیب و معنویت می تواند نوعی رضامندی ازخویشتن و نشاط فردی را سبب شود و همچنین سطح بالای حرمت خود نیز به این نشاط کمک می کند. شادی و نشاط همبستگی زیادی با عمق نگرش وسازمان یابی شخصیت فرد دارند. طبیعی است هراندازه شخصیت فرد از غنای بیشتری برخوردار باشد از نشاط بیشتر وعمیق تری برخوردار خواهد بود. شادی درنظر تعلیم وتربیت دینی و نیز  بر اساس مولفه ها و مشخصه های سلامت روان، دارای حدودی بوده و شناسایی این حدود بستگی به میزان رشد شناختی و اجتماعی فرد در سطح خرد و در سطح جامعه، نیازمند تعریف پذیری قانونی است.

در صورتی که به بحث نشاط اجتماعی و شادی های مثبت فردی توجه کافی صورت نپذیرد (خصوصا در نسل جوان)، شاهد بروز آن از طریق انواع روش های هنجارشکنانه (قانون شکنی و قانون گریزی) و یا نمودیابی در قالب انواع انحرافات و آسیب های اجتماعی خواهیم بود (برای بررسی هر آسیب اجتماعی سه پارامتر فرد ، خانواده و جامعه در نظر گرفته می شود اما آنچه در این میان مطرح است، این است که این سه پارامتر متاثر از یکدیگر بوده و خانواده بستر اساسی و آشکار ساز فرآیندهای اجتماعی است. از طرف دیگر، جو خانواده بشدت متاثر از فضای بیرونی و کلی جامعه است. افرادی که از ظرفیت شادمانی بسیاری برخوردارند، کمتر دچار افسردگی می‌شوند. افسردگی، سرخوردگی و روزمرگی با کمبود شادی رابطه مستقیم دارد. افرادی که به یکنواختی و زندگی خالی از نشاط می‌رسند، زمینه ابتلا به افسردگی خفیف و در بعضی مواقع عمیق را دارند. آنچه که در کشور ما در خصوص شادی و نشاط، برنامه ریزی شده است، عموما بشکل مقطعی در قالب اوقات فراغت جوانان بوده که برنامه ریزی ناکارآمد در خصوص آن، برای فرد فرد شهروندان ثابت شده است.

در نتیجه، شادی جامعه در گرو حل مسایل مهم و اساسی زندگی است. تشدید مشکلات اجتماعی می توان شادی اجتماعی را نابود سازد. بعنوان مثال، مسایل اجتماعی مربوط به ازدواج، مسکن و شغل جوانان می تواند گیرنده شادی از آن ها بوده و یا تشدید کننده انحرافات اجتماعی یا در خود فرو روی ها باشد. آگاه سازی مردم و تقویت گرایشات انها در خصوص تمایز همسان پنداری شادی با لذت مادی و زودگذر و یا همان پنداری شادی با دست سابی به آرزوها، می تواند در درک بهتر شادی و نشاط نوثر باشد. چنانچه ضوابط شادی و نشاط جمعی تعریف نگردد، شادی ها تبدیل به عامل تخریب اجتماعی خواهند شد. بعنوان مثال آثار منفی در حوزه های فردی(اشتباده در مصادیق شادی، تبدیل شادی به عادت،زیاده روی در شادی، غفلت از یاد خدا، خود تخریبی، از بین رفتن وقار فردی، کاهش خرد،حریم شکنی ها و ..)، اجتماعی(قرارگیری در فضای احساسی، مزاحمت برای دیگران، تخریب معیارهای عرفی، دامن زدن به ناهنجاری ها، سو استفاده افراد بد خواه، ایجاد ناامنی و …)، فرهنگی( مسخ ارزش ها و بی توجهی به سنت ها، ایجاد بدعت ها،رواج فرهنگ ولنگاری و …)، سیاسی(کاهش مشارکت مردم در امور حیاتی و جدی، سو استفاده دشمنان و زمینه سازی برای ناآرامی ها،…)، اقتصادی (مصرف گرایی افراطی، اسراف و تبذیر،کاهش نوآوری ها و …)و غیره از این گونه هستند.

توجه و دقت در شادسازی فضای شهری و عرصه های عمومی، مشتمل بر ساختمان ها، خیابان ها و میادین، نمادهای شهری و غیره، روی نشاط اجتماعی تاثیر معنادار دارد. تقویت شبکه های اجتماعی ، تشویق عضویت در آن ها و همچنین تقویت شبکه های مروج شادی می تواند در توسعه نشاط اجتماعی موثر باشد. تقویت بحث شادی آگاهانه در جامعه شامل فعالیت های رفتاری(ورزش، محبت به دیگران، حضور در اجتماع)، شناختی(تفکر مثبت، توجه به مواهب) و فعالیت های داوطلبانه(تلاش و کوشش، مساعی در تحقق اهداف) می تواند نشاط مثبت اجتماعی را سبب شود.

در خصوص عوامل یا مولفه های موثر در ایجاد نشاط اجتماعی می توان به موارد مختلف اشاره کرد که از جمله مهمترین آن ها عبارتند: الگو های تربیتی، تقویت هویت فرهنگی، عدم تبعیض، احساس امنیت اجتماعی و روانی، معنویت، موفقیت های اجتماعی و … ، رضایت شغلی یا عدم امنیت شغلی، برنامه های ورزشی، کیفیت ارتباط اجتماعی مردم، مشارکت اجتماعی، شایسته سالاری و … .

 

نشاط اجتماعی از دیدگاه انسان شناسی

نشاط اجتماعی را نمی توان به شیوه قهری و از موضع بالا به پایین تولید کرد؛ در واقع نشاط اجتماعی نمی تواند حاصل برنامه ریزی دولتی باشد، گرچه دولت می‌تواند زمینه های نشاط را فراهم کند. نشاط اجتماعی به طور دقیق حاصل پویایی اجتماعی و فرهنگی در لایه های زیرین زیست اعضای یک جامعه است. در این لایه ها گروه های مختلف اجتماعی با سلایق و سبک زندگی متفاوتی زیست می‌کنند که شیوه ارضای حسی آنها لزوماً یکسان نیست. اساساً بایستی بدانیم وقتی گروه های مختلف اجتماعی احساس کنند که می‌توانند بدون مانعی جدی به اهداف خود برسند، احساس نشاط و سرزندگی اجتماعی خواهند کرد. یعنی اگر موانع رسمی و بوروکراتیک بر سر راه پویش و زیست فعالانه و خلاقانه افراد و گروه های اجتماعی قرار نگیرد، خود به خود نشاط اجتماعی پدید خواهد آمد و نیازی به «بخش نامه کردن نشاط» نخواهد بود. همین طور در سطح فردی، اگر سازوکارهای رسمی به گونه ای طراحی و اندیشیده شوند که هیچ فردی احساس محرومیت نکند (محرومیت های جنسیتی، قومیتی، مذهبی، طبقاتی و غیره)، به طور طبیعی او فرد خوشحالی خواهد بود.

و جمع این خوشحال ها جامعه خوشحال را به وجود خواهد آورد.
به این سطح از خوشحالی می توان سطح بنیادین و اولیه نشاط اجتماعی اطلاق کرد. اگر این سطح محقق شد، آنگاه بایستی نهادهای غیر- دولتی که اجتماع- محورند به دنبال ایده پردازی و فرم پردازی های جدیدی برای خلق رخدادهایی با نشاط در عرصه عمومی باشند، با مناسبت یا بی مناسبت. طراحی این رخدادها هم در قالب های جشنواره ای قابل تحقق است و هم در قالب های روزمره. مجدداً در اینجا طراحی نشاط اجتماعی بیش از هر چیز مبتنی بر «نشاط حسی» خواهد بود. طراحان می توانند از ظرفیت های ملی، دینی، قومیتی، و غیره برای خلق فضاهای شاداب استفاده کنند. نشاط های جشنواره ای گرچه شدیدتر و عمیق ترند، به هر حال زودگذرند. لذا بایستی تمرکز اصلی طراحی ها بر نشاط های روزمره باشد. پرسش کلیدی بایستی این باشد که مردم مد نظر در چه صورت و در چه کیفیتی احساس نشاط یا لذت خواهند کرد؟

برای پاسخ به این پرسش متخصص انسان شناس به دلیل زندگی با مردمان مورد مطالعه بهتر می تواند به کار آید. همکاری انسان شناسان با مثلاً طراحان شهری، با هنرمندان و با شرکت ها می تواند به مدل های مختلف و متنوع ساخت نشاط اجتماعی منجر شود. انسان شناس به مثابه سخنگو و نماینده مردم مورد مطالعه صدای آن ها در طراحی پروژه های نشاط اجتماعی خواهد بود، گرچه در کنار انسان شناس بایستی از نمایندگان محلی نیز استفاده کرد. مدل های نشاط اجتماعی مجموعه ای از رنگ ها، صداها، رایحه ها، مزه ها، لمس ها و حرکت هاست که گروه اجتماعی را از زیست خود خشنود می کند.

 

مطالعات تجربی

در این قسمت به ذکر نمونه هایی از پژوهش های خارجی و داخلی انجام شده اشاره می کنیم:

تحقیقات خارجی

در اواخر دهه 1960 و 1970 و در چند مطالعه گسترده، نمونه های تصادفی بزرگی از جمعیت آمریکا از لحاظ عوامل مرتبط با رفاه یا عدم رفاه بررسی شد در این  بررسی ها”فرانک اندروز و استفن ویتی”از 1297 آمریکایی بزرگسال، پرسیدند: «احساستان درباره زندگی در ایالات متحده امروزی چیست؟» 7 درصد گفتند که شادمان هستند و بیش از 22 درصد اظهار داشتند خشنود می باشند، اما 5 درصد به طور کلی ناراضی بودند و 4 درصد احساس عدم شادی یا خیلی خراب بودن می کردند. کلا این طور به نظر می رسد که بیشتر مردم شادند یا ناشاد. در بررسی های دیگر تقریبا یک سوم کسانی که از آن ها پرسیده شده بود که آیا بسیار شاد، تا حدودی شاد، و نه چندان شاد هستند جواب دادند که بسیار شادند، در مقابل فقط 10درصد چندان شاد نبودند. پژوهشگران به این نتیجه رسیدندکه هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند.

“وینهوون و همکارانش(1994)”پس از بررسی و مرور تحقیقات انجام شده در زمینه شادی، همبستگی بین فعالیت تفریحی و شادمانی را 40 درصد برآورد کردند اما پس از کنترل اثرات متغیرهای دموگرافیکی مختلف از قبیل استخدام و طبقه اجتماعی این میزان را تا 20 درصد نزول داده است. پژوهش ها نشان داده اند که روزهای تعطیل، عاطفه مثبت را افزایش نمی دهند بلکه به طور چشمگیری عواطف منفی را کاهش می دهند.

“اسوالد”در تحقیق خود تحت عنوان «بررسی رابطه بین درآمد و شادی» با عنایت به مطالعات صورت گرفته در ایالات متحده و دوازده کشور اتحادیه اروپایی خاطر نشان کرد که: پول، شادی می‌آورد ولی اثر آن محدود بوده و گاه به لحاظ آماری معنی دار نیست. بیکاری افراد را ناشاد می کند. به ویژه که با از دست دادن منبع درآمد همراه باشد.

تحقیقی با عنوان «مردم چگونه شاد می شوند» از کشور ایرلند شمالی توسط “برواح”صورت گرفته و این پژوهش در بین 3000 شهروند بوده و به برخی از متغیرهای اجتماعی اقتصادی در تبیین وضعیت شادی و تعیین عوامل موثر بر بروز آن در بین شهروندان اشاره کرده است. محقق بین عوامل عینی چون: درآمد، وضعیت ازدواج، سلامتی، کیفیت همسایگی، سن، شغل و … و عوامل ذهنی چون: نگرانی های مادی، رضایت از استانداردهای زندگی و…تفاوت قائل شده و نتیجه گرفته شد که فاکتورهای عینی در بروز شادی تاثیرگذار است اما تاثیر فاکتورهای ذهنی بیشتر قوی تراست.

“های(1982)”تحقیقی را در زمینه تاثیر ایمان و فعالیت های مذهبی بر میزان شادمانی افراد انجام داد که گزارش کرده 61 درصد کسانی که در مراسم مذهبی شرکت می کنند احساس شادمانی و آرامش دارند. در پژوهش دیگری که توسط”هالمان، هونک و دمور(1987)”انجام شد این نتیجه بدست آمد که فعالیت های مذهبی از جمله حضور در کلیسا بر شادمانی افراد می افزاید.

تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه سن و جنسیت با شادمانی» در سال 1997 توسط”داینر و همکاران”در میان زنان و مردان گروه های سنی مختلف بین 40 کشور انجام گرفته که بر وجود رابطه ضعیف بین برخی ویژگی های دموگرافیک مانند سن و جنسیت با شادمانی تاکید کرده اند.

آن ها بیان می دارند عدم وجود تفاوت های عمده در شادمانی، محققان را بر آن داشته که در مقابل فرایندهای سازگاری و انطباق با شرایط جدید عکس العمل شدید نشان دهند. اما با گذشت زمان به آن وضعیت عادت کرده به حالت قبل برمی گردند. آنان به عنوان مثال حالت خلقی فردی که در مسابقه بخت آزمایی برنده شده را به این صورت بیان می دارند که این شخص ممکن است در آن زمان شاد شود ولی با گذشت زمان به حالت اولیه برمی گردد.

“پونتام و همکاران”در تحقیقی که با همکاری دانشگاه هاروارد و مرکز بشر دوستی دانشگاه ایندیانا در زمینه «رابطه بین سرمایه اجتماعی و شادمانی» انجام دادند دریافتند: افرادی که از نظر روابط اجتماعی مهارت بیشتری دارند و بهتر می توانند با مردم رابطه برقرار کنند نسبت به افرادی که از نظر مالی غنی تر، ولی روابط اجتماعی مطلوبی ندارند، شادمان تر هستند. به نظر پونتام و همکاران، سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطاتی که بین مردم وجود دارد و محل زندگی آن ها را از نظر روابط غنی می سازد. آن ها معتقدند که سرمایه اجتماعی در واقع یک پیش بینی کننده قوی برای تعیین میزان شادمانی افراد و کیفیت زندگی در اجتماع است. لذا برای افزایش سطح شادمانی مردم سرمایه گذاری در سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمندتر از سرمایه گذاری های اقتصادی است.

“لایکن(1999)”ارتباط برونگرایی و شادمانی را با ارائه فرضیه وجود ژن شادمانی توضیح می دهد. وی معتقد است که 40 تا 50 درصد اختلافات موجود بین سطح شادمانی افراد به عوامل ژنتیکی مربوط می باشد. این گفته را می توان چنین تفسیر کرد که تقریبا نیمی از شادمانی افراد ناشی از عوامل وراثتی و نیم دیگر آن اکتسابی و مربوط به محیط و عوامل دیگر است. به اعتقاد “هیلزو و آگاریل(2001)”شادمانی با برون گرایی و روان رنجوری به خوبی مرتبط است و برون گرایی اهمیت بیشتری دارد. آنها در برخی مطالعات خود مکررا ارتباطی قوی و مثبت بین شادمانی و برون گرایی یافتند.

“نوجیتا، داینر، ساندویک”در سال 1991 در تحقیق خود با عنوان «بررسی رابطه جنسیت و شادی» روشن ساختند که در مجموع زنان در مقایسه با مردان عواطف منفی و مثبت بیشتر و قوی تری را تجربه می کنند. همچنین آنان دریافتند که عامل جنسیت کمتر از 1 درصد واریانس شادی را به خود اختصاص می دهد.

آنان پیشنهاد می کنند که زنان به لحاظ نقش اجتماعی مراقب گرانه خود در جریان اجتماعی شدن یاد می گیرند که نسبت به عواطف منفی و مثبت خود پذیراتر باشند و در مقابل  ممکن است که عواطف  مثبت و منفی بیشتری را تجربه کنند.

“لو و آرگایلدر”پژوهشی با عنوان «شادی و مشارکت» این فرضیه که مشارکت یکی از عوامل نشاط انگیز است را آزمودند. در مرحله اول پرسشنامه هایی بین 114 دانش آموز دبیرستانی توزیع شد. این پرسشنامه میزان مشارکت، شادمانی، برون گرایی و روان رنجوری را اندازه گیری کرد در مرحله دوم که شش ماه بعد انجام شد؛ ابتدا با استفاده و لذت از اوقات فراغت و سپس میزان شادمانی آنها اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده نشان داد که فراگیرانی که در مرحله اول پژوهش شادمانی کمتری را از خود نشان داده بودند ولی در خلال شش ماه گذشته از فعالیت های گروهی لذت برده اند، در مرحله دوم پژوهش، شادمانی بیشتری از خود نشان می دهند. همچنین آن دسته از فراگیرانی که در مرحله نخست پژوهش شادمانی بیشتری از خود نشان داده ولی در فعالیت های گروهی شرکت کمتری داشته اند در مرحله دوم پژوهش میزان شادمانی کمتری از خود نشان می دهند.

“هدی و همکاران(1985)”در مطالعه ای طولی در استرالیا در«رابطه با شادی و برونگرایی» نشان دادند که افراد برون گرا به احتمال خیلی زیاد رویدادهای مثبت بیشتری را در زندگی، کار و با دوستان خود تجربه می کنند. مطالعات آن ها نشان داد که افراد روان نژند نسبت به رویداد های منفی زندگی آسیب پذیر هستند و برون گرایی باعث واکنش مثبت به رویدادهای منفی زندگی می شود.

تحقیقی تحت عنوان «بررسی ثروت به عنوان یکی از عوامل شادی آفرین در بین کشورها» توسط “دیوید مایرز”صورت گرفته وی در کتاب خود «در جستجوی شادی، چه کسی شاد است و چرا» کلیه مقاله های تحقیقی ای را که در آمریکا، کانادا، کشورهای اروپای غربی و برخی دیگر از کشورها درباره شادی به چاپ رسانده به طور جامع این مسئله را بررسی می کند و نتیجه می گیرد که رابطه ای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمی توان با پول خرید؛ سن، جنسیت، موقعیت اجتماعی، محل زندگی، نژاد و سطح تحصیلات کمک موثری به شادی انسان نمی کند.

“برسچک(1951)”در تحقیقی تحت عنوان «موسیقی به عنوان موثرترین روش های تغییر خلق» دریافت که موسیقی مطمئنا می تواند خلق مثبت ایجاد کند و به طور مکرر موسیقی به عنوان منبع شادی دختران ذکر شده است. انواع مختلف موسیقی، حالات خلقی مختلف ایجاد می کند همچنین نتیجه گرفت که موسیقی می تواند سطح بالایی از برانگیختگی و هیجان را ایجاد کند. همان طور که موسیقی های انقلابی و جنگی این حالت را ایجاد می کنند هیجان های ایجاد شده به وسیله موسیقی می تواند بسیار قوی باشد.

تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه تفریح و شادی» توسط”لوین سان و گراف(1973)”صورت گرفته آن ها در روش درمانی خود به نام درمان با فعالیت های شادی بخش کشف کردند که فعالیت های شادی بخش حالت عاطفی افراد را تا پایان روز تحت تاثیر قرار می دهند. تفریح می تواند افراد را شاد کند و از آنجا که تفریح بر خلاف ارتباطات، شغل و شخصیت ما تحت تاثیر کنترل ماست و به راحتی  می تواند تغییر کند اهمیت زیادی دارد.

تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه بین شوخی و شادی» توسط “راچ و کارل”در سال 1998 انجام شد. آن ها در مطالعه ای 263 آمریکایی و 151 آلمانی بزرگسال را بررسی کردند. راچ بین پرسشنامه  شادی و مقیاس احساس شوخی همبستگی بسیار بالایی بدست آوردند(80 درصد و بیشتر) این آزمون اندازه می گیرد که مردم چقدر موضوعات و چیزها را خنده دار احساس می کنند. سایر  مقیاس های مربوط به شوخی نیز همبستگی آن ها با سلامتی و همچنین توانایی شروع شوخی را نشان داده اند. آن ها نتیجه گرفتند که افراد شاد بیشتر می خندند و احساس بهتری از شوخی دارند.

تحقیقات داخلی

در تحقیق”بررسی میزان نشاط اجتماعی در شهر بوشهر و عوامل موثر بر آن” که صدرلله محتشم(1391) نگارش کرده است، نتیجه گیری شد که مجموعه ای از عوامل فردی و فرافردی( نظیر سن، جنس، تاهل، دینداری و اعتماد اجتماعی)، در تقویت و یا کاهش نشاط در افراد جامعه تاثیر دارند. چنان که بین این عوامل و نشاط اجتماعی رابطه معنادار وجود دارد.

“جعفر هزار جریبی، پروانه آستین فشان(1388)”در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی(با تاکید بر استان تهران)» اظهار می کنند: مجموعه مطالعات نشان داد که تقويت نشاط  اجتماعی در جامعه به صورت تک علّتی نیست بلکه مجموعه ای از عوامل فردی و فرا فردی(مثل احساس محروميت، ارضای نيازها، احساس مقبوليت نزد ديگران، احساس عدالت توزيعی، فضای عمومی جامعه، پايگاه اقتصادی و اجتماعی) در تقويت و يا کاهش نشاط در افراد جامعه تأثير دارند.

به لحاظ روش شناسی، تحقيق در دو سطح توصيفی و تحليلی(همبستگی) انجام شده و برای شناخت عوامل مرتبط با نشاط اجتماعی از آزمون های شدت همبستگی و رگرسيون چند متغيره استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد ۱۵ تا ۶۵ سال ساکن در استان تهران و حجم نمونه تحقيق ۲۰۰۰ نفر است. نتايج حاصل از ترکيب گويه ها در خصوص احساس نشاط اجتماعی در بين پاسخگويان حاکی از اين است که احساس نشاط در بين ۱۸درصد از پاسخگويان در حد کم و بسيار کم می باشد و در مقابل ۲۸ درصد پاسخگويان از احساس نشاط بالايی برخوردار هستند. يافته ها بيانگر متوسط بودن اين احساس در بين اکثريت پاسخگويان است به اين معنی که ۵۴ درصد احساس نشاط اجتماعی خود را در سطح متوسط ارزيابی کرده اند.

پارامتر توسعه ای نشاط اجتماعی مرکب از متغیرهای بسیاری است که به نظر می آید در تحقیقات انجام شده، متغیرهای اصلی و تبیین کننده واریانس نشاط اجتماعی مربوط به متغیرهای امید به آینده، ارضای نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی است.

“سجاد عبدالله پور(1389)”دانشجوی مقطع کاردانی رشته آموزش ابتدایی مرکز تربیت معلم علامه طباطبایی اردبیل، «نقش ورزش در سلامت روانی- اجتماعی» را این چنین بیان می کند: ورزش و فعالیت بدنی در صورتی که به صورت منظم و مستمر صورت گیرد آثار مفیدی در فرد برجای می گذارد. آثار اجتماعی و روانی ورزش در فرد عبارت است از: کمک به فرد در جریان اجتماعی شدن و سازگاری با محیط، کمک به فرد در تکامل شخصیت مناسب، پر کردن اوقات فراغت و جلوگیری از انحرافات اجتماعی به خصوص در دوران جوانی، تصحیح و تکمیل اخلاق مناسب و آماده کردن فرد برای رعایت حقوق دیگران، کمک به فرد در جریان فرهنگ سازی و داشتن فرهنگی مناسب. همچنین هنگام ورزش با توجه به فعل و انفعالاتی که در بدن صورت می گیرد بیماری هایی از قبیل: افسردگی، اضطراب و استرس، آلزایمر که در طول عمر به سراغ آدمی می آیند به تدریج از میان می روند.

“علی اصغر کلاهی و فاطمه قربانی”تحقیقی تحت عنوان «نشاط زندگی معلمین شهر بابل» به روش توصیفی مقطعی با مشارکت 270 نفر از معلمین زن و مرد 20 تا 65 ساله شهر بابل با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی انجام دادند.

آنان به این نتیجه رسیدند که در مجموع نشاط زندگی معلمین زن 9 درصد کمتر از معلمین مرد است. و بین مدرک تحصیلی و تدریس در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان اختلاف معنی داری از نظر نشاط زندگی مشاهده نشد.

“مهسا قاضی عسگر، مهرناز امیدی و ساغر پاکدشت”کارشناسان دفتر توسعه و نظارت بر امور عمومی دانشگاه علوم پزشکی، تحقیقی با عنوان «بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی» در راستای ارتقای سلامت جامعه بین 130 نفر از افراد 20 تا 50 سال ساکن در منطقه 18 تهران به روش نمونه گیری خوشه ای انجام دادند و نتیجه گیری کردند که احساس نشاط در بین 34 درصد از پاسخگویان در حد کم و بسیار کم است.

در مقابل 19 درصد پاسخگویان از احساس نشاط بالایی برخوردار هستند. یافته های آن ها بیانگر متوسط بودن این احساس در بین اکثریت پاسخگویان است به این معنی که 47 درصد احساس نشاط اجتماعی خود را در سطح متوسط ارزیابی کرده اند. بر اساس نتیجه گیری آن ها، احساس نشاط اجتماعی، میزان امید به آینده، میزان ارضای نیازها، نگرش مثبت به فضای اخلاق عمومی، در بین پاسخگویان، متوسط و در مقابل احساس همبستگی اجتماعی، احساس امنیت و احساس عدالت اجتماعی در سطح پایینی ارزیابی شده است. همچنین میزان پایبندی به ارزش های دینی بین پاسخگویان در سطح بالایی قرار دارد و هر چقدر افراد یک جامعه در رسیدن به اهداف مورد انتظار خود موفق باشند رضایت ذهنی آنان بالا رفته و این امر سبب افزایش نشاط خواهد شد.

یافته های طرح پژوهشی «بررسی نشاط اجتماعی و رابطه آن با میزان رضایت از زندگی و سلامت زنان» از “الهه پوراکبران” نشان داد که حدود 70 درصد از 200 نفری که در تحقیق شرکت داشتند اعلام کردند که یکنواخت بودن زندگی، عدم تفریحات مناسب، داشتن مشکلات زیاد به ویژه مشکلات اقتصادی و محدودیت هایی که در جامعه برای زنان هست را علت شاد نبودن خود دانستند و همچنین از مهمترین عللی که برای شاد نبودن نام بردند نداشتن انگیزه و هدفی مشخص در زندگی است. که البته داشتن انگیزه نیز خود مستلزم روحیه خوب و مناسبی است که اکثر نمونه های پژوهش ما از آن نمره خوبی نگرفتند. همچنین نتایج نشان داد فقط 20 تا 30 درصد زنان از زندگی و شرایط روحی خود راضی هستند.

«بررسی رابطه رضایت شغلی با شادی و سرزندگی در بین اعضای هیات علمی دانشگاه علمی دانشگاه اصفهان» عنوان تحقیقی است که که توسط”کبری تقی زاده”در سال 1385 به انجام رسیده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 256 نفر عضو هیات علمی که از این تعداد نمونه ای با حجم 80 نفر به صورت  نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین شاخص های ماهیت کار همکاران، میزان حقوق، فرصت های ارتقاء و ترفیع، رضایت شغلی و شادی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد اما بین متغیرهایی چون سن، جنس، سابقه کار، وضعیت تاهل و رتبه علمی رابطه ای وجود ندارد.

«تاثیر الگوهای ارتباطی خانواده با شادی در گروهی از دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز» عنوان تحقیقی است که توسط “بهرام جوکار و مهدی رحیمی”در سال 1386 به انجام رسیده است. هدف پژوهش بررسی تاثیر الگوهای ارتباطی خانواده از جمله الگوهای توافق کننده، کثرت گرا، محافظه کننده و بی قید بر میزان شادی در بین دانش آموزان بود. روش پژوهش از نوع مقطعی است.   شرکت کنندگان در پژوهش 200 دانش آموز(100 دختر و 100 پسر) دبیرستانی شهر شیراز بودند که با روش خوشه ای چند مرحله ای تصادفی، نمونه گیری شدند. یافته ها نشان دادند که بین الگوهای ارتباطی خانواده از نظر میزان تاثیرگذاری بر شادی، تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گرفته شد که جهت گیری گفت و شنود، در مقایسه با جهت گیری همنوایی به ویژه در پسران عامل اصلی در ارتباطات خانوادگی است که شادی بیشتر را در پی دارد.

«بررسی میزان شادی و عوامل همبسته آن در میان دانشجویان دانشگاه های اصفهان» عنوان تحقیقی است که توسط “جعفری و همکاران”در سال 1383 به انجام رسیده است که هدف پژوهش تعیین میزان شادی و عوامل همبسته(شناختی- رفتاری- دموگرافیکی) آن بود. از جامعه آماری 23130 نفر و حجم نمونه 727 نفر انتخاب شده اند به طوری که 324 نفر از دانشجویان دختر بودند.

نتایج پژوهش نشان می دهد بین متغیرهای جنس، وضعیت تاهل، سال ورود، محل زندگی، وضعیت شغلی، محل تحصیل با شادی رابطه وجود ندارد ولی بین سن و شادی همبستگی پایینی وجود دارد.

از سوی دیگر بین عوامل شناختی- رفتاری چون روابط اجتماعی، خوشبینی، بیان احساسات، سطح توقعات پایین، فعالیت، از بین بردن احساسات منفی، صمیمیت، برنامه ریزی، خود بودن، توجه به زمان حال، اولویت دادن به شادی، خلاقیت، دوری از نگرانی، پرورش شخصیت سالم و شخصیت اجتماعی با میزان شادی همبستگی معناداری وجود دارد. قوی ترین همبستگی بیان احساسات و ضعیف ترین همبستگی از بین بردن احساسات منفی با دیگران است. مهمترین عامل موثر بر شادی دانشجویان بیان احساسات است که به تنهایی توانسته حدود 40 درصد واریانس شادی را تبیین کند در مجموع همه عوامل 60 درصد از واریانس شادی را در پژوهش حاضر تبیین نموده اند.

«تحلیل جامعه شناختی موثر بر میزان شادی سرپرستان شهر اصفهان» عنوان تحقیقی است که در سال 1387 توسط “محمد گنجی”صورت گرفته است. هدف پژوهش سنجش میزان احساس شادی سرپرستان خانوارهای شهر اصفهان و عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر آن است. از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی مقطعی است. جامعه آماری آن کلیه سرپرستان خانوارهای شهر اصفهان می باشد که در سال 1385، 441782 نفر بوده اند و حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین شده است که به دلیل توزیع پرسشنامه 394 نفر مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده از پژوهش به شرح زیر است: میانگین احساس شادی در بین سرپرستان خانوارها 23/56 بوده و از بین متغیرهای زمینه ای و جمعیت شناختی مورد مطالعه شادی سرپرستان بر حسب جنس، وضعیت تاهل، نوع مسکن، استعمال سیگار، شغل، میزان تحصیلات، وضعیت سلامتی روحی و جسمی متفاوت است. همچنین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، رضایت از امکانات منطقه ای، میزان برخورداری از حقوق شهروندی، وضعیت اوقات فراغت، درآمد، میزان منزلت نقشی، دین داری، ورزش و موسیقی با احساس شادی رابطه مستقیم وجود دارد.

«بررسی رابطه بین شادمانی با میزان کمال گرایی دانشجویان اصفهان» عنوان تحقیقی است که توسط “فاطمه بهرامی و سمانه مختاری”در سال 1385 صورت گرفته است که در این تحقیق گفته شد امروزه مردم دچار نوعی افسردگی و اضطراب و به طور کلی هیجانات منفی شده اند. فشار های روانی که از منبع استرس زای مختلف بر مردم وارد می شوند تمام ابعاد زندگی آنها را دربر می گیرد. مردم همواره از گذشته با حسرت یاد می کنند که گذشته خوبی نداشتند. حال را به سختی می گذرانند و با ترس و تردید به آینده می نگرند. به دنبال این مسائل تاکید بر آن است که به جای توجه بر بیماری ها و درمان آنها راه هایی برای افزایش شادی یافته شود.

شاید یکی از راه های آن شناخت منابع شادی باشد و کمال گرایی به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار بر میزان شادی از جمله ویژگی های شخصیتی است که تعیین ارتباط آن با شادمانی می تواند در جهت افزایش توجه به خصلت کمال گرایی و اتخاذ شیوه های درمانی برای کاهش آن در جهت افزایش شادمانی موثر واقع شود. به این منظور از بین دانشجویان اصفهان به صورت تصادفی تعداد 60 نفر که(30 دختر و 30 پسر) را شامل می شود به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند؛ پس از نمونه گیری پرسشنامه شادمانی آکسفورد و مقیاس کمال گرایی اجرا شد. نتایج نشان داد که بین میزان شادمانی و کمال گرایی دانشجویان رابطه معناداری در جهت معکوس وجود دارد در حالی که شادمانی و کمال گرایی به تفکیک جنسیت تفاوت ندارد.

 

نقدی بر تحقیقات پیشین

همان گونه که مشخص شد در ارتباط با موضوع نشاط و عوامل موثر بر آن تحقیقات وسیعی صورت گرفته است که نشان می دهد این موضوع در نظر بسیاری از محققان مهم تلقی شده و دغدغه ذهنی آنان بوده است. در ارتباط با پژوهش ها و تحقیقات داخلی و خارجی صورت گرفته در مورد موضوع نشاط اجتماعی که در پروژه حاضر از آن ها استفاده شد.

نتایج بررسی ها نشان می دهد که در بسیاری از تحقیقات صورت گرفته جامعه آماری مورد نظر  آن ها نقش مهمی در انتخاب ابعاد موضوع داشته است. پژوهش گران به این نتیجه رسیدند که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند. اما مجموعه ای از عوامل فردی و فرا فردی(مثل احساس محروميت، ارضای نيازها، احساس مقبوليت نزد ديگران، همبستگی اجتماعی، وضعیت خانوادگی، احساس عدالت توزيعی، فضای عمومی جامعه، پايگاه اقتصادی و اجتماعی) در تقويت و يا کاهش نشاط در افراد جامعه تأثير دارند. از مهمترین عللی که برای شاد نبودن نام بردند نداشتن انگیزه و هدفی مشخص در زندگی است. همچنین بین متغیرهای سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، رضایت از امکانات منطقه ای، میزان برخورداری از حقوق شهروندی، وضعیت اوقات فراغت، درآمد، میزان منزلت نقشی، دین داری، ورزش و موسیقی با احساس شادی رابطه مستقیم وجود دارد. پژوهش گران در تحقیقات تجربی پیشین به این نتیجه رسیدند که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند.

 

نظریات مربوط به نشاط اجتماعی

در این فصل ابتدا مبانی نظری تحقیق(دیدگاه های روان شناختی و جامعه شناختی) و سپس، چارچوب نظری آن مورد بحث قرار خواهد گرفت. به این ترتیب که آراء صاحب نظران در زمینه نشاط اجتماعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت سپس مدل و فرضیات تحقیق آن طرح خواهد شد.

 

نظریات روان شناختی

  • دیدگاه آلپورت

گوردن آلپورت پدر روان‏شناسى شخصيت در سال 1961، شخصيت را اين‏گونه تعريف كرده است: شخصيت عبارت است از: سازمانى پويا در درون فرد و متشكل از نظام‏هاى روانى ـ جسمانى كه خصوصيات رفتار و تفكر فرد را مشخص مى‏كند. آلپورت چهره مهمى در بسط مفهوم سلامت روان به حساب مى‏آمد. آلپورت، از صاحب‌ نظران علم شخصيت می‌گوید: اشخاص برخوردار از سلامت روان، فعالانه در پى هدف‌ها و اميدها و روياهاى خويشند و رهنمون زندگى‏شان، معناجويى و ايثار و حسن تعهد است. تعقيب هدف، هيچ‏گاه پايان نمى‏پذيرد. اگر هدفى را بايد كنار گذاشت، بايد بي‌درنگ انگيزه تازه‌ای آفريد.

از نظر آلپورت، جنبه اصلی شخصیت آدمی، مقاصد سنجیده و آگاه، یعنی امیدها و آرزوهای اوست. این هدف‌ها انگیزه شخصیت سالم قرار می‌گیرند. او کانون وجود آدمی را داشتن هدف‌های درازمدت می‌داند و بشر را از حیوان، سالمند را از کودک و در بسیاری موارد شخصیت سالم را از شخصیت بیمار متمایز می‌سازد.

خصوصیات و صفاتی که اشخاص بالغ از دیدگاه آلپورت دارند:

  1. گسترش مفهوم خود: گسترش انگیزه های فرد در قلمرو کار، روابط خانوادگی وسیع و گسترده، دوستان زیاد، علایق و توجه به بیرون از خود.
  2. ارتباط صمیمانه خود با دیگران: چنین شخصی به پدر، مادر، برادر، خواهر، فرزند، همسر، دوستان و مردم عشق می ورزد و محبت می کند و شکیبا در برابر رفتار سایرین است.
  3. امنیت عاطفی و روانی: چنین شخصی امنیت عاطفی دارد خود را و ضعف های خود را پذیرفته، با ناکامی ها مدارا می کند و  با استرس و تهدیدها مواجهه می شود. امنیت روانی با توجه به شناخت نقاط ضعف و قوت خود و تحمل ناکامی ها و دلسردی ها، مهار احساسات خویش و هدایت آنها در مسیر سازنده و بدون سرکوب گری بوجود می آید.
  4. ادراک واقع بینانه دارد و به جهان عینی می نگرد. واقعیت ها را بدون تحریف همان گونه که هست می نگرد.
  5. وظایف و مهارت ها: چنین شخصی غرق در کار است، مهارت ها را بکار معطوف می کند، احساس مسئولیت دارد.
  6. فعلیت بخشیدن به خود: شخص بالغ خود را شناخته و در بالفعل کردن استعدادهایش تلاش دارد. اشخاص سالم می‌خواهند در راه تلاش برای ارضای انگیزه‌هایشان به عالی‌ترین سطوح مهارت و شایستگی دست یابند.
  7. شخص بالغ به جلو می نگرد، ضمن اینکه از تجربیات گذشته استفاده می کند ولی اسیر گذشته نیست و به آینده می نگرد.
  8. شوخ طبع است (نه بذله گوی) هیچگاه دیگران را مورد تمسخر قرار نمی دهد زیرا که به طبیعت خود و دیگران واقف است و دیگران را همان گونه که هستند پذیرفته است.
  • دیدگاه سلیگمن

براساس این نظریه نشاط و خوشبختی فقط یک احساس است. زندگی شاد، لذت انسان را افزایش داده و غم انسان را کم می کند. این نظریه بر اساس نظریه فایده گرایی بتنام ارائه شده است. سلیگمن عواطف را با گذشته، حال و آینده مرتبط می داند.

عواطف مثبت مربوط به گذشته عبارتند از؛ رضایت، غرور و آرامش. عواطف مثبت مربوط به آینده شامل مواردی چون؛ خوش بینی، امید و اعتماد است. عواطف مثبت معطوف به زمان حال به دو بخش تقسیم می شوند: لذت و خوشنودی. سلیگمن شادی را بر حسب  نیازهای انسان به دو دسته تقسیم کرده است یکی شادی هایی که از برآورده شدن  نیازهای مادی انسان بدست می آید و دیگری شادی هایی که بر حسب ارضای نیازهای معنوی انسان ایجاد می شوند. بنابراین از نظر او عوامل مادی موثر بر ایجاد شادی دو دسته هستند 1. لذت های زندگی2. دلبستگی های زندگی و عوامل معنوی موثر در میزان شادی افراد، کارهای مفید هدفمند می باشد. دو مورد اول سلیقه ای هستند و به برداشت شخصی فرد از وقایع و رویدادهای زندگی بستگی دارند. اما مورد سوم به نظر سلیگمن به معنای انجام کارهایی است که به منظور دستیابی به ارزش ها صورت می گیرند و هدفی فراتر از ارضای تمایلات فردی را دنبال می کنند. خوشختی زمانی نمود پیدا می کند که فرد به این سه منبع خوشبختی دست یافته باشد.

از نظر سلیگمن نشاط عبارت است از چگونگی داوری فرد درباره نحوه گذران زندگی، این نوع داوری متاثر از ادراکات شخصی فرد و تجربه احساسات و عواطف مثبت است که بر سبک تبیین، قضاوت و تصمیم گیری او اثر می گذارد.

عواملی که نشاط را بوجود می آورند شامل احساس رضایت مندی از زندگی و فقدان عواطف منفی همچون افسردگی و لذت بردن از وقایع می باشد و یکی از علل تاثیر گذار در برقراری اصول بهداشت روانی و خوشبختی است و بر فضای شناختی و رشد آن اثر می گذارد. نشاط یکی از ابعاد اصلی تجربه بوده و معمولا در پی ایجاد پاسخ های مطلوب است که کارکرد مناسبی به جای می گذارند.

  • دیدگاه اریک فروم

اریک فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ می داند و به اعتقاد وی سلامت روان بسته به این است که جامعه تا چه اندازه ای نیازهای اساسی فرد را بر آورده می کند نه اینکه فرد تا چه  اندازه ای خودش را با جامعه سازگار می کند.

جامعه سالم مردمان سالم و جامعه بیمار مردمان بیمار تحویل می دهد. از دیدگاه فروم شخص سالم عشق می ورزد، آفریننده است، قوه تعقلش را کاملا پرورانده است، جهان و خود را به طور عینی ادراک می کند، حس هویت پایداری دارد و دارای جهت گیری بارور می باشد. جهت گیری یعنی گرایش یا نگرشی که همه جنبه های زندگی را دربر می گیرد و بارور بودن یعنی به کار بستن همه قدرت ها و استعدادهای بالقوه خویشتن.

اریک فروم مطلوب‌ترین راه را ایجاد حس برادری به همنوعان ‌می‌داند. وی معتقد است که احساس ارتباط و عشق و توجه و مشارکت در جامعه، این حس همبستگی با دیگران، نیاز ریشه داشتن، ارتباط و وابستگی به جهان را ارضا می‌کند.

فروم انگیزش شخصیت سالم را ارضای نیازهای روانی وی می داند که عبارتند از : وابستگی، تعالی، ریشه داشتن، حس هویت، گرایش و نگرش ). از دید فروم شخصیت، خواه سالم و شاد و خواه ناسالم و منزوی به فرهنگ بستگی دارد. فرهنگ مانع یا حامی رشد و تكامل مثبت انسان است.

  • دیدگاه زیگموند فروید

زیگموند فروید در رابطه با روان شناسی شخصیت، در سال1923 کتاب معروف خود به نام”خود و نهاد”را منتشر کرد. بنابر نظریه فروید، شخصیت انسان از سه عنصر تشکیل یافته است: نهاد، خود و فراخود. این سه عنصر در تعامل با یکدیگر، رفتارهای پیچیده انسانی را به وجود می‌آورند. خود براساس اصل واقعیت عمل می‌کند و بر آن است تا تمایلات نهاد را به شیوه‌ای واقعی‌تر و از نظر اجتماعی قابل پذیرش، برآورده سازد. اصل واقعیت، مزایا و معایب یا فایده و ضرر هر اقدام را پیش از تصمیم‌گیری به انجام یا عدم انجام آن می‌سنجد. فروید معتقد است که مشکلات روانی از تعارضات درونی سرچشمه می گیرد به نظر برخی روان کاوان، بهداشت روانی زمانی تضمین می شود که من با واقعیت سازگار شود. همچنین تکانش های غریزی نهاد به کنترل درآید. به عقیده فروید، کلید در اختیار داشتن یک شخصیت سالم و بانشاط، برقراری حفظ تعادل بین نهاد، خود و فراخود است.

  • دیدگاه مزلو

در سال 1954 آبراهام مزلو کتاب”انگیزه و شخصیت”را منتشر کرد و در آن نظریه معروف خود به نام سلسله مراتب نیازها را تشریح نمود. از نظر مزلو روانشناس انسان گرا، شخص سالم در حال خودشكوفایی یا تحقیق ذات است، شخصی است كه شایستگی بودن و شدن را داراست.

مزلو در رابطه با سلامتی روان، نیازهای انسان را طرح می کند که بعنوان انگیزش های اساسی در انسان مطرح است(در واقع ما از دریچه نیازهاست که با جهان در ارتباط هستیم). تامین نیازها باعث سلامتی روان، شادی و نشاط و عدم تامین نیازها منجر به عدم تعادل روانی و افسردگی می گردد.

خصوصیاتی که مزلو برای انسان های خواستار تحقق خود(خواستارکمال)یا انسان های بانشاط مطرح  می سازد:

  1. ادراک صحیح از واقعیت دارند. شناخت این افراد عینی و براساس واقعیت است. پدیده ها را آن گونه که هست می بینند.
  2. پذیرش کلی طبیعت خود و دیگران. به نقاط ضعف خود واقفند و پذیرش دارند و دیگران را آن گونه که هستند می پذیرند.
  3. خود انگیخته اند. دارای حالت های بی پیرایه و بدون تظاهرند. بر طبق طبیعت خویش عمل می کنند.
  4. توجه به بیرون دارند. شغل را بعنوان وسیله بالفعل کردن خویش و توانائی های خود قلمداد می کنند، وظیفه شناس و متعهد هستند.
  5. خیلی نیازمند به رضایت های بیرونی نیستند.
  6. رفتارشان استقلال دارد، خیلی متکی به رضایت همگان نیستند.
  7. تجربه های زندگی برای آن ها تازگی دارد. هر پدیده ای برای آن ها تازه است. هر آدمی، هر درختی، هر بوته گل رزی برای آنها منحصر و یکتاست.
  8. نوع دوست اند با نوع بشر احساس برادری و برابری می کنند.
  9. در رفتارشان نوعی طنز وجود دارد ضمن اینکه کسی را به مسخره نمی گیرند.
  10. خلاق هستند، آفرینندگی دارند.
  11. تغییرات محیطی آن ها را مسخ و بیگانه نمی کند، استقلال خودشان را از دست نمی دهند و مقاومت فرهنگ پذیری دارند.
  • دیدگاه کارل راجرز

راجرز بعنوان یک روانشناس انسان گرا در نظام شخصیتی خود به وجود یک انگیزش و یا یک نیاز اساسی یعنی صیانت، فعلیت و اعتلای تمامی جنبه های شخصیت در انسان اعتقاد دارد. بنابه نظریه راجرز، انسان مسئول رشد استعدادهای خویش است و برای شخصیت سالم، زمان حال و چگونگی ادراک آن بیش از گذشته اهمیت دارد. راجرز از انسان سالم بعنوان انسان با کنش کامل یعنی انسانی که از تمامی توانایی ها و استعدادهایش بهره می گیرد یاد می کند.

هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز”خود”است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می گیرند. خود با خویشتن شامل تمام افکار، ادراکات، ارزش هایی است که من را تشکیل می دهد. من شامل”آن چه هستم”و”آن چه می توانم انجام دهم”می شود.

راجرز نظریه اش را در زمینه شخصیت و رفتار، چنین اظهار می نماید:

الف) هر فرد موجودی بی همتا است و تنها کسی است که می تواند بفهمد تجارب او چگونه ادراک شده و برایش چه معنایی دارد؟ کسی است که مطابق همان معنا و ادراک رفتار خواهد کرد.

ب) ارگانیسم یک تمایل ذاتی و اصلی دارد، آن تمایل به تحقق بخشیدن و حفظ و تعالی خویشتن است و این پایه و اساس فعالیت های او را تشکیل می دهد.

تحت تاثیر این تمایل ارگانیزم در جهت رشد خود کفایی، بقا و تعالی نفس، خود رهبری، خود نظمی، خود مختاری، استقلال، مسئولیت و تسلط بر نفس حرکت می کند.

با رشد فرد، پرورش خود آغاز می شود که فعالیت بخشیدن آن از جنبه های فیزیولوژیکی متوجه جنبه های روانی می شود به عبارتی آن گاه که بدن و اندام ها شکل خاص خود را یافته و کامل  شد، رشد و کمال متوجه شخصیت می شود و این گرایش تحقق خود (از قوه به فعل رساندن) بیانگر روند خود شدن و پرورش ویژگی ها و استعدادهای یکتای فرد است و مبین میل ذاتی وی بسوی آفرینندگی است. راجرز برای شخصیت سالم از خودپنداری مثبت و سالم سخن به میان می آورد و پذیرش احساسات، عزت نفس، ارتباط خوب با دیگران، زندگی کامل در زمان حال، ادامه یاد گیری چگونه آموختن، ذهن باز داشتن به افکار خود، توانایی تصمیم گیری مستقل و خلاقیت.

راجرز در رابطه با خوشبختی می گوید لازمه کمال و یک کنش کامل داشتن یک خوشحالی دائمی نیست بلکه طی تجربه کسب کردن دائمی، همه نوع حالتی به انسان دست می دهد.

بلوغ و کمال و سلامتی در نظر راجرز در حقیقت مسیر است نه مقصد. خصوصیات و صفاتی که راجرز برای انسان با کنش کامل و با نشاط بر می شمارد:

  1. انسانی که آزادی تجربه دارد، متظاهر نیست و همان چیزی است که هست.
  2. مقلد دیگران نیست، میزان های اخلاقی از خودش دارد.
  3. دارای زمینه های خودجوش است.
  4. آمادگی لازم برای کسب تجربه را دارد.
  5. زندگی با حیات و سرزنده ای دارد، دائما شخصیت وی در تحول است.
  6. احساس آزادی می کند بدلیل اینکه تدافعی نیست و محدودیتی در تجربیات نمی بیند.
  7. خلاقیت دارد.
  8. نگران از دست دادن تایید یا ستایش دیگران نیست.

 

نظریات جامعه شناختی

  • دیدگاه تامسون

تامسون بر نقش محیط و بخصوص نقش خانواده در ایجاد نشاط تاکید می کند. او می گوید ابراز احساسات در تجربه هیجانات مبثت تاثیر می گذارد. کیفیت روابط عاطفی خانواده در دوران کودکی و دوره های پس از آن در بروز قابلیت های مربوط به هیجانات مثبت و نشاط بسیار موثر است.

  • دیدگاه دارلینگ و استینبرگ

دارلینگ و استرلینگ که معتقد به نظریه دستیابی به ارزش ها هستند، می گویند نشاط یک احساس فردی نیست بلکه واقعیتی مستقل از احساسات فردی است و عبارت است از دستیابی به چیزهایی که از نظر عموم واقعا ارزشمند به حساب می آیند.

مثلا اگر کودکان خیابانی احساس نشاط، خوشبختی و رضایت کنند ممکن است براساس نظریه لذت گرایی یا نظریه خواسته ها شاد و خوشبخت به حساب آیند. اما براساس نظریه دستیابی به ارزش ها، شاد و خوشبختی این کودکان افرادی شاد و خوشبخت قلمداد نمی شوند. براساس این نظریه نشاط یک احساس فردی نیست. بلکه عبارت است از: دستیابی به چیزهایی که از نظر عموم واقعا ارزشمند به حساب می آیند.

  • دیدگاه تدگار

از جمله نظریه های مطرح دیگر در ارتباط با نشاط، نظریه محرومیت نسبی است. براساس این دیدگاه انسان ها عموما به مقایسه خود با دیگران می پردازند و در این رابطه وقتی احساس فقر و   بی عدالتی می کنند واکنش های شدید عاطفی(مانند تعویض شغل، کارشکنی و خودکشی و …) انجام می دهند و وقتی این احساس به اعلی درجه خود برسد به احساس تضاد اجتماعی می انجامد و تعارضات شدیدی را در پی دارد.

تدگار(1970) به هنگام بحث از محرومیت نسبی در کتاب خود «چرا انسان ها شورش می کنند؟». بیان می دارد: نارضایتی های اجتماعی همیشه درنتیجه بروز این احساس و حالت روانی به انسان ها دست می دهد. به اعتقاد وی شرایط بروز احساس محرومیت، یگانه و همانند نیست، بلکه می توان انواع گوناگون و شرایط متعدد بروز آن را از یکدیگر تفکیک کرد. او خود سه نوع محرومیت را از یکدیگر متمایز کرده است: اول محرومیت ناشی از کاهش امکانات که در آن توقعات ثابت باقی می مانند. دوم ناکامی ناشی از افزایش سطح توقعات که در آن امکانات نسبتا ثابت هستند. سوم ناکامی فزاینده که در آن توقعات افزایش و امکانات کاهش می یابد. از یک نظر تئوری محرومیت نسبی، ریشه در قضیه ناکامی- پرخاشگری دارد و از نظر دیگر احساس محرومیت خود نتیجه فزاینده مقایسه است. به طور کلی براساس دیدگاه محرومیت نسبی فرد به مقایسه خود با افراد دیگر و گروه مرجع دست می زند و دوست دارد که شرایط مشابه با آن ها را داشته باشد و اگر در نتیجه مقایسه برای فرد چنین پنداشتی بروز نماید که براساس میزان سرمایه گذاری و تلاش، پاداش و نتیجه ای که عایدش شده در مقایسه با دیگران عادلانه و منصفانه نیست، دچار احساس محرومیت نسبی گردیده و این امر باعث بروز نارضایتی و احساس کسالت(عدم نشاط) در دو سطح فردی و اجتماعی می گردد.

  • دیدگاه لایارد

لایارد، معتقد است که بدون شک ثروت، در احساس شادی و نشاط نقش مهمی دارد ولی اینکه پیشرفت اقتصادی و افزایش قدرت خرید مردم، به بالا رفتن میزان نشاط و احساس خوشبختی منجر شود، ادعای پذیرفتنی نیست. دلیلش هم این است که در جوامع صنعتی که ثروت و درآمد بیشتری دارند و جامعه هم صنعتی تر شده است، افراد جامعه بیشتر افسرده و غمگین هستند و از زندگی خود احساس لذت نمی کنند.

او معتقد است که در 50 سال گذشته غربی ها شادتر نشده اند و بدون تردید اقتصاد عامل مهمی در احساس نشاط انسان ها دارد ولی سیاست عمومی نباید به اقتصاد بسنده کند. بلکه باید به نقش روان شناسی مدرن، علم جامعه شناسی و فلسفه هم در ارتقای سطح نشاط و شادی توجه کند. اگر دانشمندان صرفا به بهبود مادی تکیه کنند و نقش افزایش میزان جرایم، طلاق، آلودگی محیط زیست و بیماری های روانی را نادیده بگیرند نقشی در افزایش شادابی و نشاط عمومی ایفا نکرده اند.

  • دیدگاه همبستگی اجتماعی دورکیم

همبستگي در فرهنگ علوم اجتماعي نوشته آلن بيرو اين چنين تعريف شده است: همبستگی احساس مسئوليت متقابل بين چند نفر يا چند گروه است كه از آگاهي و اراده برخوردار باشند. همچنين همبستگي مي تواند شامل پيوندهاي انساني و برادري بين انسان ها بطور كلي و يا حتي وابستگي متقابل حيا ت و منافع بين آن ها باشد.

رضایت از زندگی، تابع نوع، شدت و چگونگی همبستگی اجتماعی است. به نظر دورکیم در جریان انتقال از همبستگی مکانیکی به ارگانیکی، ارزش های جمعی تضعیف می شوند. تعهد افراد به جامعه کاهش می یابد و هر فردی می کوشد تا تمایلات شخصی خود را دنبال کند. در حقیقت دورکیم با این بیان، مفهوم اصلی مورد نظر خود یعنی آنومی را پیش می کشد.

همچنین دورکیم در واقع یک دید کارکردگرایانه به دین دارد. آنجا که می‌گوید دین نقش مهمی در ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی دارد. دورکیم در جایی عنوان می‌کند که شرکت کنندگان در مناسک جمعی حس می‌کنند که با انجام دین اعمال از وقوع یک امر ناخوشاید جلوگیری می‌کنند و شرایط رسیدن به یک وضع مطلوب را فراهم می‌کنند، اما نتیجه‌ای که از انجام این مناسک حاصل می‌شود، چیزی غیر از تصورات و تفاسیر افراد است.

دورکیم مشکل جامعه جدید را خصلت اخلاقی می داند. به نظر او اولویت دادن به منافع گروهی هر چه باشد همیشه خصلتی اخلاقی دارد. در واقع دورکیم اخلاق را برخاسته از گروه و جمع دانسته و از طریق روابط متقابل، صمیمیت و احساس مشترک، تعهد و نشاط بین مردم ایجاد می شود.

  • دیدگاه زیمل

زیمل ظاهرا تراژدی تاریخ بشری را بیشتر باور دارد. در واقع او نوعی شک و بدبینی، فرو کاستن از نقش ارزش ها، بها دادن به نقش پول بیشتر، بردگی انسان در نوع اسارت فرهنگ عینی و موجود جامعه را نام می برد. و این نهایت غم آلودی در سر انجام زندگی انسانی است. زیمل، سرانجام زندگی انسان ها را بدون شادی و نشاط تصور می کند.

  • دیدگاه بلومر

دیدگاه مبادله و نظر بلومر نیز به نوعی زمینه مناسب را برای رضایت مندی انسان و در نتیجه نشاط، فراهم نموده است.

در کنش متقابل بلومر، نشاط اجتماعی را می توان نوعی کنش افراد در نظر گرفت. در دیدگاه بلومر کنش پیوسته است و به ناگزیر در هر دوره ای و در هر مقطعی از تاریخ تاثیرات و آثار و گذشته جامعه را در حالات موجود خود می توان دید. پس در هر مطالعه ای باید توجه داشت که هیچ جامعه بدون تاریخ و سرگذشت نیست. در مقوله نشاط از آن جا که ایرانیان مطابق آن چه ذکر شد مردمانی با نشاط بوده اند پس می توان فرهنگ نشاط را در  بین آنان جستجو کرد. به نظر بلومر معنی مشترکی که مردم در جلوه های حیات اجتماعی خویش بر آن توافق کرده اند موجب می شود که سلسله خطوط کنش خویش را آن چنان تنظیم و متناسب با یکدیگر کنند که نوعی یکنواختی حاکم شود و همین امر نظم و تکرارپذیری را که پایه رفتار اجتماعی است به وجود می آورد و آن را فرهنگ می نامد. نشاط اجتماعی را در جریان تاریخ باستان هر ایرانی می توان ملاحظه نمود و از طرفی طبق این نظرها با قرار دادن این مقوله در هنجارهای اجتماعی و جامعه پذیری هر فرد می توان آن را عمومیت داده و به نوعی، نشاط را در بین جامعه زنده نمود.

  • دیدگاه ساخت کنش اجتماعی پاسونز

یکی از نظریه های معروف پارسونز، نظریه رفتار یا تئوری ارادی رفتار است. فرد همواره راهی را پیش می گیرد که منطبق با خواست نظام اجتماعی است. در عین حال کنش اجتماعی جنبه عقلانی دارد و افراد همواره غایت و هدفی را در رفتار خود دنبال می کنند. به زعم پارسونز، افراد شاد همیشه سعی دارند هدفمند و با اراده زندگی کنند و نسبت به جامعه و قوانین آن به سازگاری رفتار کنند.

  • دیدگاه از خود بیگانگی کارل مارکس

مارکس متفکری است که بحث از خودبیگانگی هگل را در تمامی مباحث خود دنبال کرده است. در لوئی بناپارت از منظر سیاسی و کاپیتال از منظر اقتصادی. ضمن آن که او هم مانند هگل به دیگری معتقد بود و از همین رو است که پرولتاریا را در مقابل بورژوازیی قرار می دهد.

او هم به مانند هگل معتقد است جهان نمادین، یا همان آگاهی کاذب، ایدئولوژی طبقه مسلط است که موجبات استمرار استثمار توده ها را فراهم می آورد. به گمان مارکس ما به ضرورت خلق        می کنیم. او عنوان هوموفابر (انسان سازنده) را بر هوموساپینز (انسان داننده) ترجیح می داد زیرا دانستن ما وابسته به فعالیت مان است. به عقیده مارکس ما تا حدود زیادی همان چیزی هستیم که  می سازیم. او در تضاد با هگل مطرح می کند این آگاهی انسان نیست که هستی اجتماعی آنها را تعیین می کند، بلکه به عکس، این هستی اجتماعی آن ها است که آگاهی شان را تعیین می کند. مارکس بخش عمده سال های خود را به توصیف ساختار سرمایه داری با همه تضاد های دورنی آن (خاطرات دیالکتیک هگلی) پرداخت. تاکید سرمایه داری بر رقابت به عکس خود، یعنی انحصار منجر خواهد شد. پیامد این وضع، سقوط شماری از اعضای پیشین نخبگان اقتصادی به مرتبه تهیدستان خواهد بود. نیاز دایم سرمایه داری به منابع تازه مواد خام، نیروی کار ارزان و محل ریختن زباله های تولیداتش، به جنگ امپریالیستی در میان دولت های سرمایه درای منجر خواهد شد. نیاز سرمایه داری به حل بیکاری، باعث تزریق پول بیشتر در نظام و بروز تورم خواهد شد، و نیاز به حل مسئله تورم باعث افزایش بی کاری خواهد شد. به بیانی دیگر از خودبیگانگی به وضعیتی گفته می شود که مردم در آن اختیار خود را درباره دنیای اجتماعی که خود به دست آورده اند از دست  می دهند و در نتیجه آن، خود را در یک محیط اجتماعی خصمانه، بیگانه می یابند.

از دید مارکس زمانی جامعه انسانی رو به سلامت و شادی پیش می رود که انسان یا طبقات ضعیف و کارگر جامعه به آگاهی طبقاتی برسند و طبقه سرمایه دار از بین برود؛ افراد کار مورد علاقه خود را انجام بدهند و مردم خود را در محیط اجتماعی تنها و بیگانه احساس نکنند.

از دیدگاه مارکس، هرگاه افراد جامعه به کار مورد علاقه خود بپردازند احساس از خودبیگانگی نمی کنند و با نشاط به سر کار خود می روند و در نتیجه تخلفات آن ها در محیط کار ناچیز می گردد. و جامعه از نظر اقتصادی نیز پیشرفت خواهد کرد.

  • دیدگاه کمپل

کمپل در سال 1981 و دانشمندان علم سیاست از جمله میلبراس در سال 1979، طرح های کاری خودشان را در زمینه های سیاسی و روان شناسی عرضه داشته اند.

از زمینه های مهم به وجود آمدن احساس نشاط، وجود امید نسبت به خود، زندگی و آینده است. بنابر نظر کمپل، عوامل بیرونی در نشاط اجتماعی تاثیر بسزایی دارد. و سیاست با کفایت در جامعه  می تواند زمینه های موثر در ایجاد نشاط افراد ایفا نماید زیرا اجرای طرح ها و برنامه های صحیح اجتماعی بدون سیاست و هماهنگی لازم بین سازمان ها و موسسه ها، ناممکن و یا با اشکالات فراوان مواجه خواهد شد. بنابراین آنومی و آشفتگی در جامعه پدید می آید که دیگر افراد حتی نمی توانند به ارضای نیازهای اولیه خود بپردازند و در نتیجه غبار افسردگی و ناشادمانی بر تمام اقشار جامعه خواهد نشست. بطور خلاصه از دید کمپل سه عامل کلیدی در بالا رفتن حس نشاط اجتماعی عبارت است از: 1. نظام سیاسی با کفایت 2. امید نسبت به خود 3. امید به آینده.

  • دیدگاه ماکس وبر

وبر در رساله اش طبقه، پایگاه اجتماعی و حزب طبقه اجتماعی را چنین تعریف می کند: تعدادی اشخاصی که فرصت های زندگی مشابهی دارند و این فرصت های زندگی به نظر او عبارتند از امکانات اختصاصی که یک شخص از لحاظ برخورداری از ثروت، از وضعیت بیرونی زندگی و از تجربه شخصی اش دارد.

عامل دوم قدرت می تواند یک کارکرد پایگاه و اعتبار اجتماعی برای فرد داشته باشد، اگر شما فردی را در طبقه بالا ببینید یا باور کنید که آن فرد در بعضی از جنبه های اجتماعی از شما برتر می باشد، بنابراین شما احتمالا به خواسته ها و فرامین آن فرد احترام می گذارید. وبر این را بعنوان قدرت اجتماعی مطرح می کند. بنابر نظر وبر سه عامل دارایی، قدرت و منزلت اجتماعی به علت توزیع نابرابر، اساس قشربندی اجتماعی در جوامع مدرن محسوب می شوند که برخورداری متفاوت افراد از این سه قدرت اجتماعی باعث کاهش و یا افزایش نشاط در بین آن ها می شود. از نظر ماکس وبر قدرت سیاسی، پایگاه اجتماعی و طبقه سه بعد اصلی قشربندی اجتماعی می باشند.

  • دیدگاه الگوی دینداری گلاک و استارک

چارلز گلاک طی دهه 50-60 میلادی در تلاش برای فهم و تبیین دین در امریکا بود. وی بحث ابعاد التزام دینی را در این کشور زنده کرد و با همکاری رادنی استارک در سال 1956 به شرح و بسط الگوی جدیدی از دینداران پرداخت. هدف اصلی آن ها، عموماً درک شیوه های گوناگونی بود که مردم با توسل به آن، خود را مذهبی تلقی می کردند. گلاک و استارک بر این عقیده بودند که به رغم آنکه ادیان جهانی در جزییات بسیار متفاوتند، اما دارای حوزه های کلی هستند که دینداری در آن حوزه ها و یا آن ابعاد جلوه گر می شود.

آن ها برای دینداری چهار بعد اصلی عمل، باور، تجربه، دانش یا معرفت را تحت عنوان ابعاد عمومی الزام دینی مطرح کرده اند. این ابعاد چهار گانه، در سطح مقیاس های اولیه به پنج شاخص یا مقیاس تقسیم شده اند که افزایش آن، ناشی از تفکیک بعد عمل به دو بخش شاخص مناسکی و عبادی است. در مقیاس ثانویه، شاخص ها در نهایت به هشت عدد افزایش یافته است که شاخص های ناظر بر روابط اجتماعی دینداران هم به آن اضافه شده است.

شرحی از الگوی دینداری مورد نظر آن ها آورده می شود؛ بعد باور: آن چیزی است که انتظار می رود پیروان یک دین بدان اعتقاد داشته باشند. گلاک و استارک این باورها را در هر دین به سه نوع تقسیم کرده اند: باورهای پایه ای مسلم، که ناظر بر شهادت به وجود خدا و معرفی ذات و صفات اوست.

باورهای غایتگرا، که هدف و خواست خدا از خلقت انسان و نقش او در راه نیل به این هدف است. باورهای زمینه ساز که روش های تامین اهداف و خواست خداوند و اصول اخلاقی را که بشر برای تحقق آن اهداف باید به آن ها توجه کند، دربرمی گیرد. گلاک و استارک بعد باور یا عقیدتی را بعد ایدئولوژیکی نیز نامیده اند.

بعد مناسکی(عمل): نظام اعتقادی در هر دینی وجود دارد، اما این اعتقادات به صورت مناسک نمود عینی می یابند. تمام ادیان بنابر اقتضای نوع الهیات خود، نحوه خاصی از عمل و زیست را بر مومن الزام می کنند که همان عمل دینی است. این عمل خواه ناخواه، در پرتو نظام فقهی و اخلاقی سامان می پذیرد. بعد عمل یا مناسک، اعمال دینی مشخصی نظیر عبادت های فردی، نماز، روزه، صدقه، ذکات و … را در برمی گیرد. گلاک و استارک در تشریح بعد مناسکی بر این نکته تاکید کرده اند که در عملیاتی کردن این بعد، علاوه بر مشارکت در فعالیت های مناسکی، تفاوت های مربوط به ماهیت یک عمل و معنای آن عمل نزد فاعلان آن نیز بررسی می شود.

بعد تجربی: تجربه دینی با احساسات، تجربیات و درون فرد دیندار مرتبط است. احساسات و عواطف دینی وجه عالی تری از دینداری است که کاملا قلبی و درونی بوده و برخلاف مناسک و مراسم آیینی نمود بیرونی ندارد. دین دارانی که این بعد را کسب می کنند”مخلص”نامیده می شوند.

گلاک و استارک تجربه دینی را چندین نوع می دانند:

  • تاییدی: حس مودت و تایید به وجود خدا؛
  • ترغیبی: گزینش آگاهانه خدا و اشتیاق به او؛
  • شیدایی: حس صمیمیت و شور و وجد نسبت به خدا؛
  • وحیانی: مورد اعتماد خدا واقع شدن و کارگزار و فرستاده خدا بودن.

 بعد دانشی: بعد معرفتی، عقلانی یا دانش با بعد عقیدتی بسیار نزدیک است تفاوت این دو بعد مربوط به آگاهی و شناخت در اعتقادات در بعد دانش است. معرفت دینی، آگاهی به متون دینی است که می تواند الگویی برای باور، عمل و تجربه دینی باشد. از نظر گلاک و استارک، بعد معرفتی در ارتباط با مطالبی است که مردم از طریق عالمان دینی درباره مذهب می آموزند.

 بعد پیامدی: این بعد، به دلیل بیشترین انتقادات، در میان ابعاد الگوی دینداری گلاک و استارک  پس از مدتی حذف شد، از جمله اینکه، بعد پیامدی فی نفسه پیامد دینداری است نه بعدی از آن. بعد پیامدی دینداری، که با این انتقاد از الگوی دینداری کنار گذاشته شد، به اعمالی گفته می شود که از عقاید، احساسات و اعمال مذهبی ریشه می گیرد و از ثمرات و نتایج ایمان در زندگی و کنش های بشر است. از نظر این دو محقق، بعد پیامدی جدا از سایر ابعاد قابل بررسی نیست. رفتارهای دینی  می توانند در معنای پیامدی سنجه ای از دینداری باشند که منجر به استواری ایمان مذهبی می شود. آنجا که منجر شود تا از باور، اعمال، تجربه و دانش دینی پیروی شود. الگوی دینداری گلاک و استارک، از نخستین الگوهایی است که بسیاری از الگوهای دینداری بعدی، ابعاد خود را از آن وام گرفته اند.

  • دیدگاه جان مارشال ریو

ریو معتقد است شادی از نظر کارکردی اهمیتی دوگانه دارد: از یک طرف، شادی احساس مثبتی است که از حس ارضاء و پیروزی حاصل می شود. زمانی که به صورت درونی احساس مثبت می کنیم شادی، زندگی را خوشایند می کند.

بنابراین خوشایندی شادی؛ تجربه های زندگی غیر قابل اجتناب، ناکامی، ناامیدی و در مجموع عواطف منفی را بی اثر می سازد. از طرفی شادی اشتیاق انسان ها را برای پرداختن به فعالیت های اجتماعی آسان می کند. بنابراین شادی ابراز شده، برچسب اجتماعی است که روابط را به یکدیگر می چسباند.

  • دیدگاه مقبولیت اجتماعی آلدرو اسمیت

مقبولیت اجتماعی بیانگر ارزش، احترام و منزلتی است که برای یک فرد از سوی خانواده و جامعه در نظر گرفته می شود. الیزابت هارك، معتقد است شادكامی مثلثی است با سه عامل محبوبیت، مقبولیت و موفقیت. یعنی انسان شاد انسانی است كه اولا روحش پر از دوستی با دیگران باشد. مطمئن باشد كه دیگران دوستش دارند و او نیز به دیگران علاقه‏مند است. از طرف دیگر، انسان برای شاد بودنش باید مقبولیت نیز داشته باشد. بعد دیگر هم موفقیت در كار است.

 

  • چارچوب نظری تحقیق

با توجه به مطالعات تجربی انجام شده در خصوص موضوع نشاط اجتماعی چارچوب پژوهش حاضر براساس نظریات سلیگمن، تامسون، دورکیم، گلاک و استارک، مارکس و وبر بنا شده است.

از نظر سلیگمن نشاط عبارت است از چگونگی داوری فرد درباره نحوه گذران زندگی، این نوع داوری متاثر از ادراکات شخصی فرد و تجربه احساسات و عواطف مثبت است که بر سبک تبیین، قضاوت و تصمیم گیری او اثر می گذارد. عواملی که نشاط را بوجود می آورند شامل احساس رضایت مندی از زندگی و فقدان عواطف منفی همچون افسردگی و لذت بردن از وقایع می باشد و یکی از علل تاثیر گذار در برقراری اصول بهداشت روانی و خوشبختی است و بر فضای شناختی و رشد آن اثر می گذارد. نشاط یکی از ابعاد اصلی تجربه بوده و معمولا در پی ایجاد پاسخ های مطلوب است که کارکرد مناسبی به جای می گذارند.

در این تحقیق از دیدگاه سیلیگمن برای شاخص سازی نشاط اجتماعی شهروندان استفاده گردیده است.

تامسون بر نقش محیط و بخصوص نقش خانواده در ایجاد نشاط تاکید می کند. او می گوید ابراز احساسات در تجربه هیجانات مبثت تاثیر می گذارد. کیفیت روابط عاطفی خانواده در دوران کودکی و دوره های پس از آن در بروز قابلیت های مربوط به هیجانات مثبت و نشاط بسیار موثر است. در تحقیق حاضر از این دیدگاه برای شاخص سازی وضعیت خانوادگی استفاده گردیده است.

رضایت از زندگی، تابع نوع، شدت و چگونگی همبستگی اجتماعی است. به نظر دورکیم در جریان انتقال از همبستگی مکانیکی به ارگانیکی، ارزش های جمعی تضعیف می شوند. تعهد افراد به جامعه کاهش می یابد و هر فردی می کوشد تا تمایلات شخصی خود را دنبال کند. در حقیقت دورکیم با این بیان، مفهوم اصلی مورد نظر خود یعنی آنومی را پیش می کشد. همچنین دورکیم در واقع یک دید کارکردگرایانه به دین دارد. آنجا که می‌گوید دین نقش مهمی در ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی دارد. دورکیم در جایی عنوان می‌کند که شرکت کنندگان در مناسک جمعی حس می‌کنند که با انجام دین اعمال از وقوع یک امر ناخوشاید جلوگیری می‌کنند و شرایط رسیدن به یک وضع مطلوب را فراهم می‌کنند، اما نتیجه‌ای که از انجام این مناسک حاصل می‌شود، چیزی غیر از تصورات و تفاسیر افراد است.

دورکیم مشکل جامعه جدید را خصلت اخلاقی می داند. به نظر او اولویت دادن به منافع گروهی هر چه باشد همیشه خصلتی اخلاقی دارد. در واقع دورکیم اخلاق را برخاسته از گروه و جمع دانسته و از طریق روابط متقابل، صمیمیت و احساس مشترک، تعهد و نشاط بین مردم ایجاد می شود. او دین را عامل همبستگی اجتماعی می داند. دراین تحقیق از نظریات دورکیم برای شاخص سازی همبستگی اجتماعی استفاده گرده است.

بنابر دیدگاه مارکس از خودبیگانگی به وضعیتی گفته می شود که مردم در آن اختیار خود را درباره دنیای اجتماعی که خود به دست آورده اند از دست  می دهند و در نتیجه آن، خود را در یک محیط اجتماعی خصمانه، بیگانه می یابند. از دید مارکس زمانی جامعه انسانی رو به سلامت و شادی پیش می رود که انسان یا طبقات ضعیف و کارگر جامعه به آگاهی طبقاتی برسند و طبقه سرمایه دار از بین برود؛ افراد کار مورد علاقه خود را انجام بدهند و مردم خود را در محیط اجتماعی تنها و بیگانه احساس نکنند. مردم زمانی احساس بیگانگی نمی کنند که تسلط بر زندگی خود داشته باشند و در برخورد با مشکلاتی که هر روز در حال افزایش هستند احساس ناتوانی نکنند، در فعالیت های سیاسی شرکت کنند و معتقد به رعایت قانون باشند. و آینده جامعه برایشان روشن و امیدبخش باشد.

و به طور کلی مردمی که احساس مفید بودن در جامعه خود داشته باشند و ارزش های فرهنگی جامعه خویش را قبول کنند می توان گفت که از حس بیگانگی اجتماعی به دور هستند. در این تحقیق علاوه بر نظریات دورکیم برای شاخص سازی متغیر همبستگی اجتماعی و عدالت اجتماعی از دیدگاه کارل مارکس نیز استفاده شده است.

آثارگلاك و استارك توجه پژوهشگران را به سوي تعريف چند بعدي از دين جلب كرد. گلاك و استارك در كتاب ماهيت اجتماعات ديني اذعان كرده اند كه با وجود تفاوت در ميان اديان مختلف، وجوه مشتركي را در ميان آن ها می توان يافت. اين وجوه يا عرصه ها در حقيقت ابعاد دينداري را تشكيل مي دهند و عبارتند از :ابعاد اعتقادي ، مناسكي، پيامدي ، عاطفي و فكري مي باشد. در این پژوهش برای شاخص سازی میزان دینداری از دیدگاه الگوی دینداری گلاک و استارک استفاده شده است.

وبر در رساله اش طبقه، پایگاه اجتماعی و حزب طبقه اجتماعی را چنین تعریف می کند: تعدادی اشخاصی که فرصت های زندگی مشابهی دارند و این فرصت های زندگی به نظر او عبارتند از امکانات اختصاصی که یک شخص از لحاظ برخورداری از ثروت، از وضعیت بیرونی زندگی و از تجربه شخصی اش دارد.

عامل دوم قدرت می تواند یک کارکرد پایگاه و اعتبار اجتماعی برای فرد داشته باشد، اگر شما فردی را در طبقه بالا ببینید یا باور کنید که آن فرد در بعضی از جنبه های اجتماعی از شما برتر می باشد، بنابراین شما احتمالاً به خواسته ها و فرامین آن فرد احترام می گذارید. وبر این را بعنوان قدرت اجتماعی مطرح می کند. بنابر نظر وبر سه عامل دارایی، قدرت و منزلت اجتماعی به علت توزیع نابرابر، اساس قشربندی اجتماعی در جوامع مدرن محسوب می شوند که برخورداری متفاوت افراد از این سه قدرت اجتماعی باعث کاهش و یا افزایش نشاط در بین آن ها می شود. از نظر ماکس وبر قدرت سیاسی، پایگاه اجتماعی و طبقه سه بعد اصلی قشربندی اجتماعی می باشند. در این پژوهش از دیدگاه ماکس وبر  برای شاخص سازی میزان پایگاه اجتماعی و اقتصادی شهروندان بوشهری استفاده شده است.

 

  • مدل  نظری تحقیق

نمودار مدل نظری تحقیق

نمودار مدل نظری تحقیق

 

  • فرضیه های تحقیق

  1. بین عوامل زمینه ای سن، جنس، تاهل، تحصیلات و نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر رابطه معنی دار وجود دارد.
  2. بین عوامل اجتماعی و فرهنگی(عدالت اجتماعی، همبستگی اجتماعی، میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی، وضعیت خانوادگی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان دینداری) و نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر رابطه معنی دار وجود دارد.

 

چارچوب روش تحقيق

روش تحقیق

در اين فصل به ارائه روش تحقيق، ابزار تحقیق، جامعه آماری و نمونه تحقیق، روایی و پایایی ابزار تحقیق، نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات و تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها پرداخته مي شود. برای انجام هر تحقیق یا پژوهش به یکی از روش های تحقیقی نیاز است تا بتوان به داده های مورد نظر دست یافت و از طریق داده های بدست آمده به نتایج تحقیق رسید. با توجه به موضوع پژوهش تحت عنوان تحلیل جامعه شناختی وضعیت نشاط اجتماعی در بین شهروندان بوشهر نیاز به روش پیمایش ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد. پیمایش، روشی در تحقیق اجتماعی است که فراتر از یک تکنیک خاص در گردآوری اطلاعات است، هر چند  عمدتا در آن از پرسشنامه استفاده می شود اما فنون دیگری از قبیل مصاحبه ساختمند، مشاهده، تحلیل محتوا و … هم بکار می رود. روش پیمایشی از روش های کمی در علوم اجتماعی به شمار می رود که در مقابل روش های کیفی قرار می گیرد. در روش پیمایشی میزان تعمیم پذیری نتایج تحقیق، کنترل محقق روی رویدادهای اجتماعی و نقش پژوهشگر در گردآوری اطلاعات بیش از روش های کیفی است.

از آنجا که پرسشنامه ساده ترین راه تهیه این ماتریس داده های ساختمند است، رایج ترین تکنیک مورد استفاده در تحقیق پیمایش است. علاوه بر استفاده از روش پیمایش استفاده از روش های اسنادی و کتابخانه ای نیز قبل از استفاده از روش پیمایش مورد نیاز است. در این نوع مطالعه، هدف تحقیق پیدا کردن روابط علی بین متغیرها و علل موثر بر نشاط اجتماعی شهروندان بوشهر است. بر اساس نوع متغیر مورد بررسی، تحقیق حاضر نیز جزو مطالعات کمی به حساب می آید زیرا به دنبال عوامل موثر بر نشاط شهروندان بوشهر هستیم.

  • ابزار تحقیق

با توجه به اینکه در تحقیق پیمایش واحد تحلیل، فرد است داده های مورد نیاز از طریق افراد به وسیله پرسشنامه جمع آوری گردید. پرسشنامه به عنوان مهمترین ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر، دارای سوالاتی است که عوامل موثر بر وضعیت نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر را مورد بررسی قرار می دهد.

به منظور اطمینان از روایی پرسشنامه طراحی شده، قبل از تکمیل براساس نظرات چند تن از اساتید صاحب نظر دانشگاه اصلاح گردید و برای حصول اعتبار نیز با انجام تکمیل آن در نمونه ای مقدماتی به حجم 30 نفر با انجام آزمون آلفای کرونباخ به اصلاح نهایی گویه ها اقدام گردید. متغیر وابسته تحقیق، سنجش نشاط اجتماعی و متغیرهای مستقل بر چند مورد می باشند که گزینش این متغیرها و انتخاب گویه های مربوطه برای سنجش آن ها براساس مبانی نظری، بررسی منابع موجود و مطالعات انجام شده و  پرسشنامه شادی آکسفورد، صورت گرفته است.

  • جامعه آماری و نمونه تحقیق

جامعه آماری عبارت است ازگروهی از افراد یا اشیاء «آزمودنی» که در خاصیت ها یا ویژگی مورد پژوهش مشترک می باشند و با هدف و موضوع پژوهش ارتباط دارند. پژوهشگر ابتدا باید جامعه آماری را به درستی انتخاب نماید و سپس جامعه آماری را تعریف و قلمرو آنرا تعین کند. جامعه آماری این پژوهش افراد ساکن در شهر بوشهر است که براساس سرشماری نفوس و مسکن 1385 تعداد آن ها 169966 نفر می باشد. جامعه آماری مورد پژوهش حاضر، کلیه شهروندان سنین 65-15 سال شهرستان بوشهر در سال 1393 است.

  • حجم نمونه

نمونه، عضوی از جامعه آماری است ،که ویژگی های غالب اعضاء جامعه آماری را دارا است و در واقع معرف جامعه و یا مجموعه آزمودنی ها می باشد. و نتایج حاصل ازمطالعه آن قابل تعمیم به کل جامعه است. در این پژوهش نیز به منظورتعین تعداد مناسب افراد نمونه، که معرف جامعه آماری باشد، از فرمول کوکران استفاده شده است.

فرمول کوکران

فرمول کوکران

t2=t استودنت (1.96)2 زيرا كه سطح معني داري آزمون برابر با 0/5 است.

d2 =(%5)2 = 0.0025 = تقريب در برآورد پارمتر مورد مطالعه

P = 0.5 = احتمال وجود صفت

q = 0.5 = احتمال عدم وجود صفت

مقدار p.q مساوي با 0/5 در واقع زماني است كه خواسته باشيم حداكثر حجم نمونه را بدست آوريم. نکته قابل ذکر اینکه در جهت سهولت کار تحقیق دانشگاهی و کاهش هزینه های آن در نهایت تعداد پاسخگویان به 300 نفر تقلیل یافته است.

  • روش نمونه گیری

هنگامي كه دستيابي كامل به اعضاي يك جمعيت مشكل باشد از نمونه گيري استفاده مي شود. روش نمونه گیری به معنی انتخاب نمونه آماری مورد مطا لعه، از میان جامعه آماری است. باید توجه داشت که نمونه ها طوری انتخاب شوند که همه ویژگی های جامعه را داشته باشند. روش نمونه گیری انتخابی در این پژوهش، روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای می باشد. در مرحله اول به استناد طرح تفصيلي شهر بوشهر مصوب سال 1389 و مورد تاييد سازمان مسكن شهرسازي استان بوشهر و شهرداري بوشهر، شهر بوشهر به دو بخش شمالي با 6 ناحيه و 28 محله و بخش جنوبي با 4 ناحيه و 15 محله  تقسيم گرديده كه با توجه به اينكه بخش شمالي داراي كاربري بيشتر مسكوني بوده و بيشتر جمعيت ساكن در شهر بوشهر در اين بخش ساكن مي باشند از بين دو بخش ذكر شده بخش شمالي انتخاب گرديد و از ميان  6 ناحيه، سه ناحيه به طور تصادفي انتخاب گرديد و از درون اين نواحي سه گانه كه هر كدام به چندين محله تقسيم مي شدند، 7 محله به ظاهر متفاوت از لحاظ اجتماعي –اقتصادي به شرح ذيل انتخاب شدند:

در ناحيه 1 از مجموع 2 محله فقط محله بافت قديم انتخاب گرديد.

در ناحيه4 از مجموع 6 محله ،3محله به نام هاي سنگي غربي، عاشوري و جفره انتخاب گرديد.

در ناحيه 6 از مجموع  6محله 3 محله به نام هاي باغ زهرا، بيسيم و باغ نار انتخاب گرديد.

نمونه انتخابی به تفکیک محلات نمونه

نمونه انتخابی به تفکیک محلات نمونه

نكته قابل ذكر اينكه در توزيع پرسشنامه ها با توجه به ميزان جمعيت محلات و سهم آن در جمعيت ناحيه و همچنين براساس نسبت جنسي (زن- مرد) به صورت تسهيم به نسبت به شرح ذیل عمل شده است.

  • روش نمونه گیری

تسهیم به نسبت نمونه به تفکیک گروه سنی وجنس

تسهیم به نسبت نمونه به تفکیک گروه سنی و جنس

  • روایی و پایایی ابزار تحقیق

روایی(پایایی) اشاره به ثبات نتایج در طول زمان دارد. سنجش باید از ثبات هم برخوردار باشد، یعنی هرگاه دوباره آن را تکرار کردیم به همان نتایج برسیم.

پایایی(روایی) تحقیق مرحله ای است که به منظور تکرار پذیری ابزار سنجش انجام می شود . اگر آزمایشی را چندین بار تکرار کنیم یا تجزیه و تحلیل را به دفعات انجام دهیم و در همه موارد نتایج یکسان باشند، می گوییم مطالب به دست آمده دارای روایی علمی است. پس منظور از روایی علمی حصول نتایج مشابه در تکرار اعمال قبلی است. پایایی سوالات پرسشنامه براساس آزمون آلفای کرونباخ تعیین شده است. مقدار آلفا در دامنه 1-0 است به طوری که از طریق این ضریب به پایداری درونی گویه ها پی برده می شود. اگر این ضریب صفر باشد بیانگر عدم پایایی کامل گویه ها و اگر یک باشد پایایی کامل را نشان می دهد. در این تحقیق برای اطمینان از دقیق بودن سوالات و بدست آوردن پایایی پرسشنامه، علاوه بر اعتبار صوری، پرسشنامه را به تعدادی از شهروندان تقسیم نمودیم که در این مرحله بعد از پر شدن 30 پرسشنامه توسط پاسخگویان با قرار دادن گویه های مربوط به یک فرضیه در فرمول تست کرونباخ، مقدار ویژه هر کدام در جدول زیر ثبت شده است.

تست کرونباخ متغیرها

تست کرونباخ متغیرها

طبق اطلاعات جدول فوق، سوالات و گویه های مورد بررسی دارای پایایی لازم هستند و از این رو توصیف و آزمون سازها و ابعاد آنها از نظر علمی معتبر است. جهت محاسبه متغیرهای پژوهش در جامعه مورد مطالعه پس از جمع آوری داده ها آن ها را کدگذاری نموده و با استفاده از نرم افزار کامپیوتری (spss) پایایی گویه ها را طبق آزمون پایایی سنج آلفا کرونباخ محاسبه نمودیم که چنانچه عدد بدست آمده کمتر از 30% باشد اعتبار درونی پژوهش در سطح ضعیفی قرار دارد و اگر بین 30% تا 70% باشد از اعتبار متوسط و اگر بین 70 % تا 90 % باشد از اعتبار درونی بالایی برخوردار است. نتایج آن برای طیف های مختلف این تحقیق در جدول فوق آمده است.

  • نحوه تجزیه و تحلیل اطلاعات

تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری spss نسخه 11/5 انجام شده است. به طوری که برای توصیف صفات کیفی به محاسبه درصد و توزیع فراوانی و برای توصیف صفات کمی به محاسبه شاخص های مرکزی و پراکندگی پرداخته شده است. شدت وابستگی دو متغیر به هم را همبستگی گویند. که معمولا آن را با ضریبی بین -۱ تا +۱ بیان می‌دارند. اگر ضریب همبستگی بین دو متغیر بیش‌تر از صفر باشد، آن‌ها با هم رابطه‌ مثبت دارند. حال اگر ضریب همبستگی بین آن‌ها از صفر کم‌تر باشد، رابطه بین آن‌ها منفی است.

آزمون‌های همبستگی اسپیرمن و پیرسون، پرکاربردترین آزمون در پژوهش‌های علوم انسانی‌اند و از آن‌جا که در بیش‌تر پژوهش‌ها برای طیف‌های پرسش‌نامه فواصل مساوی در نظر گرفته می‌شود، متغیرهای اسمی و رتبه‌ای، به متغیرهای فاصله‌ای و نسبی تبدیل می‌شوند و برای تحلیل رابطه‌ها، از این دو ضریب استفاده می‌شود. اگر توزیع نرمال باشد، از آزمون پارامتری پیرسون و در غیر این‌صورت از آزمون اسپیرمن استفاده می‌شود. در آزمون‌های همبستگی، عموما با دو متغیر سروکار داریم. و شدت وابستگی آن دو را می‌سنجیم. در آزمون( x2 ) معلوم شد تمام داده ها دارای توزیع غیر نرمال هستند. در این آزمون همه داده ها (sig =0 ) و کمتر از خطای در نظر گرفته شده ( 0/05) هستند. لذا دلیلی برای رد فرضیه صفر وجود دارد و می توان گفت باید از آزمون های ناپارامتریک استفاده گردد.

آزمون نمونه‌های مستقل بر مبنای توزیع من وتنی، یک آزمون ناپارامتری می‌باشد که در آن به بررسی تفاوت میان میانگین دو جامعه پرداخته می‌شود. از این آزمون، از آن‌جایی که با دو  جامعه سرو کار داریم، برای آزمون فرضیه‌های تفاوت استفاده می‌شود. از این آزمون می‌توان، بسته به موضوع پژوهش، برای تحلیل وجود یا عدم وجود تفاوت بین مقادیر در یک متغیر دو سطحی مثل وضعیت تاهل (اگر مجرد و متاهل در نظر باشد) استفاده نمود.

آزمون کروسکال- والیس یک آزمون ناپارامتری  که معادل آزمون اف است. و برای ارزیابی یکسان بودن یا یکسان نبودن دو جامعه یا چند جامعه به کار برده می‌شود. در این آزمون واریانس کل جامعه به عوامل اولیه آن تجزیه می‌شود .از این آزمون برای مقایسه همقوارگی چند جامعه تواما با هم استفاده می‌شود. در تحقیق حاضر به علت غیرنرمال بودن توزیع داده ها و فرضیه های تفاوتی و  رابطه ای، آزمون های پارامتریک اسپیرمن، کروسکال- والیس و من ویتنی و آزمون رگرسیون لجستیک بکار برده شده است.

  • تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم

برخی مفاهیم اجتماعی به طور غیر مستقیم قابل سنجیدن نمی باشند. برای بررسی چنین مفاهیم و واژگانی بهره گیری از شاخص های استنتاجی، یکی از بهترین روش ها برای شناخت این دسته از مفاهیم و مقولات می باشد. در میان طیف های پرکاربرد در علوم اجتماعی طیف لیکرت به دلایل مختلف از طیف های دیگر کاربرد بیشتری در علوم اجتماعی یافته است. استفاده مکرر از این طیف جهت سنجش مفاهیم ذهنی- کیفی جایگاه آن را تقریبا در تحقیق های اجتماعی تثبیت کرده است. این طیف دارای سطح سنجش ترتیبی است و پاسخگو بر روی یک پیوستار چهار قسمتی پاسخ هایی را از گرایش موافقت کامل تا عدم گرایش و مخالفت کامل انتخاب می کند. از آنجایی که در طیف لیکرت اساس کار بر هم وزن بودن گویه ها استوار است، بنابراین همانند شاخص سازی، نیازی به تعیین وزن برای هر گویه وجود ندارد. بدین ترتیب مجموع امتیازی که فرد از گویه بدست می آورد نمایانگر نوع نگرش او خواهد بود. از آنجا که این تحقیق در پی آن است تا عوامل موثر بر نشاط شهروندان بوشهر را مورد بررسی قرار دهد لذا به نظر می رسد بهترین روش تحقیق برای این امر می تواند تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی باشد که از ابزارهای جمع آوری اطلاعات همچون پرسشنامه استفاده و عوامل موثر بر نشاط شهروندان را براساس طیف لیکرت مورد ارزیابی قرار می دهد.

در این نوع تحقیق ما با دو نوع متغیر سر و کار داریم: 1) متغیر وابسته 2) متغیر مستقل. منظور از متغیر مستقل متغیری است که بر روی متغیرهای دیگر اثر می گذارد. و منظور از متغیر وابسته متغیری است که در جریان یک تحقیق متاثر از متغیر یا متغیرهای دیگر است.

متغیر وابسته:

متغير وابسته در اين پژوهش”نشاط اجتماعی”است. نشاط اجتماعی دارای اثرات و آثاری چند بر زندگی شهروندان و جامعه بوده که از جمله آن ها عبارتنداز : تعلق اجتماعی ، همبستگی اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی، وفاق اجتماعی ،ارتقاء شاخص های سلامت روانی و اجتماعی، افزایش رضایت از زندگی یا رضایت شغلی، پویایی اجتماعی، کاهش هزینه های مردم، افزایش امید در جامعه، زندگی متعادل و با ثبات، ارتقاء کیفیت زندگی، افزایش خلاقیت و نوآوری و کاهش آسیب های اجتماعی. سنجش عملي اين متغير در پرسشنامه با شاخص داشتن تاثیر خوب روی همشهری ها، هدفمندی ، خوشبینی، تصمیم گیری آسان، احساس شادی و لذت، رضایتمندی، امید به آینده، قادر به انجام کارها، جبران کمک دیگران، حس بی معنایی از زندگی، تیره دیدن آینده جامعه، احساس به درد هیچ کاری نخوردن و ناتوانی در مطرح کردن مشکلات با دیگران از سوال 10 تا 22 با سطح مقياس ترتيبي لیکرت مطرح گرديده است.

متغيرهای مستقل:

  1. سن: تعداد سال هاي كاملي است كه از لحظه تولد تا زمان تحقيق از عمر پاسخگو مي گذرد. عين رقم سن كه پاسخگو اظهار مي دارد مد نظر است كه در اين صورت در سطح مقياس نسبي قابل سنجش است. اين متغير توسط سؤال باز پرسشنامه سنجيده مي شود.
  2. جنس: متغير جنس به لحاظ عملياتي با شاخص مرد و زن در مقياس اسمي سنجيده مي شود.
  3. تأهل: منظور از تاهل، همسر اختيار كردن است. اين متغير به لحاظ عملياتي با شاخص متاهل و مجرد در مقياس اسمي سنجيده مي شود.
  4. تحصیلات: در این تحقیق منظور از تحصیلات، مقطع تحصیلی از سطح ابتدایی تا دکترا است. این متغیر در سطح اسمی اندازه گیری می شود.
  5. پایگاه اجتماعی و اقتصادی: پایگاه اجتماعی از نظر وبر شامل سه متغیر ثروت و منزلت و طبقه می باشد. در این تحقیق متغیر مستقل پایگاه اجتماعی-اقتصادی با شاخص درآمد به تومان و تحصیلات،  اشتغال و نوع شغل و نوع مسکن در سطح اسمی و احترام در سطح لیکرت با سوالات 4 تا 9 در پرسشنامه اندازه گیری می شود.
  6. عدالت اجتماعی: عدالت اجتماعي به معناي رعايت مساوات در جعل قانون و اجراي آن است؛ يعني اينکه قانون براي همه، امکانات مساوي جهت پيشرفت و استفاده از امکانات رفاهي و سير مدارج ترقي قائل شود. عدالت اجتماعي از لحاظ اجرا و عمل، وظيفه دولت ها است لذا دولت بايد در عمل براي افراد تفاوت و تبعيض قائل نشود و امکان پيشرفت و رفاه اجتماعي آنان را فراهم آورد.کاهش فقر و محروميت، اشتغال، تأمين نيازهاي اساسي(مسکن- بهداشت- آموزش) ثبات قيمت ها متناسب با دستمزدها، توزيع عادلانه درآمد و ثروت، برقراري امنيت و نظم، تامين حقوق همه جانبه افراد، تامين اجتماعي و خدمات رفاهي متغيرهاي عدالت اجتماعي هستند. عدالت اجتماعی کتاب تئوری های روانشناسی اجتماعی این واژه را اینگونه تعریف کرده است: عدالت توزیعی در روابط اجتماعی به معنای آن است که یک فرد در روابط متقابل با دیگران انتظار خواهد داشت پاداش های هر فرد در جهت هزینه های وی باشد، معمولا پاداش یا منافع خالص هر فرد متناسب با سرمایه گذاری وی می باشد. کتاب تئوری های روان شناسی اجتماعی این واژه را این گونه تعریف کرده است: عدالت توزیعی در روابط اجتماعی به معنای آن است که یک فرد در روابط متقابل با دیگران انتظار خواهد داشت. پاداش های هر فرد در جهت  هزینه های وی باشد، معمولا پاداش یا منافع خالص هر فرد متناسب با سرمایه گذاری وی باشد و هر چه سرمایه گذاری بیشتر سود بیشتر. این متغیر با شاخص فقر، بیکاری، دخل و خرج زندگی و پارتی بازی دولت، در سطح ترتیبی لیکرت با سوالات 40-37 اندازه گیری می شود.
  7. همبستگی اجتماعی: همبستگی در فرهنگ علوم اجتماعی نوشته آلن پیرو این چنین تعریف شده است: همبستگی احساس مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه است که از آگاهی و اراده برخودار باشند. همچنین همبستگی  می تواند شامل پیوندهای انسانی و برادری بین انسان ها بطور کلی و یا حتی وابستگی متقابل حیات و منافع بین آن ها باشد. این متغیر در پرسشنامه با شاخص احساس تسلط زیاد بر زندگی، در برخورد با مشکلات خیلی احساس ناتوانی کردن، برای رسیدن به هدف می توان دست به هر کاری زد، رعایت قانون، حس تنهایی، تنفر از شرایط زندگی، دوست داشتن سنت های فرهنگی، محدودیت های جامعه، حس نیاز به ارتباط جمعی، احساس مسئولیت، بی تفاوتی مردم نسبت به مشکلات فرد، رفت و آمد با همسایه ها یا دوستان، پایبندی مردم به قول و قرارهایشان، مشارکت در شورا و مراسم مذهبی شهر، از سوال 41 تا 55 با طیف لیکرت سنجیده می شود.
  8. میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی: میزان استفاده افراد جامعه از امکانات از طریق شاخص میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی با استفاده از طیف لیکرت سنجیده می شود. این متغیر با شاخص میزان استفاده افراد در طول یک ماه از فضاهای تفریحی و ارتباطی از جمله: پارک، سینما، ساحل دریا، باشگاه ورزشی، کلاس های آموزشی و دید و بازدید از سوال  28-23 در پرسشنامه با طیف لیکرت اندازه گیری می گردد.
  9. وضعیت خانوادگی: این متغیر با شاخص میزان توجه والدین در ایجاد محیط آرام و حمایت آن ها از فرزندان (حس آرامش در خانه، صمیمیت در خانواده، مشارکت در تصمیم گیری های خانوادگی، در میان گذاشتن حرف های خصوصی در خانواده و تلاش خانواده برای تفریح و مسافرت) در پرسشنامه از سوال 56 تا 60 در مقیاس ترتیبی لیکرت اندازه گیری می گردد.
  10. میزان دینداری: ميزان دينداري با توجه به چهار بعد مورد سنجش قرار مي گيرد. بعد اعتقادي يا باورهاي ديني؛ عبارتست از باورهايي كه بايد پيرامون آن دين، به آن اعتقاد داشته باشند. بعد پيامدي يا آثار ديني، ناظر به اثرات باورها، اعمال، تجارب و دانش ديني بر زندگي روزمره پيروان است. بعد مناسكي يا اعمال ديني، شامل اعمال ديني مشخصي چون عبادت، نماز، شركت در آيين هاي ديني خاص، روزه گرفتن و … است كه بايد پيرامون هر دين آن ها را به جا آورند. بعد احساسي يا عواطف ديني، ناظر به عواطف، تصورات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهري ربوبي همچون خدا يا واقعيتي غايي است. از آنجايي كه تعريف عملياتي دينداري ممكن است در اديان مختلف بسيار متفاوت باشد، گلاك و استارك پيشنهاد كردند، براي اصلاح مقياس عملي دينداري، دربارة موضوع التزام ديني تحقيق تطبيقي صورت گيرد. بدين علت در اين پژوهش تلاش خواهيم نمود تا مدل گلاك و استارك را با دين اسلام منطبق نماييم. متغیر مستقل میزان دینداری در سطح ترتیبی با طیف لیکرت با شاخص اعتقاد به خداوند و پرهیزکاری و انجام اعمال عبادی نظیر نماز و روزه و حس شادی و صمیمیت با خداوند در پرسشنامه با سوالات 29 تا 36 با طیف لیکرت سنجیده می شود.  در این فصل داده های جمع آوری شده در دو بخش مورد تحلیل قرار می گیرند، در بخش اول با استفاده از تکنیک های آمار توصیفی، ویژگی های فردی آزمودنی ها بررسی خواهد شد. در بخش دوم با استفاده از تکنیک های آمار استنباطی، هر یک از فرضیات تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد.
  • یافته های توصیفی

تحلیل توصیفی، مقدمه‌ای بر انجام تحلیل استنباطی می‌باشد. با استفاده از تحلیل توصیفی، اطمینان حاصل می‌شود که نمونه‌ گرفته ‌شده، برای انجام آزمون استنباطی مناسب است.

 

تحلیل توصیفی متغیرهای زمینه‌ای

جنس فراوانی درصد
مرد 161 53.7
زن 139 46.3
جمع 300 100

توزیع پاسخگویان بر حسب جنس

جنس: از مجموع 300 نفری که به عنوان نمونه در این بررسی انتخاب شده‌اند، حدود 53.7 درصد پاسخگویان مرد و حدود 46.3 درصد زن هستند. بنابراین هر چند تعداد مردان بیش از زنان است اما این تفاوت اندک است. بنابراین تعداد زن و مرد در این تحقیق تقریبا متعادل بوده است.

 

وضعیت تاهل فراواني درصد
مجرد 139 45.3
متأهل 161 52.7
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب وضعیت تاهل

وضعیت تاهل: نتایج این بررسی: حدود 52.7 درصد پاسخگویان متأهل، 45.3 درصد مجرد ند. بنابراین اکثر پاسخگویان متاهل هستند.

 

وضعیت فراوانی درصد
شاغل 182 60.7
بیکار 112 37.3
بازنشسته 6 2.0
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب وضعيت اشتغال

 

وضعيت اشتغال: در ارتباط با شغل شهروندان از آنها سوال شد که از مجمو ع پاسخگویان، 60.7 درصد شاغل و 37.3 درصد بیکار و 2 درصد بازنشسته هستند.

گروه سنی فراوانی درصد معتبر
30-15 56.0 57.1
31-46 29.7 30.3
47-60 14.3 12.6
جمع 300 100.0

 

میانگین 32
میانه 30
مد 30
min 15
max 60

توزیع پاسخگویان بر حسب سن

سن: بررسی چگونگی توزیع سن پاسخگویان نشان می دهد، 56 درصد از پاسخگویان در گروه سنی 30-15 سال و همین میزان 29.7 در رنج سنی 46-31 سال هستند. 14.3 درصد گروه سنی 60-47 سال، حداقل سن پاسخگویان 15 سال و حداکثر 60 سال است. میانگین سن در این تحقیق 30 سال به دست آمده است.

 

میزان تحصيلات

فراوانی

درصد

ابتدايي 6 2.0
سیکل 47 15.7
ديپلم 120 40
فوق ديپلم 38 12.7
لیسانس 59

19.0

فوق لیسانس

30

10.0

جمع 300

100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب میزان تحصیلات

میزان تحصیلات: نتایج جدول گویای آن است که بیشترین درصد (40 درصد) از پاسخگویان دارای تحصیلات دیپلم می‌باشند.19  درصد دارای تحصیلات لیسانس، 12.7 درصد فوق دیپلم، 15.7 درصد سیکل، 10 درصد فوق لیسانس و2 درصد دارای تحصیلات ابتدایی هستند. بنابراین از نظر تحصیلی تقریبا همه گروه ها در نمونه موجود بوده است.

 

وضعیت مسکن فراوانی درصد
شخصي 217 72.3
رهن یا اجاره 81 27.0
سازمانی 2 7.0
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب وضعیت مسکن

مسكن: براساس یافته های جدول فوق، 72.3 درصد پاسخگويان در منازل شخصي، 27 درصد در منازل رهن یا اجاره ای و 0.7 درصد در خانه های سازمانی زندگي مي کنند. اکثرا در خانه های شخصی زندگی می کنند.

 

نوع شغل فراوانی درصد
آزاد 182 60.7
رسمی 112 37.3
هردو 6 2.0

توزیع پاسخگویان بر حسب نوع شغل

نوع شغل:  60.7 از پاسخگویان دارای کار آزاد و 37.3 درصد بیکار و 2 درصد بازنشسته هستند. بیشتر نمونه، شغل آزاد دارند.

 

وضعیت درآمد فراوانی درصد
کمتر از یک تومان 62 20.7
یک میلیون تا یک میلیون و هفتصد هزار تومان 125 41.7
دو میلیون تا چهار میلیون 113 37.7
جمع 300 100.0

 

میانگین 1713667
میانه 1500000
مد 1000000
مینیمم 500000
ماکزیمم 4000000

توزیع پاسخگویان بر حسب وضعیت درآمد

درآمد: در مورد وضعیت درآمد پاسخگویان باید گفت که درآمد 20.7 درصد کمتر از یک میلیون تومان، 41.7 درصد درآمدشان یک میلیون تا یک میلیون و هفتصد هزار تومان و 37.7 درصد دو میلیون تا چهار میلیون تومان است. مینیمم درآمد پاسخگویان 500 هزار تومان و ماکزیزمم درآمد آن ها 4000000 تومان ذکر شده است. میانگین درآمد که حدود 17136000 به دست آمده است نشان می دهد که نمونه مورد مطالعه از نظر وضعیت درآمد در شرایط متوسطی قرار دارد.

 

تحلیل توصیفی گویه های  مهم

موارد فراوانی درصد
اصلا 14 4.7
خیلی کم 26 8.7
کم 129 43.0
زیاد 99 33.0
خیلی زیاد 32 10.7
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب رضایت از زندگی

رضایت از زندگی: برطبق جدول فوق 4.7 درصد اصلا از زندگی راضی نیستند و 51.7 از زندگیشان خیلی کم و کم راضی هستند. حدود 44 درصد از زندگی خود بطور زیاد و خیلی زیاد راضیند.

 

موارد فراوانی درصد
اصلا 0 0
خیلی کم 55 18.3
کم 109 36.3
زیاد 90 30.0
خیلی زیاد 46 15.3
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب شادی

شادی: نظر پاسخگویان در مورد شادی نشان داد 54.6 خیلی کم و کم شاد هستند و 45.3 زیاد و خیلی زیاد شادند.

 

موارد فراوانی درصد
اصلا 11 3.7
خیلی کم 20 6.7
کم 76 25.3
زیاد 99 33.0
خیلی زیاد 94 31.3
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب امید

امید: 3.7 درصد پاسخگویان اصلا امید به آینده ندارند و 32 درصد خیلی کم و کم و 64.3 زیاد و خیلی زیاد به آینده امیدوار هستند.

 

موارد فراوانی درصد
اصلا 17 5.7
خیلی کم 0 0
کم 64 21.3
زیاد 107 35.7
خیلی زیاد 112 37.3
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب هدفمندی

هدفمندی: 5.7درصد از پاسخگویان اصلا در زندگی شان هدف ندارند. و 21.3 درصد کم و 73 درصد به طور زیاد و خیلی زیاد هدفمند هستند.

 

موارد فراوانی درصد
اصلا 10 3.3
خیلی کم 34 11.3
کم 81 27.0
زیاد 133 44.3
خیلی زیاد 42 14.0
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب خوشبینی

خوشبینی: 3.3 درصد پاسخگویان اصلا خوشبین نیستند و 38.3 نسبت به اطراف خود بطور خیلی کم و کم و 58.3 درصد زیاد و خیلی زیاد خوشبین هستند.

 

موارد فراوانی درصد
اصلا 8 2.7
خیلی کم 41 13.7
کم 58 19.3
زیاد 106 35.3
خیلی زیاد 58 29.0
جمع 300 100.0

توزیع پاسخگویان بر حسب احترام جامعه

احترام جامعه: 2.7 درصد از پاسخگویان معتقدند که جامعه اصلا برای آن ها ارزش قائل نیست. 33.0 درصد طور کم و خیلی کم اظهار کردند که جامعه به آن ها احترام نمی گذارد و اکثرا(64.3) گفتند که جامعه برای آن ها بطور زیاد و خیلی زیاد ارزش قائل است.

 

تحلیل توصیفی شاخص ها

  • شاخص نشاط اجتماعی

موارد فراوانی درصد میانگین 46.94
پایین 0 0 انحراف معیار 6.915
متوسط 182 60.7 واریانس 47.813
بالا 118 39.3 مینیمم 32
جمع 300 100.0 ماگزیمم 63

توزیع پاسخگویان بر حسب نشاط اجتماعی

نشاط اجتماعی: میزان نشاط اجتماعی39.3 درصد از پاسخگویان بالا و 60.7 درصد متوسط بوده است. این آمار در جدول فوق نشان می دهد که بیش از نیمی از شهروندان بوشهری دارای نشاط اجتماعی متوسط هستند و هیچکدام از آن ها در سطح پایین، نشاط ندارند.

 

  • شاخص عدالت اجتماعی

موارد فراوانی درصد میانگین 8.25
پایین 187 62.3 انحراف معیار 3.675
متوسط 101 33.7 واریانس 13.508
بالا 12 4.0 مینیمم 4
جمع 300 100.0 ماکزیمم 16

توزیع پاسخگویان بر حسب عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی: اکثر پاسخگویان (62/3 درصد) معتقد هستند عدالت اجتماعی در شهر بوشهر پایین  و نظر 33/7 درصد متوسط است. این نشان می دهد که عدالت اجتماعی در شهر بوشهر بطور زیادی پایین است. و تنها 4 درصد از پاسخگویان عدالت اجتماعی را در سطح بالا اعلام کردند.

 

  • شاخص میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی

موارد فراوانی درصد میانگین 14.59
پایین 182 60.7 انحراف معیار 4.524
متوسط 106 35.3 واریانس 20.464
بالا 12 4.0 مینیمم 7
جمع 300 100.0 ماکزیمم 28

توزیع پاسخگویان بر حسب میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی

میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی: میزان این متغیر بین 60.7 درصد از پاسخگویان پایین، 35/3 درصد متوسط بوده است. تنها 4 درصد از پاسخگویان به میزان بالا از امکانات تفریحی و ارتباطی بهره برده‌اند. این نشان می دهد بیش از نیمی از شهروندان بوشهری از این امکانات و  فرصت ها بهره مند نیستند.

 

  • شاخص وضعیت خانوادگی

موارد فراوانی درصد میانگین 18.99
پایین 24 8.0 انحراف معیار 4.058
متوسط 167 55.7 واریانس 16.468
بالا 109 36.3 مینیمم 7
جمع 300 100.0 ماکزیمم 25

توزیع پاسخگویان بر حسب وضعیت خانوادگی

وضعیت خانوادگی: حدود 36.3 درصد از پاسخگویان بالا و 55.7 درصد متوسط بیان شده است. از سوی دیگر وضعیت خانوادگی8.0 درصد پایین بوده است. بنابراین اکثر شهروندان بوشهری از وضعیت خانوادگی متوسط برخوردارند.

 

  • شاخص دینداری

موارد فراوانی درصد میانگین 29.67
پایین 30 10.0 انحراف معیار 7.145
متوسط 126 42.0 واریانس 51.046
بالا 144 48.0 مینیمم 10
جمع 300 100.0 ماکزیمم 40

توزیع پاسخگویان بر حسب میزان دینداری

میزان دینداری: دینداری در بین 48 درصد از پاسخگویان بالا و در بین42 درصد متوسط است. و 10 درصد پایین اعلام شده است. و این آمار، گویای پایبندی به دین شهروندان بوشهری است.

 

  • شاخص همبستگی اجتماعی

موارد فراوانی درصد میانگین 51.7
پایین 0 0 انحراف معیار 8.672
متوسط 205 68.3 واریانس 75.200
بالا 95 31.7 مینیمم 37
جمع 300 100.0 ماکزیمم 69

توزیع پاسخگویان بر حسب همبستگی اجتماعی

همبستگی اجتماعی: براساس جدول فوق، همبستگی اجتماعی در بین  68.3 از پاسخگویان متوسط و 31.7 درصد بالا اظهار شده است. بنابراین بطور متوسط در بین تعداد زیادی از پاسخگویان همبستگی اجتماعی وجود دارد.

 

  • شاخص پایگاه اجتماعی- اقتصادی

موارد فراوانی درصد معتبر میانگین 10.9160
پایین 27 11.3 انحراف معیار 1.97913
متوسط 116 48.8 واریانس 3.91696
بالا 95 39.3 مینیمم 7
جمع 300 100.0 ماگزیمم 15

توزیع پاسخگویان بر حسب پایگاه اجتماعی- اقتصادی

پایگاه اجتماعی- اقتصادی: جدول فوق نشان می دهد، 48/8 درصد از پاسخگویان در پایگاه اجتماعی- اقتصادی متوسط قرار دارند و 39.3 درصد از آن ها در سطح بالا اعلام گردید و تنها 11.3درصد پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین دارند. بنابراین اکثر پاسخگویان دارای سطح متوسطی از پایگاه اقتصادی و اجتماعی( تحصیلات-درآمد –احترام جامعه- نوع مسکن- شغل) هستند. و 60.7 درصد از پاسخگویان، شاغل و دارای کار آزاد هستند و اکثرا( 72.3) در خانه های شخصی زندگی می کنند.

 

یافته‌های استنباطی

  • ویژگی‌های زمینه‌ای و نشاط اجتماعی

نشاط اجتماعی
سن

 

Pearson Correlation 0.108
Sig. (2-tailed) 0.062
N 300

رابطه بین سن و نشاط اجتماعی

رابطه بین سن و نشاط اجتماعی: بین سن و میزان نشاط اجتماعی رابطه معناداری وجود ندارد. این بدان معنی است که عامل سن یا به عبارتی جوان یا پیر بودن شهروندان بوشهری، تاثیر زیادی در نشاط اجتماعی آن ها ندارد. مستقیم بودن رابطه سن با نشاط اجتماعی نشان می دهد که با بالا رفتن سن به میزان نامحسوسی نشاط اجتماعی افزایش می یابد.

 

متغیر وابسته متغیر مستقل فراونی میانگین مقدار z سطح معنی داری
نشاط اجتماعی مرد 161 145.85 1.001- .317
زن 139 155.88

تفاوت بین جنس و نشاط اجتماعی

تفاوت بین جنس و نشاط اجتماعی: بین جنسیت با نشاط اجتماعی تفاوت معناداری وجود ندارد. و دو گروه مرد و زن با سطح اطمینان 95 درصد در میانگین نشاط اجتماعی با هم مشابه هستند.

 

متغیر وابسته متغیر مستقل فراونی میانگین مقدارz سطح معنی داری
نشاط اجتماعی مجرد 136 125.97 4.036- 0.000
متاهل 158 166.03

تفاوت بین وضعیت تاهل و نشاط اجتماعی

تفاوت بین وضعیت تاهل و نشاط اجتماعی: جدول فوق  با توجه به مقدار z و سطح معنی داری نشان می دهد بین وضعیت تاهل و نشاط اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. این تفاوت به طور قوی معکوس است. به عبارتی از نظر تاهل و نشاط بین مجردها و متاهل ها تفاوت معنی داری وجود دارد. اما میانگین ها نشان می دهد افراد متاهل شادتر از افراد مجرد هستند.

 

متغیر وابسته متغیر مستقل تعداد میانگین خی دو درجه آزادی سطح معنی داری
نشاط اجتماعی شاغل 182 168.86   2 0.000
بیکار 112 121.53 20.929
بازنشسته 6 134.50  

تفاوت بین وضعیت اشتغال و نشاط اجتماعی

تفاوت بین وضعیت اشتغال و نشاط اجتماعی: نتیجه نشان می هد تفاوت شاغل و غیرشاغل در ارتباط با نشاط اجتماعی، معنی دار است. افرادی که شاغل هستند نشاط بیشتری دارند.

 

متغیر وابسته متغیر مستقل تعداد میانگین خی دو درجه آزادی سطح معنی داری
نشاط اجتماعی آزاد 122 132.80   3 0.000
رسمی 53 232.83  

60.856

هر دو 21 160.90  
هیچ کدام 104 127.20

تفاوت بین شغل و نشاط اجتماعی

تفاوت بین شغل و نشاط اجتماعی: بین شغل و نشاط اجتماعی پاسخگویان تفاوت معنادار و مستقیم وجود دارد. افرادی که شغل رسمی دارند نشاط بیشتری دارند.

 

متغیر وابسته متغیر مستقل تعداد میانگین خی دو درجه آزادی سطح معنی داری
نشاط اجتماعی شخصی 217 154.54   2 .0130
رهن یا اجاره 81 136.00 8.668
سازمانی 2 299.50  

تفاوت بین نوع مسکن و نشاط اجتماعی

تفاوت بین نوع مسکن و نشاط اجتماعی: بین نوع مسکن و نشاط اجتماعی پاسخگویان تفاوت معنادار و مستقیم وجود دارد. میانگین ها نشان می دهد افرادی که دارای خانه های سازمانی هستند، نسبت به افرادی که در خانه های اجاره ای یا رهن و شخصی زندگی می کنند نشاط اجتماعی بیشتری دارند.

 

متغیر پایگاه اجتماعی- اقتصادی امکانات تفریحی وضعیت خانوادگی دینداری عدالت

اجتماعی

همبستگی

اجتماعی

تحصیلات
نشاط اجتماعی  Spearmans

Correlation

(**)0.324 (**)256. 372(**). (**)184. (**)291. (**)561 . 005.-
Sig. (2-tailed) 049. 000. 000. 001. 000. 000. 0.930
تعداد 300 300 300 300 300 300 300

رابطه بین تک تک عوامل اجتماعی – فرهنگی و نشاط اجتماعی

رابطه عوامل اجتماعی فرهنگی و نشاط اجتماعی: رابطه بین تک تک عوامل اجتماعیاقتصادی و نشاط اجتماعی یافته های تحقیق نشان می دهد:

  1. بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و نشاط اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد؛ بدین معنی که با بالارفتن پایگاه اجتماعی- اقتصادی بین افراد، نشاط اجتماعی آنان افزایش پیدا می کند.
  2. بین میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی با نشاط اجتماعی ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. و افزایش امکانات تفریحی و ارتباطی باعث نشاط بیشتری بین افراد خواهد شد.
  3. بین وضعیت خانوادگی با نشاط اجتماعی ارتباط مستقیم و قوی معناداری وجود دارد. هر چه ارتباط افراد در خانواده صمیمی تر باشد نشاط اجتماعی همچنان بیشتر می گردد.
  4. بین میزان دینداری با نشاط اجتماعی رابطه و معناداری وجود دارد. این رابطه از نظر شدت قوی و از نظر جهت مستقیم است. بنابراین با افزایش میزان دینداری در بین شهروندان نشاط اجتماعی به شدت افزایش می یابد.
  5. عدالت اجتماعی رابطه معناداری با نشاط اجتماعی دارد. این رابطه قوی و مستقیم است؛ بدین معنی که با افزایش عدالت اجتماعی، میزان نشاط اجتماعی در افراد افزایش می یابد.
  6. همبستگی اجتماعی نیز رابطه معنادار و مثبت با نشاط اجتماعی افراد دارد. هر چقدر شهروندان همبستگی بیشتری با هم داشته باشند، نشاط و شادی در بین افراد جامعه بیشتر می شود.

 

رابطه کلی بین عوامل اجتماعی فرهنگی و نشاط اجتماعی

متغیر نشاط اجتماعی
عوامل اجتماعی فرهنگی Correlation Coefficient (**)581.
Sig. (2-tailed) 0.000
N 300

رابطه کلی بین عوامل اجتماعی- فرهنگی و نشاط اجتماعی

رابطه کلی بین عوامل اجتماعی- فرهنگی و نشاط اجتماعی: جدول فوق نشان می دهد که در حالت کلی بین شاخص عوامل اجتماعی- فرهنگی با نشاط اجتماعی از نظر آماری رابطه معناداری وجود دارد. بالا رفتن این عوامل (عدالت اجتماعی- همبستگی اجتماعی- میزان امکانات تفریحی و ارتباطی- وضعیت خانوادگی- پایگاه اجتماعی، اقتصادی- میزان دینداری) موجب افزایش نشاط و پویایی در بین شهروندان بوشهر می گردد.

 

تحليل چند متغيره

در اين قسمت از تحليل به بررسي روابط چندگانه بين متغيرها پرداخته مي‌شود. هدف اين بخش، يافتن ميزان و سهم اثر متغيرهاي مستقل در توضيح نشاط اجتماعی است. براي اين منظور از تحليل رگرسيون لجستیک استفاده شده است.

 

آماره‌هاي مربوط به مدل رگرسيون لجستیک براي تبيين نشاط اجتماعی

Step -2 Log likelihood ضریب کاکس و اسنل Nagelkerke R Square
1 262.476 235. 315.

ضریب تعیین کاکس- اسنل

   ضریب تعیین کاکساسنل: در روش رگرسیون چند متغیره، ضریب تعیین آردو  میزان تغییرات متغیر وابسته بر اثر متغیر مستقل را نشان  می دهد. در این تحقیق چون از روش رگرسیون لجستیک استفاده می شود، ضریب تعیین کاکس-اسنل همان نقشی را ایفا می کند که آردو در رگرسیون چند متغیره ایفا می نماید. یعنی مقدار ضریب تعیین کاکس- اسنل نشان دهنده میزان وابستگی میان متغیر وابسته و مستقل است. با توجه به جدول فوق، مقدار ضریب تعیین براساس ملاک کاکس و استل برابر با 235/0 به دست آمده است. به عبارتی دیگر در نمونه حاضر، حدود 5/23 درصد از عوامل تعیین کننده نشاط اجتماعی، با متغیرهای مستقل بیان می شوند. لازم به ذکر است که در مدل های رگرسیون لجستیک، توان پیش بینی در حدود 20 الی 30 درصد توان مناسبی است. از این رو این مقدار برای مدل مناسب به نظر می رسد.

 

   متغیر B S.E. Wald df Sig. Exp(B)
 

 

 

عدالت اجتماعی

682. 289. 5.562 1 018. 1.978
امکانات اجتماعي 828. 262. 9.963 1 002. 2.289
وضعيت

خانوادگي

414. 259. 2.559 1 110. 1.513
دينداري 334. 265. 1.588 1 208. 1.397
همبستگي اجتماعي 1.171 333. 12.335 1 000. 3.224
پايگاه اجتماعي 293. 083. 12.633 1 000. 1.341
Constant 10.121 1.487 46.306 1 000. 000.

ضرایب متغیرهای تشریحی  و آزمون معنی داری آن ها

مقادیر برآود شده ضرائب متغیر های تشریحی: در ستون اول Exp(B) نسبت بخت ها مشاهده می شود. مقادیر بیشتر از یک، نشان از بخت موفقیت بیشتر نسبت به شکست دارد و مقادیر کمتر از یک به معنی بخت موفقیت کمتر نسبت به شکست است. با نتایج جدول فوق مشاهده می شود که متغیرهای وضعیت خانوادگی و میزان دینداری حذف می شوند. زیرا این متغیرها تاثیر معناداری در نشاط اجتماعی افراد ندارند. لذا می توان رگرسیون را مجددا بدون حضور این دو متغیر بررسی کرد.

 

آزمون نهایی رگرسیون لجستیک

آزمون نهایی رگرسیون لجستیک

آزمون نهایی رگرسیون لجستیک: جدول فوق نشان می دهد که افزایش همبستگی اجتماعی شهروندان بوشهر، افزایش نشاط اجتماعی را در پی دارد. سپس به ترتیب، افزایش میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی، عدالت اجتماعی و پایگاه اجتماعی شهروندان بوشهری، باعث افزایش نشاط در بین آن ها میگردد.

 

خلاصه یافته ها

در این پژوهش به منظور شناسایی و مطالعه عوامل موثر بر وضعیت نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر، یک پرسشنامه مطرح نموده و از طریق این ابزار با شهروندان این شهر از طریق مصاحبه پرسشنامه‌ها را تکمیل نموده و با استفاده از نرم افزار spss مورد بررسی قرار داده‌ایم. جامعه آماری این تحقیق کلیه شهروندان سنین 15 تا 65 سال شهرستان بوشهر در سال 1393 است.

 

تحلیل یافته های توصیفی

  • از مجموع 300 نفری که به عنوان نمونه در این بررسی انتخاب شده‌اند، 53.7 درصد پاسخگویان مرد و  46.3 درصد زن می‌باشند، 52.7 درصد متأهل و 45.3 درصد مجردند. بیشترین پاسخگویان با 56 درصد در گروه سنی 30-15 سال و به میزان 60.7 درصد شاغل هستند، بیشترین درصد پاسخگویان(40 درصد) دارای تحصیلات دیپلم هستند. 72.3 در خانه های شخصی زندگی می کنند. 60.7 درصد از شهروندان، شاغل؛ 72.3 درصد پاسخگويان در منازل شخصي؛ میانگین درآمد پاسخگویان، حدود یک میلیون و هفتصد هزار تومان است. اکثرا(64.3) اظهار کردند که جامعه برای آن ها بطور زیاد و خیلی زیاد ارزش قائل است. این ارقام نشان می دهد که بیش از نیمی از شهروندان بوشهر از پایگاه نسبتا خوب و متوسطی برخوردارند.
  • نظر پاسخگویان در مورد سوالات مهم در مورد نشاط نشان می دهد، 54.6 خیلی کم و کم شاد هستند و 45.3 زیاد و خیلی زیاد شادند. 64.3 زیاد و خیلی زیاد به آینده امیدوار هستند. 58.3 درصد زیاد و خیلی زیاد خوشبین هستند. و 73 درصد به طور زیاد و خیلی زیاد هدفمند هستند. به طور کلی میزان نشاط اجتماعی39.3 درصد از پاسخگویان بالا و 60.7 درصد متوسط بوده است. این آمار در جدول فوق نشان می دهد که بیش از نیمی از شهروندان بوشهری دارای نشاط اجتماعی متوسط هستند و هیچکدام از آن ها در سطح پایین نشاط قرار ندارند.
  • اکثر پاسخگویان (62/3 درصد) معتقد هستند عدالت اجتماعی در شهر بوشهر پایین و نظر 33/7 درصد متوسط است. نتیجه تحقیق نشان می هد که از نظر ساکنان شهر بوشهر عدالت اجتماعی در سطح پایینی است. و تنها 4 درصد ار پاسخگویان عدالت اجتماعی را در سطح بالا مطرح کردند. فقر و بیکاری و پارتی بازی در دولت و متناسب نبودن دخل و خرج زندگی را علل این بی عدالتی اجتماعی اعلام کردند.
  • میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی بین 60.7 درصد از پاسخگویان پایین، 35/3 درصد متوسط بوده است. تنها 4 درصد از پاسخگویان به میزان بالا از امکانات تفریحی و ارتباطی(پارک- سینما- دید و بازدید- ساحل دریا- باشگاه ورزشی- کلاس های آموزشی) بهره برده‌اند. این نشان  می دهد بیش از نیمی از شهروندان بوشهری از این امکانات و  فرصت ها بهره مند نیستند.
  • وضعیت خانوادگی(احساس آرامش در خانه- صمیمیت خانوادگی- مشارکت در تصمیمگیری های خانوادگی- بیان حرف های خصوصی با والدین یا همسر- تلاش خانواده برای تفریح و مسافرت) حدود 36.3 درصد از پاسخگویان بالا و 55.7 درصد متوسط بیان شده است. از سوی دیگر وضعیت خانوادگی8.0 درصد پایین بوده است. بنابراین اکثر شهروندان بوشهری از وضعیت خانوادگی متوسطی برخوردارند.
  • میزان دینداری در بین 48 درصد از پاسخگویان بالا و در بین 42 درصد متوسط و 10 درصد پایین اعلام شده است. و این آمار، گویای پایبندی شهروندان بوشهری به دین اسلام است. بطور متوسط ، شهروندان بوشهر معتقدند که مذهب پاسخگوی تمام مسائل است و بیشتر وقت ها احساس توبه و طلب کمک از خداوند بر جبران گناهان به آن ها دست می دهد و بدون اعتقادات دینی زندگی خود را پوچ و بی هدف می دانند. همواره خداوند را ناظر بر اعمالشان می بینند و تقلب در مالیات را کار نادرستی می دانند. نماز و روزه را بجا می آورند و هر روز به درگاه خداوند دعا می کنند و تعداد کمی از آن ها معتقدند با بی حجابی باید با قاطعیت برخورد کرد.
  • همبستگی اجتماعی در بین 68.3 از پاسخگویان متوسط و 31.7 درصد بالا اظهار شده است. بنابراین بطور متوسط در بین تعداد زیادی از پاسخگویان همبستگی اجتماعی(حس قدرت و تعهد و رعایت قانون- باارزش بودن دنیا- امید به آینده جامعه- جمع گرایی- حس اعتماد به خود و دیگران- علاقه به فرهنگ و سنت های شهر خود و حس آزادی شان در جامعه) وجود دارد.

 

تحلیل یافته های استنباطی

تحلیل یافته‌های استنباطی بر اساس تعداد فرضیات تحقیق حاضر در دو  بخش تنظیم شده است:

  1. رابطه ویژگی‌های زمینه‌ای و نشاط اجتماعی: آزمون ها نشان دادند که از نظر نشاط اجتماعی بین دو جنس تفاوت معناداری مشاهده نمی شود. اما بین تاهل و وضعیت اشتغال و شغل و نوع مسکن و  پایگاه اجتماعی- اقتصادی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. بنابراین فرضیه اول تحقیق (با فاکتور گرفتن دو متغیر سن و جنس) تایید می‌شود. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی از قبیل سن، جنس، میزان درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و نژاد اصلا رابطه ای قوی با میزان شادی ندارند. به طور مثال، تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه سن و جنسیت با شادمانی» در سال 1997 توسط “داینر و همکاران”در میان زنان و مردان گروه های سنی مختلف بین 40 کشور انجام گرفته که بر وجود رابطه ضعیف بین برخی ویژگی های دموگرافیک مانند سن و جنسیت با شادمانی تاکید کرده است. تحقیق “کبری تقی زاده”در سال 1385 به عنوان «رابطه رضایت شغلی با شادی» نیز نشان می دهد که بین متغیرهایی چون سن، جنس، سابقه کار، وضعیت تاهل و رتبه علمی با شادی رابطه ای وجود ندارد. نتایج پژوهش” جعفری “در سال 1383 در ارتباط با «بر رسی شادی و عوامل همبسته آن در میان دانشجویان اصفهان» در نمونه ای 727 نفری  نشان می دهد بین متغیرهای جنس، وضعیت تاهل، سال ورود، محل زندگی، وضعیت شغلی، محل تحصیل با شادی رابطه وجود ندارد ولی  بین سن و شادی همبستگی پایینی وجود دارد.
  2. رابطه عوامل اجتماعی- فرهنگی و نشاط اجتماعی: آزمون های اسپیرمن نشان دادند، بین شاخص عوامل اجتماعی- فرهنگی (عدالت اجتماعی، همبستگی اجتماعی، میزان استفاده از امکانات تفریحی و ارتباطی، وضعیت خانوادگی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان دینداری) با نشاط اجتماعی از نظر آماری رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد. بنابراین فرضیه دوم  نیز تایید می‌گردد.

“سلیگمن” عواطف و ویژگی های فردی را با گذشته، حال و آینده مرتبط می داند. او معتقد است  که عواطف مثبت مربوط به گذشته عبارتند از؛ رضایت، غرور و آرامش. عواطف مثبت مربوط به آینده شامل مواردی چون؛ خوش بینی امید و اعتماد است. عواطف مثبت معطوف به زمان حال به دو بخش تقسیم  می شوند: لذت و خوشنودی. از نظر او عوامل مادی موثر بر ایجاد شادی دو دسته هستند: 1. لذت های زندگی2. دلبستگی های زندگی و عوامل معنوی موثر در میزان شادی افراد، کارهای مفید هدفمند می باشد؛ لذت های زندگی به کلیه تمایلات و خواسته های درونی و ذاتی اشخاص برای بقا و ادامه زندگی توام با خوشی گفته می شود. دلبستگی های زندگی یکی از مهمترین ویژگی های انسان جهت توانایی در شکل دادن به روابط بین فردی و حفظ آن است. این روابط که برای هر یک از ما جهت حفظ بقاء، تولید مثل، عشق، شغل و غیره کاملاً ضروری است، شکل های مختلفی به خود می گیرد؛ اما منظور از کارهای مفید و هدفمند، تمامی فعالیت هایی است که افراد با نشاط و دارای شخصیت سالم در طول زندگی خود انجام می دهند. از نظر سلیگمن نشاط عبارت است از چگونگی داوری فرد درباره نحوه گذران زندگی، این نوع داوری متاثر از ادراکات شخصی فرد و تجربه احساسات و عواطف مثبت است که بر سبک تبیین، قضاوت و تصمیم گیری او اثر می گذارد. عواملی که نشاط را بوجود می آورند شامل احساس رضایت مندی از زندگی و فقدان عواطف منفی همچون افسردگی و لذت بردن از وقایع می باشد و یکی از علل تاثیر گذار در برقراری اصول بهداشت روانی و خوشبختی است. در این تحقیق نتیجه آزمون ها نشان می دهد ؛ میزان نشاط بین شهروندان بوشهری 60.7 درصد متوسط بوده است. 58.3 درصد زیاد و خیلی زیاد خوشبین، 73 درصد به طور زیاد و خیلی زیاد هدفمند هستند. 64.3 زیاد و خیلی زیاد به آینده امیدوار هستند. 45.3 زیاد و خیلی زیاد شادند. حدود 44 درصد از زندگی خود بطور زیاد و خیلی زیاد راضی هستند. این نشان می دهد با وجود اینکه میزان رضایتمندی و احساس شادی بین  آن ها کمتر از 50 درصد است اما به ترتیب سه عامل هدفمندی و امید به آینده و خوشبینی شهروندان آن ها را در سطح متوسطی از نشاط اجتماعی قرار داده است. این نتایج، دیدگاه سیلگمن را اثبات می کند.

طبق تحقیق “گنجی”، دین داری، ورزش و موسیقی با احساس شادی رابطه مستقیم دارند؛اکثریت شهروندان نسبت به واقعیت های زندگی خوشبین هستند. تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه بین شوخی و شادی» توسط “راچ و کارل”در سال 1998 انجام شد که آن ها در مطالعه ای 263 آمریکایی و 151 آلمانی بزرگسال را بررسی کردند و نتیجه گرفتند که افراد شاد بیشتر می خندند و احساس بهتری از شوخی دارند. «تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه تفریح و شادی» توسط “لوین سان و گراف(1973)”صورت گرفته آن ها در روش درمانی خود به نام درمان با فعالیت های    شادی بخش کشف کردند که فعالیت های شادی بخش حالت عاطفی افراد را تا پایان روز تحت تاثیر قرار می دهند. “نجمی”معتقد است راه پایدار یافتن صلح و آرامش و کامیابی درونی تغییر برنامه ریزی درونی است و تقریبا 73 درصد شهروندان بوشهری در زندگی شان برنامه و هدف مشخصی دارند. “جعفر هزار جریبی، پروانه آستین فشان(1388)”در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل موثر بر نشاط اجتماعی(با تاکید بر استان تهران)» ۵۴ درصد احساس نشاط اجتماعی خود را در سطح متوسط ارزيابی کرده اند. آن ها به این نتیجه رسیدند که پارامتر توسعه ای نشاط اجتماعی مرکب از متغیرهای بسیاری است که به نظر می آید در تحقیقات انجام شده، متغیرهای اصلی و تبیین کننده واریانس نشاط اجتماعی مربوط به متغیرهای امید به آینده، ارضای نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی می باشد.

“دورکیم”نیز به نقش دینداری در نشاط اجتماعی اشاره نموده بود. از نظر او آیین ها و مراسمی که در هنگام انجام فرائض دینی انجام می شود شادی و نشاط را به دنبال دارد. نظر دورکیم در این تحقیق نیز تایید می شود.   به نظر دورکیم در جریان انتقال از همبستگی مکانیکی به ارگانیکی،    ارزش های جمعی تضعیف می شوند. تعهد افراد به جامعه کاهش می یابد و هر فردی می کوشد تا تمایلات شخصی خود را دنبال کند. به نظر می رسد با وجود اینکه شهر بوشهر دارای همبستگی ارگانیکی است اما به جهت کوچک بودن آن هنوز همبستگی مکانیکی در آن تضعیف نگردیده است و افراد با ارتباطی صمیمی کنار هم زندگی می کنند. و ارزش های جمعی در بین شهروندان تضعیف نشده است زیرا حدود همبستگی اجتماعی در بین 68.3 از پاسخگویان متوسط ، اعلام شده است. در واقع دورکیم اخلاق را برخاسته از گروه و جمع دانسته و از طریق روابط متقابل، صمیمیت و احساس مشترک، تعهد و نشاط بین مردم ایجاد می شود.

همبستگی اجتماعی با نشاط رابطه مثبت و معنی دار نشان داده است. دستاورد به دست آمده نظریه دورکیم را تایید می کند. او می گوید دین نقش مهمی در ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی دارد و چنانچه آزمون ها نشان دادند میزان دینداری شهروندان بوشهری سومین شاخص قوی در شهروندان بوشهری بیشتر به لحاظ دینداری بالای آن هاست که موجب نشاط اجتماعی شان گردیده است.

“های(1982)”تحقیقی را در زمینه تاثیر ایمان و  فعالیت های مذهبی بر میزان شادمانی افراد انجام داد که گزارش کرده 61 درصد کسانی که در مراسم مذهبی شرکت می کنند احساس شادمانی و آرامش دارند. در پژوهش دیگری که توسط “هالمان”، “هونک” و “دمور(1987)”انجام شد این نتیجه بدست آمد که فعالیت های مذهبی از جمله حضور در کلیسا بر شادمانی افراد می افزاید.

بی شک، وضعیت خانوادگی و محیط پرورش شخصیت نیز بر نشاط اجتماعی افراد، بسیار موثر است.”تامسون”نیز که بر نقش محیط و بخصوص نقش خانواده در ایجاد نشاط تاکید می کند، می گوید ابراز احساسات در تجربه هیجانات مبثت تاثیر می گذارد، کیفیت روابط عاطفی خانواده در دوران کودکی و دوره های پس از آن در بروز قابلیت های مربوط به هیجانات مثبت و نشاط بسیار موثر است. بر این اساس نظریه تامسون در مورد نقش وضعیت خانواده در نشاط اجتماعی تایید می گردد.

بنابر دیدگاه “مارکس”از خودبیگانگی به وضعیتی گفته می شود که مردم در آن اختیار خود را درباره دنیای اجتماعی که خود به دست آورده اند از دست  می دهند و در نتیجه آن، خود را در یک محیط اجتماعی خصمانه، بیگانه(ناشاد) می یابند. بنابراین با وجود همبستگی نسبتا بالایی که بین شهروندان بوشهری دیده می شود حس بیگانگی اجتماعی در آنها کمرنگ است و افراد خود را در یک محیط خصمانه نمی بینند. و نظر مارکس از این جهت اثبات می گردد.

بنابر نظر “وبر”سه عامل دارایی، قدرت و منزلت اجتماعی به علت توزیع نابرابر، اساس قشربندی اجتماعی در جوامع مدرن محسوب می شوند که برخورداری متفاوت افراد از این سه قدرت اجتماعی باعث کاهش و یا افزایش نشاط در بین آن ها می شود. از نظر ماکس وبر قدرت سیاسی، پایگاه اجتماعی و طبقه سه بعد اصلی قشربندی اجتماعی می باشند. وبر در رساله اش «طبقه، پایگاه اجتماعی و حزب» می گوید طبقه اجتماعی تشکیل شده از افرادی که فرصت های زندگی مشابهی دارند و این فرصت های زندگی به نظر او عبارتند از امکانات اختصاصی که یک شخص از لحاظ برخورداری از ثروت، از وضعیت بیرونی زندگی و از تجربه شخصی اش دارد.

در این تحقیق آزمون ها نشان دادند شهروندانی که از امکانات(فرصت ها) رفاهی و ارتباطی جامعه بیشتر استفاده می‌کنند(مانند رفتن به سینما و تاتر – ساحل دریا- پارک و کلاس‌های آموزشی) دارای نشاط اجتماعی بالاتری هستند. اما در بین شهروندان بوشهری اکثر پاسخگویان دارای سطح متوسطی از پایگاه اقتصادی و اجتماعی( تحصیلات- درآمد- احترام جامعه- نوع مسکن- شغل) هستند. و 60.7 درصد از پاسخگویان، شاغل و دارای کار آزاد هستند. و اکثرا (72.3) در خانه های شخصی زندگی می کنند. رابطه معنادار و مستقیم بین پایگاه اجتماعی– اقتصادی شهروندان و میزان نشاط آن ها ملاحظه گردید. نظریه وبر و تحقیقات پژوهشگران این فرضیه را که بین عوامل اجتماعی- اقتصادی و نشاط اجتماعی رابطه وجود دارد تایید می کنند. چند نمونه از این تحقیقات؛ تحقیقی است تحت عنوان«بررسی ثروت به عنوان یکی از عوامل شادی آفرین در بین کشورها» که توسط “دیوید مایرز”انجام گرفت. او نتیجه می گیرد که رابطه ای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمی توان با پول خرید. و سن، جنسیت، موقعیت اجتماعی، محل زندگی، نژاد و سطح تحصیلات کمک موثری به شادی انسان نمی کنند. تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه تفریح و شادی» توسط “لوین سان و گراف(1973)”صورت گرفته نشان داد تفریح می تواند افراد را شاد کند و از آنجا که تفریح بر خلاف ارتباطات، شغل و شخصیت ما تحت تاثیر کنترل ماست و به راحتی  می تواند تغییر کند اهمیت زیادی دارد. متاسفانه  بیش از نیمی از شهروندان بوشهری از این امکانات و  فرصت ها بهره مند نیستند. اما بر طبق تحقیق لوین سان و گراف، آن ها می توانند با کمک مسئولین و کنترل خود در اجرای یک برنامه ریزی موفق، میزان استفاده از امکانات تفریحی را بالا ببرند تا از نشاط بیشتری در زندگی خود بهره مند شوند.

“وینهوون و همکارانش(1994)”پس از بررسی و مرور تحقیقات انجام شده در زمینه شادی، همبستگی بین فعالیت تفریحی و شادمانی را 40 درصد برآورد کردند اما پس از کنترل اثرات متغیرهای دموگرافیکی مختلف از قبیل استخدام و طبقه اجتماعی این میزان را تا 20 درصد نزول داده است؛”اسوالد”در تحقیق خود تحت عنوان «بررسی رابطه بین درآمد و شادی» با عنایت به مطالعات صورت گرفته در ایالات متحده و دوازده کشور اتحادیه اروپایی خاطر نشان کرد که: پول، شادی می‌آورد ولی اثر آن محدود بوده و گاه به لحاظ آماری معنی دار نیست. این تحقیقات ثابت می کنند که همبستگی ضعیفی بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی و نشاط اجتماعی وجود دارد. اما تحقیق حاضر ثابت کرد که احترام دیگران- ثروت یا درآمد- شغل- تحصیلات- امکانات تفریحی و ارتباطی و یا درآمد و نوع مسکن به شدت می توانند موجب نشاط اجتماعی باشند.

 

پیشنهادات

پیشنهادات پژوهشی:

  1. انجام تحقیقات کیفی به منظور پدیدار شناسی و فهم عمیق نشاط و شادی در گروه های مختلف.
  2. انجام تحقیقات پیمایشی و وارد کردن سایر متغیرهای تاثیرگذار بر شادی.

پیشنهادات کاربردی:

  1. تلاش در جهت کاهش فقر و نابرابری و افزایش عدالت اجتماعی از طریق توزیع عادلانه تر منابع توسط دولت و مردم.
  2. برگزاری کارگاه های آموزشی به شهروندان در جهت یادگیری مهارت های زندگی و اینکه چگونه از شرایط زندگی خود لذت ببرند. همچنین در جهت افزایش آرامش در زندگی خانوادگی و ارتقای اعتماد به نفس در شهروندان.
  3. تشویق شهروندان به استفاده از امکانات رفاهی و تفریحی در سطح شهر و همچنین افزایش دسترسی ها به این امکانات از طریق آموزش رسانه‌های ارتباطی مانند جراید و روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون و همکاری  شهرداری و شورای شهر در این امر.
  4. تلاش در جهت افزایش دینداری شهروندان از طریق مراجع و روحانیون و سایر گروه های مرجع.
1 سن
2 جنس مرد                            زن
3 تاهل مجرد                         متاهل
4 تحصیلات:

بی سواد                        ابتدایی                   سیکل                           دیپلم

فوق دیپلم                       لیسانس                  فوق لیسانس                   دکترا

5 وضعیت اشتغال شما کدام است؟

شاغل                           بیکار                    بازنشسته

6 شغل شما چیست؟

آزاد                             دولتی                    هردو

7 درآمد شما به تومان چقدر است؟
8 نوع مسکن شما کدام است؟

شخصی                      رهن یا اجاره            سازمانی

9 آیا جامعه برای من ارزش قائل است و مردم به من احترام می گذارند؟

اصلا                خیلی کم                کم                  زیاد                   خیلی زیاد

 

ردیف گویه های مربوط به متغیر نشاط اجتماعی اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
 10 تا چه حد تأثیر خوبی روی همشهری‌های خود دارید؟
11 در زندگی هدف مشخص دارم.
12 چقدر به اتفاقات اطراف خود خوشبین هستید؟
13 می‌توانم به راحتی تصمیم بگیرم.
14 بیشتر وقت‌ها احساس شادی و لذت از زندگی می کنم.
15 در کل از همه چیز راضی هستم.
16 اطمینان دارم که آینده من سرشار از امید است.
17 قادر هستم هر تصمیمی که می‌گیرم به راحتی انجام دهم.
18 اگر کسی نتواند کمکم را جبران کند ناراحت  می شوم.
19 گاهی احساس می کنم که این دنیا معنا و مفهومی ندارد.
20 آینده جامعه را تیره و تار می بینم.
21 من به درد هیچ کاری نمی خورم.
22 نمی توانم مشکلات خود را با دیگران مطرح کنم.
ردیف گویه های مربوط به متغیر امکانات ارتباطی و تفریحی اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
23 در طول یک ماه چقدر به پارک می روید؟
24 در طول یک ماه چقدر به سینما می روید؟
25 در طول یک ماه چقدر به دید و بازدید می روید؟  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

26 در طول یک ماه چقدر به ساحل دریا می‌روید؟
27 در طول یک ماه چقدر به باشگاه ورزشی می روید؟
28 تا کنون چقدر از کلاس‌های آموزشی شهرتان استفاده کردید؟
ردیف گویه های مربوط به متغیر دینداری اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
29 مذهب پاسخگوی تمام مسائل است.
30 احساس توبه و طلب کمک از خداوند بر جبران گناهان بیشتر وقت ها به من دست می دهد.
31 بدون اعتقادات دینی زندگی ام پوچ و بی هدف است.
32 همواره خدا را ناظر بر اعمالم می بینم.
33 تقلب در پرداخت مالیات کار نادرستی است.

 

34 با پدیده بی حجابی باید با قاطعیت برخورد کرد.
35 هر روز به درگاه خداوند دعا می کنم.
36 نماز و روزه واجب است و من انجام می دهم.
ردیف گویه های مربوط به متغیر عدالت اجتماعی اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
37 به نظر من فقر و محرومیت در جامعه بیشتر شده است.
38 به نظر من بیکاری در جامعه افزایش یافته است.
39 دخل و خرج  زندگی ام با هم تناسب دارند.
40 دولت در عمل در همه جا پارتی بازی می کند.
ردیف گویه های مربوط به متغیر همبستگی اجتماعی اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
41 احساس می کنم تسلط زیادی بر زندگی ام دارم.
42 در برخورد با مشکلات خیلی احساس ناتوانی می کنم.
43 برای رسیدن به هدف می توان دست به هر کاری زد.
44 قانون باید رعایت شود بدون توجه به این که چه عواقبی برای ما دارد.
45 بیشتر اوقات دوست دارم تنها باشم.
46 از شرایط زندگی خود متنفرم.
47 سنت های فرهنگی شهر خودمان را دوست دارم.
48 ارزش های جامعه نوعی فشار و محدودیت بر ما اعمال می کنند.
49 من نیاز دارم با همشهری هایم ارتباط خوبی داشته باشم.
50 مسئول هستم اگر کسی دچار مشکل شود کمکش کنم.
51 مردم نسبت به مشکلات من بی تفاوت هستند.
52 با همسایه ها یا با دوستانم رفت و آمد دارم.
53 مردم به قول و قرارهایشان پایبند هستند.
54 در تصمیم گیری های شورای شهر مشارکت دارم.
55 در مراسم مذهبی محله به طور مرتب شرکت می کنم.
ردیف گویه های مربوط به متغیر وضعیت خانوادگی اصلاً خیلی کم کم  زیاد           خیلی زیاد
56 آیا در خانواده خود احساس آرامش می کنید؟

 

57 خانواده شما تا چه حد با هم صمیمی هستند؟
58 خانواده تان تا چه حد شما را در تصمیم گیری های خانوادگی مشارکت می دهند؟
59 شما تا چه حد حرف های خصوصی خودتان را با والدین یا همسر خود در میان  می گذارید؟
60 خانواده شما تا چه حد تلاش می کنند شما را به تفریح و مسافرت ببرند؟

 

#میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر#پایان نامه#مقاله#نشاط اجتماعی#بوشهر#مقاله میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر#دانلود مقاله میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر#نشاط اجتماعی شهر بوشهر#شهر بوشهر#میزان نشاط اجتماعی شهر بوشهر#مقاله نشاط اجتماعی شهر بوشهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *